محرم در قاب تلویزیون؛ از تعزیه و هیأت تا درام‌های اجتماعی
  • 4 تیر 1405
  • شناسه : 199101
    بازدید 5
    1

    محرم و عاشورا در سریال‌های تلویزیونی ایران مسیری متفاوت را در طول دهه‌های گذشته طی کرده‌اند؛ از بازسازی مستقیم تاریخ و وقایع کربلا تا روایت آیین‌های عزاداری مردم و بازنمایی ارزش‌های حسینی.

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    به گزارش خبرنگار مهر، تلویزیون ایران در طول چهار دهه گذشته بارها به سراغ محرم، عاشورا و فرهنگ حسینی رفته است؛ اما نکته مهم اینجاست که این حضور تنها به روایت مستقیم واقعه کربلا محدود نبوده است. گاهی عاشورا در متن یک سریال تاریخی حضور داشته، گاهی در دل یک داستان عاشقانه، گاهی در قالب آیین‌های مردمی و هیأت‌های عزاداری و گاهی نیز در هیئت یک مفهوم اخلاقی مانند ایثار، عدالت‌خواهی، وفاداری و مسئولیت اجتماعی. مرور چند سریال شاخص تلویزیون نشان می‌دهد که شیوه بازنمایی محرم در آثار نمایشی ایران طی سال‌های مختلف دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است.

    اگر به دهه ۱۳۷۰ بازگردیم، یکی از مهم‌ترین آثار مذهبی تلویزیون، سریال «تنهاترین سردار» بود؛ مجموعه‌ای که زندگی امام حسن (ع) و زمینه‌های تاریخی منتهی به تحولات بعدی جهان اسلام را روایت می‌کرد. در این دوره، نگاه تلویزیون بیشتر معطوف به بازنمایی مستقیم تاریخ اسلام و شخصیت‌های دینی بود. در چنین آثاری، محرم و عاشورا بیشتر به عنوان یک واقعه تاریخی و مذهبی فهم می‌شدند و تمرکز اصلی بر روایت رخدادها و شخصیت‌های صدر اسلام قرار داشت.

    اما آغاز دهه ۱۳۸۰ را باید نقطه عطفی در روایت‌های محرمی تلویزیون دانست. در سال ۱۳۸۰، شب دهم به کارگردانی حسن فتحی روی آنتن رفت؛ سریالی که هنوز هم برای بسیاری از مخاطبان، بهترین سریال محرمی تلویزیون محسوب می‌شود. داستان عاشقانه «حیدر خوش‌مرام» در تهران دوران رضاشاه، با آیین تعزیه و عزاداری محرم گره می‌خورد. ویژگی مهم شب دهم این بود که عاشورا را فراتر از یک رخداد تاریخی، به عنوان بخشی از زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم نمایش می‌داد. تعزیه، هیأت، نذری و مناسک عزاداری در این سریال به عناصر دراماتیک داستان تبدیل شده بودند و مخاطب احساس می‌کرد محرم در متن زندگی مردم جریان دارد.

    چند سال بعد، داوود میرباقری با «معصومیت از دست رفته» نگاه متفاوتی را تجربه کرد. این مجموعه نیز به فضای صدر اسلام نزدیک می‌شد، اما بیش از آنکه روایتگر مستقیم واقعه عاشورا باشد، به زمینه‌های اخلاقی و اجتماعی شکل‌گیری آن می‌پرداخت. در اینجا مسئله انتخاب، قدرت، دنیاطلبی و لغزش انسان‌ها در برابر حقیقت برجسته می‌شد؛ مفاهیمی که اساساً از مهم‌ترین پیام‌های واقعه عاشورا به شمار می‌روند.

    اوج سریال‌سازی عاشورایی تلویزیون را شاید بتوان در «مختارنامه» دید. این مجموعه عظیم تاریخی که نخستین بار در سال ۱۳۸۹ پخش شد، به صورت مستقیم پیامدهای واقعه کربلا و قیام مختار برای خونخواهی امام حسین(ع) را روایت می‌کرد. مختارنامه از نظر ابعاد تولید، طراحی صحنه، بازیگران و گستره روایت، استانداردی تازه در سریال‌های مذهبی ایران ایجاد کرد. این اثر نشان داد که روایت عاشورا می‌تواند در قالب یک درام حماسی و پرکشش نیز برای مخاطب جذاب باشد. محبوبیت ماندگار سریال و بازپخش‌های مکرر آن در ایام محرم، گواهی بر موفقیت این رویکرد است.

