خبرگزاری مهر؛ گروه استان ها؛ زهرا ژرفی مهر: دعوتنامه جلسه از سوی جامعه دانشگاهی، بهانهای شد برای حضور در فضایی که همواره آینهای از تحولات اجتماعی و فکری کشور بوده است. هنگام خروج از خانه، در ذهنم این پرسش شکل گرفت که پس از پایان جلسه، شاید لازم باشد باب گفتوگو را فراتر از تریبون رسمی باز کرد؛ گفتوگویی بیواسطه با دانشجویانی که خود، در متن جامعه و آینده آن ایستادهاند. ایده پرسیدن از وحدت ملی نه در قالب شعار، بلکه از دریچه تجربه زیسته دانشجویان، از همان لحظه در ذهنم جرقه زد.
باران بهمنماهی، غیرمنتظره بود. در فصلی که معمولاً انتظار برف میرود، قطرات باران آرام و پیوسته فرود میآمدند؛ نه خشن و نه شتابزده و آن نقرههای لطیف، چنان با ناز از آسمان بر زمین میچکیدند که گویی آسمان داشت دلنازکی زمین را به رسم همدلی نوازش میکرد. این تصویر، ناخواسته مرا به مفهوم وحدت؛پیوندی آرام، تدریجی و صبورانه، نه تحمیلی و ناگهانی برد.
مسیر را در سکوت و تأمل پیمودم. خیابانها، دانشگاه و آدمها، هرکدام نشانی از تنوع داشتند؛ تنوعی که اگر درست دیده و مدیریت نشود، میتواند به فاصله و اگر به رسمیت شناخته شود، به همبستگی بدل شود. درست همانجایی که مفهوم وحدت ملی، از یک واژه رسمی، به یک مسئله اجتماعی تبدیل میشود.
به مقابل در محل برگزاری جلسه که رسیدم، فضای دانشگاه حالوهوای خاصی داشت. جلسه با حضور یکی از سخنرانان و با محوریت ایام دهه فجر برگزار شد و در مجموع، بهخوبی و با نظم سپری شد. سخنرانیها، بر مفاهیمی چون انقلاب، همبستگی و انسجام تأکید داشتند؛ مفاهیمی آشنا که سالهاست در تریبونهای رسمی تکرار میشوند.
اما پس از پایان جلسه، آنچه بیش از خود برنامه توجهم را جلب کرد، جمعهای کوچک دانشجویی بود که شکل گرفت. دانشجویانی که مدتی بود بهدلیل امتحانات یکدیگر را ندیده بودند، حالا در گوشه و کنار، گرم گفتوگوی صمیمی، بیتکلف و واقعی شده بودند. همانجا بود که این سؤال پررنگتر شد. وحدت ملی، در نگاه این نسل، چه معنایی دارد؟
در فاصله میان پایان جلسه و پراکنده شدن دانشجویان، تصمیم گرفتم پاسخ این سؤال را نه در متن سخنرانیها، بلکه در صدای خود دانشجویان جستوجو کنم. نسلی که وحدت را نه در قاب پوسترها، بلکه در عدالت، گفتوگو، شنیده شدن و مشارکت معنا میکند.
این گزارش میدانی، حاصل همان تصمیم است؛ تلاشی برای شنیدن روایت دانشجویان از وحدت ملی، آنگونه که زندگی میکنند، میاندیشند و آینده را تصور میکنند. دانشگاه، در این روایت، نه فقط محل تحصیل، بلکه میدان تمرین همبستگی و بازتعریف مفهوم وحدت در جامعه امروز ایران است.
بر همین اساس، در یک گزارش میدانی، پای صحبت چهار دانشجوی دانشگاه نشستیم و دیدگاههای آنان را درباره وحدت ملی، عوامل تقویت یا تضعیف آن و نقش نسل جوان در تحقق همبستگی اجتماعی جویا شدیم. آنچه در ادامه میآید، بازتاب نگاههای متفاوت اما همراستای دانشجویانی است که دغدغه آینده ایران را دارند.
