• 27 فروردین 1405
  • شناسه : 188523
    بازدید 2
    0

    آغاز کریدور ترانزیتی ایران–پاکستان در فروردین ۱۴۰۵، تنها یک خبر اقتصادی نیست؛ بخشی از بازآرایی بزرگ ژئواکونومیک منطقه است.

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    بازار؛ گروه راه و مسکن: با عبور نخستین محمولهٔ پاکستانی از مسیر ایران به ازبکستان در فروردین ‌۱۴۰۵، فاز عملیاتی یکی از مهم‌ترین کریدورهای نوظهور منطقه آغاز شد؛ مسیری که می‌تواند ساختار تجارت جنوب آسیا و آسیای مرکزی را بازتعریف کرده، جایگاه ترانزیتی ایران را ارتقا دهد و رقابت ژئوپولیتیکی بر سر شاهراه‌های منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کند.

    کریدور ترانزیتی ایران–پاکستان که نخستین محمولهٔ آن در فروردین ۱۴۰۵ از بندر گوادر پاکستان به مقصد ازبکستان حرکت کرد، نتیجهٔ یک دهه گفتمان راهبردی میان تهران و اسلام‌آباد است.

    خاستگاه ژئواکونومیک کریدور و دگرگونی مناسبات ترانزیتی منطقه

    کریدور ترانزیتی ایران–پاکستان که نخستین محمولهٔ آن در فروردین ۱۴۰۵ از بندر گوادر پاکستان به مقصد ازبکستان حرکت کرد، نتیجهٔ یک دهه گفتمان راهبردی میان تهران و اسلام‌آباد است؛ گفتمانی که در پاسخ به سه روند کلیدی شکل گرفت: نخست، افزایش فشار بر پاکستان برای متنوع‌سازی مسیرهای تجاری‌اش و کاهش اتکا به مسیرهای پرریسک افغانستان؛ دوم، نیاز فزایندهٔ ازبکستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی به دسترسی به آب‌های آزاد؛ و سوم، تلاش ایران برای بازسازی جایگاه تاریخی خود به‌عنوان گره‌گاه تبادلات میان جنوب، مرکز و غرب آسیا.

    در دههٔ گذشته، حجم تجارت جنوب آسیا با آسیای مرکزی بیش از ۲۵۰ درصد رشد کرده است، اما نبود مسیرهای حمل‌ونقل پایدار باعث شده تنها بخش محدودی از این ظرفیت بالفعل شود. مسیر دریایی– زمینی پاکستان–ایران–آسیای مرکزی اکنون پاسخی عملی به این شکاف ساختاری ارائه می‌دهد. بندر گوادر، که در قالب برنامهٔ CPEC با سرمایه‌گذاری چندمیلیارددلاری چین توسعه یافته، از یک دروازهٔ محلی در بلوچستان به یک نقطهٔ کانونی در راهبردهای ترانزیتی منطقه تبدیل می‌شود. ایران نیز با محوریت بندر چابهار، شبکهٔ جاده‌ای شرق و کریدور شمال– جنوب، حلقه‌ای حیاتی در زنجیرهٔ جدید مبادلات منطقه‌ای است.

    این کریدور در نخستین گام، هزینهٔ حمل‌ونقل کالا میان پاکستان و ازبکستان را حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش می‌دهد و زمان سفر را از حدود ۲۰ روز به ۱۰ تا ۱۲ روز می‌رساند؛ عددی که در مبادلات حجیم تجاری، تعیین‌کنندهٔ رقابت‌پذیری است.

    در دههٔ گذشته، حجم تجارت جنوب آسیا با آسیای مرکزی بیش از ۲۵۰ درصد رشد کرده است، اما نبود مسیرهای حمل‌ونقل پایدار باعث شده تنها بخش محدودی از این ظرفیت بالفعل شود. مسیر دریایی– زمینی پاکستان–ایران–آسیای مرکزی اکنون پاسخی عملی به این شکاف ساختاری ارائه می‌دهد.

