به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری فیلم «کافه سلطان» ۱۷ بهمن در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با حضور مصطفی رزاق کریمی کارگردان، مرتضی رزاق کریمی تهیهکننده، عطیه آرندی نویسنده، محمدرضا شریفینیا بازیگر در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
مرتضی رزاق کریمی در ابتدای نشست بیان کرد: این روزها مسائلی درباره جشنواره مطرح میشود، واژه جشنواره به معنی جشن نیست و این کلمه معنای درستی برای فستیوال نیست. ما امسال با غم و اندوهی که در جامعه وجود دارد جشنی نداریم. به همه خانوادههای داغدار ایرانی از همین جا تسلیت میگویم.
وی افزود: من معتقد بودم که درباره جنگ ۱۲ روزه باید مدتی بگذرد تا بتوانیم چیزی بسازیم اما وقتی فیلمنامه «کافه سلطان» به دست من رسید بسیار لذت بردم زیرا پرداخت غیرمستقیمی به جنگ داشت و نشان میداد که مناسبات آدمها چطور میتواند در زمان جنگ تغییر کند. این فیلم به تفاوت شیوه نگاه نسلها به زندگی توجه دارد.
آرندی نیز درباره پرداختن به این سوژه عنوان کرد: من اصفهانی هستم و سالهای زیادی را در جاده گذرانده ام. در زمان جنگ ناگهان تمام جادهها شلوغ شدند. من هرگز دلیل باز بودن برخی کافههای متروک جادهای را نمیدانستم و در زمان جنگ به این فکر میکردم که شاید این کافه ها رونق گرفته باشند. همین مسائل باعث شد فیلمنامه «کافه سلطان» را بنویسم.
شریفی نیا در ادامه با انتقاد از مدیران جشنواره فجر گفت: این ایام را به همه کسانی که عزیزی از دست دادند تسلیت میگویم. این روزها سوتفاهم هایی به وجود آمده که از این بابت انتقادی از مدیریت جشنواره دارم. البته من از زحمات آقای شاهسواری ممنونم اما ای کاش به جای کلمه جشن از یادواره استفاده میکردند زیرا ما در این کشور جشنی نداریم. خود جشنواره هم به معنای جشن و پایکوبی نیست. این رسم همواره وجود دارد که بزرگان خانواده وقتی کسی فوت میکند پس از چند روز همه به مغازه صاحب عزا میرفتند و او را به سرکار میبردند. همچنین برای خانم ها لباسی میخریدند تا رخت عزا را از تن دربیاورد. من هم فکر میکردم از طرف مدیریت جشنواره در روز اول جشنواره به عنوان افتتاحیه باید شرایطی برای یادواره این درگذشتگان ایجاد میکردند که بگویند ما آمدیم دورهم جمع شویم تا فیلمهایی درباره روزهای اخیر کشور ببینیم. انتقادی هم به آقای مهدویان دارم زیرا بچه هایی که به جشنواره نیامدند ترسو نیستند بلکه نوع عزاداری در آدمهای مختلف متفاوت است. 2 دستگی ایجاد کردن میان آدمها برای خود جامعه خطرناک است.
مصطفی رزاق کریمی درباره پرداختن به یک کافه بین راهی در فیلمش بیان کرد: ۲۸ سال پیش با فرهاد ورهرام فیلم «یاد و یادگار» را شروع کردیم و شاید ۹۹ درصد ایران را سفر کردیم. در این سفرها در قهوه خانهها زندگی می کردیم و دیالوگ های قهوه خانه برای من خیلی جالب بود. فیلمی هم درباره کامیوندارها ساختم. یعنی ساخت «کافه ساطان» ۲ عقبه داشته است. از ارگان مستند (مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی) با من تماس گرفتند و گفتند که درباره جنگ فیلم بسازم اما موافقت نکردم زیرا نمیخواستم از کسانی که تازه فوت کرده اند فیلم بسازم و درآمدی داشته باشم. در این مدت صحبتی درباره فیلم سینمایی مطرح شد و ما تصمیم گرفتیم که داستان را در بستر جنگ ۱۲ روزه روایت کنیم.