وحدت ملی، محصول پذیرش آگاهانه تفاوتها
کوثر صفایی، دانشجوی علوم اجتماعی، وحدت ملی را مفهومی ایستا و دستوری نمیداند و تأکید میکند: این مفهوم باید از دل واقعیتهای اجتماعی و تجربه زیسته مردم شکل بگیرد.
به گفته وی، جامعه ایران متنوع است و تقلیل وحدت به یک نسخه واحد، نهتنها همبستگی ایجاد نمیکند بلکه شکافها را عمیقتر میسازد.
صفایی دانشگاه را نمونهای کوچک از جامعه میداند؛ جایی که اختلاف نظر، اگر در چارچوب گفتوگو مدیریت شود، میتواند به درک متقابل نه تقابل منجر شود.
وی وحدت ملی را وابسته به بهرسمیتشناختن هویتها و ایجاد احساس تعلق میداند و معتقد است: نادیدهگرفتن زبان، فرهنگ یا سبک زندگی افراد، همبستگی را تضعیف میکند.
این دانشجو میگوید: وحدت ملی بیش از شعار، به اعتمادسازی و تجربه روزمره مردم نیاز دارد و هشدار میدهد نسل جوان نسبت به فاصله حرف و عمل حساس است.
به باور وی، اگر دانشگاهها به فضایی امن برای بیان دیدگاههای متفاوت تبدیل شوند، میتوانند نقش مهمی در تقویت مهارت گفتوگو و در نهایت وحدت ملی ایفا کنند.
عدالت اجتماعی، پیششرط واقعی وحدت ملی
سحر رضایی بیلانی، دانشجوی حقوق، وحدت ملی را مفهومی میداند که بدون تحقق عدالت اجتماعی، به شعاری توخالی تبدیل میشود.
وی می گوید: وحدت زمانی شکل میگیرد که مردم احساس تبعیض نکنند و قانون برای همه بهطور یکسان اجرا شود.
رضایی با اشاره به نگاه انتقادی نسل جوان میگوید: دانشجویان امروز بهخوبی تناقض میان حرف و عمل را تشخیص میدهند و اگر در کنار شعار همبستگی، نابرابری در فرصتهای شغلی، آموزشی یا اجتماعی دیده شود، اعتماد عمومی آسیب میبیند.
وی اعتماد اجتماعی را ستون اصلی وحدت ملی میداند و معتقد است: این اعتماد، حاصل شفافیت، پاسخگویی نهادها و اجرای عادلانه قانون است.به باور این دانشجوی حقوق، نادیدهگرفتن صدای گروههای مختلف به گسست اجتماعی میانجامد و وحدت ملی تنها از مسیر قانونمداری و عدالت، نه اجبار، محقق میشود.
دانشگاه، بستر گفتوگو و تمرین عملی وحدت
آناهیتا باقری، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی، وحدت ملی را بیش از هر چیز در یادگیری گفتوگو میداند و معتقد است :دانشگاه یکی از مهمترین فضاها برای تمرین این مهارت اجتماعی است.
وی می گوید: دانشجویان با پیشینهها و طرز فکرهای متفاوت در دانشگاه کنار هم قرار میگیرند و اگر گفتوگو شکل نگیرد، این تفاوتها بهسرعت به سوءتفاهم و شکاف تبدیل میشود.
باقری تأکید میکند: اختلاف نظر، بخشی طبیعی از یک جامعه زنده است و وحدت ملی به معنای یکسانفکری نیست، بلکه توانایی اختلاف نظر بدون حذف یکدیگر است.
وی معتقد است: بسیاری از تنشهای اجتماعی ریشه در نشنیدن طرف مقابل دارد و حتی اگر توافقی شکل نگیرد، شنیدن میتواند به درک متقابل منجر شود.