    اهمیت راهبردی بندر گوادر و نقش ایران در اتصال به آسیای مرکزی

    بندر گوادر در سواحل بلوچستان، با فاصله‌ای کمتر از ۷۰ کیلومتر از مرز ایران، در سال‌های اخیر به یک نقطهٔ مرکزی در ابتکار کمربند و راه چین تبدیل شده است. اما اهمیت این بندر تنها در ظرفیت‌های لجستیکی آن خلاصه نمی‌شود؛ موقعیت ژئواستراتژیک گوادر به گونه‌ای است که کوتاه‌ترین مسیر زمینی به ایران، و از آنجا به افغانستان و آسیای مرکزی را فراهم می‌کند. ایران در این طرح نقش دوگانه دارد: نخست، نقش گذرگاهی که زیرساخت‌های جاده‌ای و مرزی آن در میرجاوه و ریمدان امکان عبور محموله‌ها را با سرعت بالا فراهم می‌کند. دوم، نقش توازنی که می‌تواند همکاری‌های بندری گوادر و چابهار را از رقابت بالقوه به تکمیل‌گری بالفعل تبدیل کند.

    در سال‌های اخیر، حجم تردد تجاری ایران و پاکستان به‌ویژه در مرز ریمدان رشدی بی‌سابقه داشته و در سال ۱۴۰۳ بیش از ۴۵ درصد افزایش یافته است. این ظرفیت اکنون با پیوستن آسیای مرکزی به شبکهٔ ترانزیتی مشترک، وارد مرحله‌ای راهبردی‌تر می‌شود.

    از منظر ایران، کریدور جدید مکمل کریدورهای بزرگ‌تری نظیر شمال–جنوب است. ایران با ترکیب ظرفیت‌های چابهار، شبکهٔ ریلی شرق و مسیرهای جاده‌ای سیستان و بلوچستان، می‌تواند جایگاه تثبیت‌شده‌ای به‌عنوان پل زمینی جنوب آسیا به اوراسیا کسب کند. چنین زیرساختی برای کشورهایی مانند قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان که به دنبال گسترش مسیرهای جایگزین هستند، جذابیتی افزوده دارد.

    در سال‌های اخیر، حجم تردد تجاری ایران و پاکستان به‌ویژه در مرز ریمدان رشدی بی‌سابقه داشته و در سال ۱۴۰۳ بیش از ۴۵ درصد افزایش یافته است. این ظرفیت اکنون با پیوستن آسیای مرکزی به شبکهٔ ترانزیتی مشترک، وارد مرحله‌ای راهبردی‌تر می‌شود.

    پیامدهای اقتصادی و مزایای رقابتی برای بازیگران اصلی

    در بُعد اقتصادی، شکل‌گیری این کریدور یک «برد سه‌جانبه» است. پاکستان از طریق این مسیر، به بازارهای پرجمعیت و رو به رشد آسیای مرکزی متصل می‌شود. ارزش مبادلات بالقوه میان اسلام‌آباد و ازبکستان به تنهایی می‌تواند از حدود یک میلیارد دلار کنونی به بیش از سه میلیارد دلار در افق پنج‌ساله برسد.

    برای ایران، این کریدور افزون بر درآمدهای ترانزیتی، یک مزیت ژئوپولیتیکی مهم ایجاد می‌کند: تبدیل‌شدن به مسیر ترجیحی جنوب–مرکز آسیا. ایران با میانگین هزینهٔ عبور کامیون کمتر از بسیاری از رقبای منطقه‌ای و زمان توقف مرزی کوتاه‌تر، گزینه‌ای رقابتی‌تر از مسیر افغانستان محسوب می‌شود. امنیت مسیر نیز نسبت به گذرگاه‌های شرقی افغانستان پایدارتر است.

    ازبکستان که یک اقتصاد محصور در خشکی است، از این مسیر سودی حیاتی می‌برد. رهبری این کشور از سال ۱۳۹۶ با سیاست «گشایش منطقه‌ای» به دنبال دسترسی‌های متنوع به بازارهای جهانی بوده و اکنون کریدور ایران–پاکستان یک شاهراه نوظهور برای صادرات پنبه، میوه، غلات و محصولات پتروشیمی این کشور به خلیج فارس و شرق افریقا است. در سناریوی توسعه‌یافته، حجم کالاهای ازبکستانی که از مسیر ایران عبور می‌کند می‌تواند تا پنج میلیون تن در سال افزایش یابد.

