برای تحقق چشم‌انداز مطلوب ایران، باید معادله خیابان حفظ و تثبیت شود
  • 25 اسفند 1404
  • شناسه : 182350
    بازدید 2
    1

    مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام کرد: برای تحقق چشم‌انداز مطلوب ایران، باید معادله خیابان حفظ و تثبیت شود، عمق و وسعت باتلاق جنگ زمینی به دشمن تفهیم شود و درب فرار اضطراری برای ترامپ بسته باشد.

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات سیاسی این مرکز در تحلیلی در خصوص در خصوص چشم‌اندازهای قابل ترسیم برای جنگ رمضان، عنوان کرد که برای تحقق چشم‌انداز مطلوب ایران، باید معادله خیابان حفظ و تثبیت شود؛ عمق و وسعت باتلاق جنگ زمینی به دشمن تفهیم شود و درب فرار اضطراری برای ترامپ بسته باشد. در این شرایط، ایران می‌تواند با تحمیل درد کافی به آمریکا موازنه‌ای جدید را در منطقه تثبیت نماید و جنگ، با شروط مورد نظر ایران، پایان یابد.

    متن کامل این تحلیل به شرح زیر است؛

    الف. تداوم وضعیت فعلی

    فرسایشی شدن جنگ با الگوی کنونی: تداوم حملات در سطح فعلی با هدف فرسایش توان آفندی/تخلیه ذخایر موشکی ایران و کاهش تاب‌آوری اجتماعی در مقابل شرایط جنگی.

    برآورد: ساعت پدافندی آمریکا و اسرائیل در منطقه به شماره افتاده است؛ انسداد تنگه هرمز، اقتصادهای حاشیه خلیج فارس را خفه و واردکنندگان عمده انرژی را آشفته کرده است؛ افکار عمومی (بالاخص در سرزمین‌های اشغالی) تحمل تداوم وضعیت فعلی را ندارد. لذا دنبال کردن این چشم‌انداز توسط دشمن بعید به‌نظر می‌رسد.

    ب. افزایش تنش/ تشدید جنگ

    گام‌ها و الگوهای احتمالی افزایش تنش/تشدید جنگ عبارتند از:


    ۱. ائتلاف‌سازی و گشودن پای سایر کشورها به جنگ:

    جلب حمایت سایر بازیگران بین‌المللی برای مشارکت در جنگ و تشدید حملات در قالب‌های مختلف؛

    برآورد: مجموعه اروپا به ذخایر تسلیحاتی خود برای مواجهه با روسیه/پشتیبانی از اوکراین نیازمند است و کشورهای عربی در اتاق شیشه‌ای نشسته‌اند و بدین اعتبار مستقیم با ایران نخواهند جنگید. ترکیه از موازنه منجر به تضعیف ایران متضرر خواهد شد. لذا تشکیل ائتلاف گسترده بعید است و در نهایت ممکن است بعضی بازیگران (انگلیس و فرانسه) با دستورکار محدود و تدافعی ورود کنند.


    ۲. زیرساختی شدن جنگ: کشیدن جنگ به حوزه زیرساخت با هدف فلج‌سازی حکمرانی و افزایش نارضایتی عمومی از شرایط جنگی؛

    برآورد: با توجه به معادله تثبیت شده در جنگ رمضان (آب‌شیرین‌کن در برابر آب‌شیرین‌کن، انبار نفت در برابر انبار نفت، چشم در برابر چشم) گشودن جبهه جدید در زیرساخت، به‌معنای اعطای مجوز حمله به زیرساخت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس است و ایالات متحده آمریکا (بدون اطمینان از سرکوب و تخریب قابلیت‌های آفندی ایران) از حرکت به سمت این الگو اجتناب خواهد کرد. لذا زیرساختی شدن جنگ (در صورت حفظ توانمندی آفندی ایران) احتمال کمی دارد.


    ۳. تلفیق جنگ شهری و جنگ هوایی: فعالسازی گروهک‌های تروریستی/جریان‌های برانداز و آغاز جنگ شهری (یا مرزی) با پشتیبانی هوایی و سازماندهی عناصر میدانی؛

    برآورد: حضور خیابانی مردم و انتخاب رهبری جدید، براندازان را خانه‌نشین و مایوس کرده است. حملات به مقر گروهک‌ها و هشدارها به اقلیم کردستان، دست و پای گروهک‌های کرد را بسته است. با توجه به حضور مردم در صحنه و ضعف سازماندهی سلطنت‌طلبان، آمریکا به شانس موفقیت این الگو امید چندانی ندارد و رژیم صهیونیستی، حملات پهپادی به ایست‌های بازرسی و حملات به حاشیه تجمع روز قدس را برای تغییر معادله خیابان و جلب نظر و همراهی آمریکا ترتیب داد. با تداوم شوک تنگه/حاشیه خلیج فارس و پابرجا ماندن معادله خیابان، این الگو به زودی به طور کامل از دستورکار آمریکا خارج خواهد شد.