وی درباره روایت جنگ در پسزمینه فیلم و تبدیل شدن جنگ به عاملی برای رونق یک کافه اظهار کرد: ما قرار نیست بگوییم که کافه دار در ایام جنگ پولدار شد بلکه آن مکان محل رفت و آمد آدمهای مختلف است. درواقع این کافه جای گفت و شنود آدمها بود. من در فیلمهایم علاقهای به توپ و تانک ندارم اما عزاداری ام را به نوعی دیگر نشان میدهم.
مصطفی رزاق کریمی تصریح کرد: برخی میگفتند که چرا درباره اتفاقات اخیر فیلم نمیسازی، من آدم واکنشهای سریع نیستم و قطعا در آینده فیلمی درباره این روزها میسازم.
مرتضی رزاق کریمی درباره تصویر کردن جنگ در این فیلم گفت: این فیلم به طور مستقیم به جنگ نمیپردازد و سعی کردیم نگاهی انسانی و غیرشعاری به جنگ داشته باشیم که برای مخاطب جهانی نیز جذابیت داشته باشد.
آرندی درباره خسته کننده بودن فیلم بیان کرد: ریتم از دل داستان بیرون میآید و اگر قرار بود ما با ریتم روزهای جنگ همراه شویم باید توپ و تفنگ نشان میدادیم. ما قصد داشتیم که روایتی انسانی از آن روزها ارائه کنیم.
شریفی نیا درباره همکاری با رزاق کریمی اظهار کرد: معمولا کار کردن در فصل سرما آن هم در یک بیابان و جاده قدیم قم بسیار سخت است اما این ۲ برادر فضای بسیار خوبی برای ما ایجاد کردند. خانم حاجیان مسافرت هستند و امروز نتوانستند اینجا باشند اما همواره میگفتند که آقای رزاق کریمی بسیار کارگردان محترم، مودب و آگاهی است.
این بازیگر تصریح کرد: این فیلم برشی از زندگی است که در زمان جنگ رقمخورده و ارتباطات همه آدم ها به زیبایی مانند پازل کنار هم چیده شده است. هم فضای جنگ در «کافه سلطان» به خوبی حس میشود و هم روابط آدمها نمایش داده میشود.
مصطفی رزاق کریمی درباره بازگشتش به سینمای داستانی گفت: من فکر نمیکنم که دیگر مستند کار کنم اما در سینما دنبال روابط انسانی هستم. آقای شریفی نیا، سجاد بابایی و خانم حاجیان بسیار همراه بودند و مدام از من سوال میکردند. من هم دوست دارم که مدام از من سوال پرسیده شود.
مرتضی رزاق کریمی درباره زوج شریفی نیا و حاجیان عنوان کرد: ما ۳ کاندید برای نقش مهتاب داشتیم که هر سه نفر به دلیل متن خوب کاراکتر را دوست داشتند. با همفکری کارگردان وقتی اسم خانم حاجیان مطرح شد ایشان انتخاب شدند. خانم حاجیان اتفاقا نسبت به شخصیت و قصه چالش و ایده هایی داشتند که برای ما جالب بود. در اختتامیه جشنواره فیلم شهر برحسب اتفاق دیدیم که متن به دست آقای شریفی نیا هم رسیده و نقش همسر مهتاب را دوست داشتند. به عقیده من این 2 بازیگر در نقششان زندگی کردند.
مرتضی رزاق کریمی در پایان درباره تلویزیونی بودن فیلم گفت: من در چند سال گذشته چند سریال ساخته ام اما این فیلم قابلیت تبدیل شدن به سریال را ندارد و کاملا در مدیوم سینما ساخته شده است.










ثبت نظر