این دانشجوی مهندسی نقش انجمنهای علمی، فعالیتهای فرهنگی و تشکلهای دانشجویی را در تقویت حس مسئولیت جمعی و تعلق اجتماعی مهم میداند و در پایان تأکید میکند: وحدت ملی نیازمند آموزش غیررسمی و مستمر است؛ آموزشی که فراتر از کلاس درس جریان دارد.
وحدت ملی، سرمایه راهبردی برای آینده ایران
سارا غفوری، دانشجوی رشته مدیریت، وحدت ملی را نه صرفاً مفهومی احساسی، بلکه سرمایهای راهبردی برای بقا و پیشرفت کشور میداند. وی می گوید: هیچ کشوری بدون انسجام اجتماعی نمیتواند مسیر توسعه پایدار را طی کند و وحدت ملی تعیینکننده جایگاه ایران در دهههای آینده است.
غفوری با اشاره به شرایط پیچیده منطقهای و بینالمللی تأکید میکند: همبستگی داخلی نقش مهمی در عبور از بحرانها دارد و جامعهای که از درون دچار شکاف باشد، هزینههای فشارهای خارجی را چند برابر میپردازد.
وی نسل جوان را بازیگر اصلی آینده میداند و معتقد است: بیتوجهی به مطالبات این نسل، همبستگی اجتماعی را تضعیف میکند. به باور او، وقتی جوانان احساس مشارکت و نقشآفرینی داشته باشند، خود به موتور وحدت ملی تبدیل میشوند.
این دانشجوی مدیریت همچنین بر پیوند مستقیم توسعه اقتصادی و سرمایه اجتماعی تأکید میکند و میگوید: اعتماد عمومی، شرط موفقیت هر برنامه بلندمدت است.
غفوری در پایان خاطرنشان میکند: وحدت ملی باید به یک پروژه عملی و مستمر در سیاستگذاری، آموزش، اقتصاد و فرهنگ تبدیل شود؛ زیرا وحدت ملی هزینه نیست، بلکه مهمترین سرمایه آینده ایران است.
گفتوگو با دانشجویان نشان میدهد که وحدت ملی در نگاه نسل جوان، مفهومی فراتر از روایتهای رسمی و شعاری است. آنان بر مؤلفههای عینی همبستگی اجتماعی مانند عدالت، گفتوگو، مشارکت و احساس تعلق تأکید دارند؛ مؤلفههایی که بیانگر فاصله معنادار میان برداشت نسل جوان و گفتمانهای کلیشهای وحدت ملی است.
از نگاه دانشجویان، وحدت نه نتیجه یکسانسازی، بلکه حاصل مدیریت هوشمندانه تفاوتهای فرهنگی، قومی و فکری است. در این میان، دانشگاه بهعنوان فضایی میانی، نقشی کلیدی در تمرین مدارا، گفتوگو و همزیستی ایفا میکند.
پیوند میان وحدت ملی و عدالت اجتماعی نیز از محورهای اصلی این دیدگاههاست. دانشجویان معتقدند نابرابری در اجرای قانون یا توزیع فرصتها، سرمایه اجتماعی را تضعیف کرده و بیاعتمادی ایجاد میکند؛ موضوعی که نشان میدهد وحدت ملی بیش از آنکه پروژهای فرهنگی باشد، به کیفیت حکمرانی و عملکرد نهادها وابسته است.
در عین حال، این نسل خود را کنشگری مسئول در قبال آینده کشور میداند و خواستار مشارکت واقعی در تصمیمسازی است. بیتوجهی به این مطالبه، میتواند حس تعلق و همبستگی را تضعیف کند.
این گزارش میدانی نشان میدهد وحدت ملی از نگاه دانشجویان، فرآیندی تدریجی و اجتماعی است که از مسیر اعتماد، گفتوگو و مشارکت شکل میگیرد؛ مسیری که دانشگاهها میتوانند یکی از پایدارترین بسترهای تقویت آن باشند.










ثبت نظر