    ۴. حمله زمینی محدود: حمله زمینی ایالات متحده به ایران با هدف تضمین تردد در تنگه هرمز، سیطره بر شریان حیاتی نفت کشور یا (در شکل افراطی آن) اشغال سرزمینی؛

    برآورد: فارغ از احتمال پایین موفقیت، خطر حملات گسترده تلافی‌جویانه از سوی ایران و الزام به مجوز کنگره، با قوای موجود آمریکا در منطقه تحرک زمینی جدی مقدور نیست؛ اشغال سرزمینی دور از ذهن است اما اعزام تفنگداران برای حفظ گزینه اشغال محدود خارک یا چند نقطه راهبردی روی میز در دستور کار قرار گرفته و (احتمالاً) محافل امنیتی ایالات متحده در حال ارزیابی این الگو هستند. جمهوری اسلامی ایران باید به دشمن تفهیم کند که جنگ زمینی، باتلاقی عمیق‌تر و وسیع‌تر از جنگ ویتنام است.

    ج. کاهش تنش/ توقف جنگ

    اشکال احتمالی کاهش تنش/توقف جنگ عبارتند از:


    ۱. اعلام پیروزی و خروج ایالات متحده از جنگ:

    ادعای پیروزی توسط رئیس‌جمهور آمریکا، مشابه الگوی جنگ علیه انصارالله و توقف حملات ایالات متحده با هدف توقف حملات در خلیج فارس و محدود شدن جنگ به ایران و سرزمین‌های اشغالی؛


    برآورد: محتمل‌ترین الگو در صورت قطع امید از الگوی تلفیقی (شهری-هوایی) و حمله زمینی، با توجه به روان‌شناسی شخصیتی ترامپ و سابقه جنگ علیه انصارالله همین است؛ هرچند که تضمینی برای توقف حملات ایران به مواضع آمریکایی‌ و منافع اقتصادی آن در منطقه در این الگو حاصل نخواهد شد.

    اظهارات و مواضع رسمی ترامپ (و سایر مقامات آمریکایی) درباره دستیابی به کلیه اهداف موردنظر و قریب‌الوقوع بودن پایان جنگ (علاوه بر جنگ روانی در بازارها) برای باز نگاه داشتن همین درب فرار اضطراری است.


    ۲. توقف آتش توسط طرفین (آتش‌بس شکننده):

    برقرار نمودن آتش‌بس شکننده با رفت و برگشت دیپلماتیک واسطه‌های منطقه‌ای بدون توافق مشخص؛

    برآورد: مطلوب‌ترین چشم‌انداز برای ایالات متحده همین است؛ زیرا راه را برای تداوم چرخه مذاکره-جنگ-مذاکره باز نگاه داشته و در عین حال، تضمینی برای توقف حملات ایران (در تمامی جبهه‌ها) و فرصتی برای بازیابی ذخایر پدافندی آمریکا و رژیم صهیونیستی فراهم می‌کند. رژیم صهیونیستی به امید تجدید قوا برای تهاجم مجدد، گریختن از فشار پناهگاه و کسب فرصت برای حل‌وفصل جبهه لبنان از این چشم‌انداز استقبال می‌کند. جمهوری اسلامی ایران، برای محقق‌ساختن چشم‌انداز بعدی و خروج همیشگی از چرخه مذکور، باید از پذیرش این الگو سرباز زند که موضع یکپارچه حاکمیتی نیز همین است. لذا این چشم‌انداز قابلیت تحقق ندارد.


    ۳. پذیرش (رسمی یا غیررسمی) موازنه جدید و توافق:

    ایالات متحده آمریکا حذف‌ناپذیری جمهوری اسلامی ایران از معادلات قدرت در غرب آسیا را (رسمی یا غیررسمی) می‌پذیرد و در توافق برای پایان جنگ، علاوه بر ارائه تضامین ملموس برای عدم تکرار تهاجم و به رسمیت شناختن حقوق ایران در حوزه هسته‌ای، نسبت به مبادله امتیازات مشخص و رفع تحریم‌ها مبادرت خواهد کرد.

    برآورد: چنانچه ایالات متحده با تداوم حملات هوشمند منطقه‌ای، استفاده موثر از اهرم تنگه هرمز و (در صورت لزوم) گشایش جبهه‌های جدید درد کافی احساس کند، این چشم‌انداز می‌تواند محقق شود. ایران، باید به دشمن تفهیم کند که حرکت به سمت کاهش تنش هیچ مسیر دیگری ندارد و توقف آتش یا خروج یک‌طرفه را به رسمیت نخواهد شناخت.

    جمع‌بندی نهایی

    از میان چشم‌اندازهای قابل ترسیم و با توجه به معادلات موجود، چشم‌اندازهای محتمل برای جنگ عبارتند از: افزایش تنش با تلفیق جنگ شهری و جنگ هوایی (مطلوب اسرائیل) یا حمله زمینی محدود (در حال ارزیابی توسط آمریکا) و کاهش تنش با اعلام پیروزی و خروج یک‌طرفه آمریکا از جنگ (درب فرار اضطراری آمریکا) یا پذیرش موازنه جدید و توافق (مطلوب ایران)؛

    برای تحقق چشم‌انداز مطلوب ایران، باید معادله خیابان حفظ و تثبیت شود؛ عمق و وسعت باتلاق جنگ زمینی به دشمن تفهیم شود و درب فرار اضطراری برای ترامپ بسته باشد. در این شرایط، ایران می‌تواند با تحمیل درد کافی به آمریکا موازنه‌ای جدید را در منطقه تثبیت نماید و جنگ، با شروط مورد نظر ایران، پایان یابد.

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    یازده + شش =