    کشورهای آسیای مرکزی اکنون میان سه مسیر اصلی انتخاب دارند: ۱. مسیر چین از طریق قزاقستان، ۲. مسیر قفقاز و ترکیه و ۳. مسیر جنوب از طریق ایران. با تقویت مسیر ایران–پاکستان، گزینهٔ سوم اکنون یکی از سریع‌ترین و مطمئن‌ترین مسیرهای موجود است.

    مقایسه مسیر جدید با مسیرهای سنتی و تغییر موازنهٔ رقابتی

    مسیرهای سنتی جنوب آسیا به آسیای مرکزی عمدتاً از افغانستان عبور می‌کردند؛ اما ناامنی ساختاری، محدودیت زیرساخت و بی‌ثباتی سیاسی، مسیر افغانستان را به گزینه‌ای پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرده است. پس از سال ۱۴۰۰، کاهش ۴۰ درصدی عبور کالا از افغانستان، شرکت‌های منطقه‌ای را وادار کرد گزینه‌های جایگزین را فعالانه جست‌وجو کنند. کریدور پاکستان–ایران مزایای مشخصی نسبت به مسیرهای سنتی دارد:

    • زمان ترانزیت کوتاه‌تر و ثبات بیشتر

    • امکان حمل ترکیبی دریایی–زمینی با اتصال بندر گوادر به چابهار

    • شبکهٔ جاده‌ای ایران که در سال‌های اخیر با ارتقای استانداردهای لجستیکی در محورهای شرق، سرعت عبور کامیون‌ها را افزایش داده

    • امنیت مسیر و قابلیت پیش‌بینی در هزینه‌ها

    این مزایا باعث می‌شود کریدور جدید به رقیبی مستقیم برای مسیرهای شمال افغانستان و نیز مسیرهای دریایی طولانی از کراچی به بنادر روسیه یا قفقاز تبدیل شود. از منظر ژئوپولیتیکی نیز این مسیر بازی را تغییر می‌دهد. کشورهای آسیای مرکزی اکنون میان سه مسیر اصلی انتخاب دارند: ۱. مسیر چین از طریق قزاقستان، ۲. مسیر قفقاز و ترکیه و ۳. مسیر جنوب از طریق ایران. با تقویت مسیر ایران–پاکستان، گزینهٔ سوم اکنون یکی از سریع‌ترین و مطمئن‌ترین مسیرهای موجود است.

    اگر این مسیر با شبکهٔ ریلی شرق ایران پیوند بخورد، می‌تواند به یکی از سریع‌ترین مسیرهای زمینی آسیا تبدیل شود. برآوردها نشان می‌دهد که در یک سناریوی خوشبینانه، این کریدور ظرف پنج سال می‌تواند سالانه بیش از ده میلیون تن بار جابه‌جا کند و درآمد ترانزیتی ایران را تا ۱۵ درصد افزایش دهد.

    پیامدهای ژئوپلیتیکی و نقش کریدور در معماری امنیتی منطقه

    کریدور ایران–پاکستان صرفاً یک مسیر تجاری نیست؛ بخشی از معماری تازهٔ امنیتی–اقتصادی منطقه است. در دو سال اخیر، تهران و اسلام‌آباد روابط امنیتی و اقتصادی خود را بازتنظیم کرده‌اند. سفر مقامات پاکستانی به تهران و آغاز همکاری‌های جدید مرزی، زمینهٔ اعتمادسازی را افزایش داده است.

    پاکستان برای نخستین‌بار با صراحت اعلام کرده که مرحلهٔ آزمایشی عبور محموله‌ها در فروردین ۱۴۰۵، «نقطهٔ شروع عملیاتی‌شدن یک مسیر پایدار و چندوجهی» است. این بیان نشان می‌دهد اسلام‌آباد قصد دارد مسیر تازه را به یک دالان دائمی تبدیل کند، نه یک پروژهٔ محدود.