    در دهه ۱۳۹۰ اما روند تازه‌ای شکل گرفت. آثاری مانند «پرده‌نشین»، «هاتف» و برخی مجموعه‌های اجتماعی دیگر، کمتر به واقعه عاشورا به صورت مستقیم پرداختند و بیشتر سراغ بازتاب ارزش‌های حسینی در زندگی معاصر رفتند. در این آثار، عدالت‌خواهی، کمک به دیگران، مسئولیت‌پذیری، وفاداری به عهد و مبارزه با فساد، به عنوان مفاهیمی برگرفته از فرهنگ عاشورا مطرح می‌شدند. به عبارت دیگر، تلویزیون تلاش کرد از روایت صرف مناسک فاصله بگیرد و پیام‌های اخلاقی محرم را در زندگی روزمره شخصیت‌ها بازآفرینی کند.

    نگاهی به این مسیر چند دهه‌ای نشان می‌دهد که بازنمایی محرم در تلویزیون ایران دست‌کم سه مرحله مهم را تا کنون پشت سر گذاشته است.

    مرحله نخست، روایت تاریخی و مستقیم بود. در این دوره، آثار عمدتاً بر شخصیت‌های دینی و وقایع صدر اسلام تمرکز داشتند. هدف اصلی، بازسازی تاریخ و انتقال روایت مذهبی بود.

    مرحله دوم، پیوند آیین‌های عزاداری با درام اجتماعی بود؛ دوره‌ای که نمونه درخشان آن «شب دهم» محسوب می‌شود. در این مرحله، محرم از یک رخداد تاریخی به یک تجربه اجتماعی و فرهنگی تبدیل شد. دوربین به میان مردم رفت و هیأت، تعزیه، نذر و عزاداری را به بخشی از قصه تبدیل کرد.

    مرحله سوم نیز تبدیل مفاهیم عاشورایی به مسائل روز جامعه است. در این رویکرد، دیگر الزاماً خبری از تعزیه، پرچم‌های سیاه یا صحنه‌های عزاداری نیست؛ بلکه ارزش‌های برخاسته از نهضت امام حسین (ع) در قالب داستان‌های خانوادگی، اجتماعی و اخلاقی بازنمایی می‌شوند.

    از منظر فرم و شیوه روایت نیز تحول قابل توجهی رخ داده است. سریال‌های دهه ۱۳۷۰ عموماً لحنی رسمی، آموزشی و خطابه‌گونه داشتند. شخصیت‌ها بیشتر نمادهای خیر و شر بودند و پیچیدگی روانی کمتری داشتند. اما از دهه ۱۳۸۰ به بعد، شخصیت‌ها چندلایه‌تر شدند و مخاطب با قهرمانانی روبه‌رو شد که درگیر تردیدها، ضعف‌ها و انتخاب‌های دشوار بودند. همین مسئله باعث شد مفاهیم مذهبی برای مخاطب امروزی ملموس‌تر شوند.

    همچنین آیین‌های عزاداری در آثار قدیمی بیشتر جنبه تزئینی یا پس‌زمینه‌ای داشتند، اما در آثار جدیدتر به عنصر سازنده روایت تبدیل شدند. برای مثال در «شب دهم» اگر تعزیه و محرم را از داستان حذف کنیم، اساساً قصه فرو می‌ریزد. این در حالی است که در بسیاری از آثار پیشین، مناسک مذهبی صرفاً فضاسازی محسوب می‌شدند.

    با این حال، شاید مهم‌ترین تغییر در نگاه سازندگان به مخاطب رخ داده باشد. تلویزیون امروز می‌داند که مخاطب تنها به دنبال شنیدن روایت‌های تاریخی نیست؛ بلکه می‌خواهد نسبت خود را با مفاهیم عاشورا در زندگی روزمره پیدا کند. از همین رو، تأکید بر اخلاق، مسئولیت اجتماعی، عدالت و انتخاب‌های انسانی بیش از گذشته در آثار مذهبی دیده می‌شود.

    محرم در تلویزیون ایران از یک مناسبت تقویمی فراتر رفته و به بستری برای روایت داستان‌های انسانی تبدیل شده است. از «تنهاترین سردار» و «شب دهم» تا «مختارنامه» و آثار اجتماعی سال‌های اخیر، یک خط مشترک وجود دارد: تلاش برای بازخوانی پیام عاشورا برای نسل‌های مختلف. تفاوت فقط در زبان روایت است. دیروز این پیام از دل بازسازی تاریخ شنیده می‌شد، امروز از خلال زندگی آدم‌های معمولی. شاید همین تغییر، مهم‌ترین تحول سریال‌های محرمی تلویزیون در چهار دهه گذشته باشد.

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    10 + هجده =