    از نگاه کشورهای بزرگ‌تر منطقه، از جمله چین و روسیه، این مسیر جذابیت‌های راهبردی ویژه‌ای دارد. چین از طریق گوادر می‌تواند اتصال مستقیم پروژهٔ CPEC به شبکهٔ حمل‌ونقل غرب ایران را فعال کند و حتی در افق بلندمدت، اتصال ریلی گوادر به شبکهٔ ریلی ایران و سپس به کریدور شمال–جنوب را بررسی کند. چنین سناریویی شرق و جنوب آسیا را به قفقاز و روسیه متصل می‌کند و ارزش ژئواکونومیک ایران را چند برابر افزایش می‌دهد.

    برای روسیه نیز این مسیر در کنار کریدور شمال–جنوب، دسترسی به بازارهای جنوب آسیا را ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌کند. به‌ویژه در شرایطی که رقابت مسکو با غرب شدت یافته، مسیرهای جایگزین با ایران و آسیای مرکزی اهمیتی مضاعف یافته‌اند.

    مسیری که اکنون با نخستین محموله فعال شده، می‌تواند نقشهٔ تجارت جنوب و مرکز آسیا را دگرگون کند و جایگاه ایران را در شبکهٔ ترانزیتی اوراسیا تثبیت نماید. در دههٔ پیش رو، احتمالاً این کریدور به یکی از شاهراه‌های کلیدی منطقه تبدیل خواهد شد؛ شاهراهی که نه‌تنها مزایای اقتصادی، بلکه عمق راهبردی تازه‌ای برای بازیگران منطقه‌ای به همراه دارد.

    چشم‌انداز آینده و الزامات تبدیل مسیر به یک کریدور پایدار

    اگرچه عبور نخستین محموله گامی تاریخی است، اما تبدیل این مسیر به یک کریدور پایدار به مجموعه‌ای از اقدامات ساختاری نیاز دارد. مهم‌ترین این الزامات عبارت‌اند از:

    • ارتقای پایانه‌های مرزی ریمدان–گبد و میرجاوه با تجهیزات دیجیتال و سامانه‌های هماهنگ گمرکی

    • توسعهٔ ریلی محور چابهار–ایرانشهر–زاهدان و اتصال آن به خطوط پاکستان

    • ایجاد استانداردهای مشترک حمل‌ونقل جاده‌ای و الگوهای بیمه‌ یکپارچه

    • افزایش سرمایه‌گذاری شرکت‌های خصوصی حمل‌ونقل در کانتینرهای سردخانه‌دار برای صادرات کشاورزی آسیای مرکزی

    • توافق سه‌جانبه ایران، پاکستان و ازبکستان برای تعرفه‌گذاری ثابت و قابل پیش‌بینی

    اگر این مسیر با شبکهٔ ریلی شرق ایران پیوند بخورد، می‌تواند به یکی از سریع‌ترین مسیرهای زمینی آسیا تبدیل شود. برآوردها نشان می‌دهد که در یک سناریوی خوشبینانه، این کریدور ظرف پنج سال می‌تواند سالانه بیش از ده میلیون تن بار جابه‌جا کند و درآمد ترانزیتی ایران را تا ۱۵ درصد افزایش دهد.

    در نهایت، آغاز رسمی کریدور ترانزیتی ایران–پاکستان در فروردین ۱۴۰۵، تنها یک خبر اقتصادی نیست؛ بخشی از بازآرایی بزرگ ژئواکونومیک منطقه است. مسیری که اکنون با نخستین محموله فعال شده، می‌تواند نقشهٔ تجارت جنوب و مرکز آسیا را دگرگون کند و جایگاه ایران را در شبکهٔ ترانزیتی اوراسیا تثبیت نماید. در دههٔ پیش رو، احتمالاً این کریدور به یکی از شاهراه‌های کلیدی منطقه تبدیل خواهد شد؛ شاهراهی که نه‌تنها مزایای اقتصادی، بلکه عمق راهبردی تازه‌ای برای بازیگران منطقه‌ای به همراه دارد.

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    4 × یک =