از نگاه امیرالمومنین(ع) راه مهار طمع انسان به قدرت و ثروت چگونه است؟
  • 1 سپتامبر 2026
  • شناسه : 217084
    بازدید 8
    0

    راهکار امیرالمؤمنین (ع) برای رهایی از این دام، انزوای کامل و ترک دنیا نیست، بلکه دعوت به یک «زهد آگاهانه و میانه‌روی» است.

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    به گزارش خبرنگار مهر، توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

    حضرت امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه به کررات به نسبت انسان ها و دنیا و مال و ثروت اندوزی اشاره کرده اند. نکته قابل تامل در نکوهش حب دنیا، فراموشی آخرت و دل بستن به سرای فانی و گذرا است از این رو دنیا گرایی مورد نکوهش ایشان قرار گرفته. حضرت در نکوهش دنیا پرستی فرموده اند: ریشه کلمه دنیا از دنی و دنائت است، یعنی دنیا طلبی به پستی ختم می شود. این دیدگاه امام (ع) نسبت به دنیا، نشان دهنده این نکته است که دنیا ابزار بهره مندی برای آخرت قرار نگیرد، لذا اگر دنیا پلی برای رسیدن به آخرت باشد، به سعادت و رشد معنوی ختم می شود و آن مورد ستایش می باشد. همان طور که پیامبر خدا (ص) فرمود: «دنیا مزرعه آخرت است».

    نگاه ایشان به دنیا و مال‌اندوزی تصویری عمیق، روان‌شناختی و راهبردی از رابطه انسان با مادیات را ترسیم می‌کند که در این کلمات، دنیا را نه لزوما شر مطلق، بلکه ابزاری فریبکار»معرفی می‌کند که اگر در جایگاه خود قرار نگیرد، به مهلکی کشنده تبدیل می‌شود. دنیا را به «ماری» تشبیه می‌کنند که لمس آن نرم، اما زهر درونش کشنده است از این جهت که مال‌اندوزی بر این پایه توهم بنا شده است که انسان گمان می‌کند با انباشت ثروت، هویت و امنیت دائمی می‌یابد، در حالی که دنیا ذاتاً بی‌وفا و ناپایدار است. ایشان تعبیر دیگری دارند که دلبستگی به این سازه‌ ناپایدار و تلاش برای انباشت آن، در واقع چسبیدن به سرابی است که نه‌تنها تشنگی را برطرف نمی‌کند، بلکه انسان را در گرداب بی‌پایانی از رنج و بلا گرفتار می‌سازد و او را به سمت فروختن «بقای ابدی» به بهای «فنای چندروزه» سوق می‌دهد.

    از منظر امیرالمؤمنین (ع)، خطرناک‌ترین پیامد دنیاپرستی، وقوع یک معامله‌ ورشکسته و زیان‌بار است و هشدار می‌دهد که اگر کسی حتی ذره‌ای از اصول دین و اخلاق خود را برای نفع دنیوی کنار بگذارد، خداوند زیانی بزرگ‌تر از آن را در همین دنیا بر او مسلط خواهد کرد. در نهایت، کسی که دنیا بزرگ‌ترین دغدغه‌ او باشد، در لحظه‌ جدایی از آن با حسرتی جانکاه و در قیامت با اندوهی ابدی مواجه می‌شود، چرا که متوجه می‌شود زهری کشنده را به جای داروی حیات بلعیده و بهره‌ی خود از ابدیت را تباه کرده است.

    با این وجود، راهکار امیرالمؤمنین (ع) برای رهایی از این دام، انزوای کامل و ترک دنیا نیست، بلکه دعوت به یک «زهد آگاهانه و میانه‌روی» است. حضرت می‌فرمایند اگر توانایی بی‌تفاوتی کامل را نداری، لااقل در طلب و خواسته‌های دنیوی‌ات نرمش، قناعت و میانه‌روی پیشه کن. درمان طمع و مال‌اندوزی، شناخت ذات فریبکار دنیا و تغییر کانون توجه از انباشت مادیات به رشد معنویات است. انسان باید دنیا را نه به عنوان مقصد، بلکه به عنوان پلی گذرا و ابزاری برای آبادانی آخرت ببیند؛ تنها در این صورت است که از رنجِ حرص رها شده و آرامش حقیقی را در هر دو سرا تجربه خواهد کرد.

    حجت الاسلام محمد عشایری منفرد پژوهشگر نهج البلاغه در مطلبی با اشاره به خطبه 210 نهج البلاغه درباره دنیا دوستی و حب مال انسان‌ها نکاتی را در این خصوص بیان داشته اشت.

    وَ إِنَّمَا اَلنَّاسُ مَعَ اَلْمُلُوکِ وَ اَلدُّنْیَا إِلاَّ مَنْ عَصَمَ اَللَّهُ خطبه 210

    حرکت به سوی قدرت اگر برای اقامه دین خدا و حمایت از مظلومان باشد، اقتدا به سیره امیر مؤمنان و برترین عبادت است (خطبه 131 نهج البلاغه را بخوانید) اما نوع دومی از حرکت طمع‌کارانه به سوی قدرت نیز در سرشت انسانها وجود دارد که در این جمله بیان شده است.

    طبق این بیان، ذات انسان چنین است که به دنیا و دنیادارن تمایل قلبی دارد چون طمع دارد که از دمساز بودن با آنان چیزی از قدرتشان، یا ثروتشان یا دست‌کم شهرت و سرمایه‌ی اجتماعی‌شان را به چنگ بیاورد. این بیان امیرالمؤمنین اشاره به یک قاعده کلی در وجود انسان دارد که اگر لطف الهی انسان را دستگیری نکند (عَصَمَ اللّه)، اصل در انسان این است که خودبه‌خود به ارباب قدرت و ثروت متمایل می‌شود؛

    اما حضرت با بیان‌های مختلف سعی کرده است که این تمایل قبیح را در انسان مهار کند؛ مثلا در جایی فرموده است که «طمع آشکار به داشته‌های دیگران»، انسان را ذلیل می‌کند (أَزْرَی بِنَفْسِهِ مَنِ اِسْتَشْعَرَ اَلطَّمَعَ)

    در جایی دیگر، فرموده است که نزدیک شدن به ارباب قدرت، از دور چشمگیر و دلربا است اما واقعیتش بسیار پرخطر است چنان‌که گویا بر شیر درنده سوار شده‌ای که هرچند دیگران از تو در هراس‌ هستند اما خودت ترس و هراست بیشتر است چون می‌دانی که بر چه مرکب چموش و درنده‌ای سوار شده‌ای (صَاحِبُ اَلسُّلْطَانِ کَرَاکِبِ اَلْأَسَدِ یُغْبَطُ بِمَوْقِعِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَوْضِعِهِ)

    در این خطبه نیز عامل کنترلِ «تمایل قلبیِ انسانها به قدرتمندان و ثروتمندان» را لطف الهی دانسته‌اند (إِلاَّ مَنْ عَصَمَ اَللَّه) اما از بیان قرآن کریم (وَ اِعْتَصِمُوا) به دست می‌آید که برخورداری از این لطف الاهی، «حصولی» نیست بلکه «تحصیلی» است یعنی برای بهره‌مندی از آن، باید کوشش کرد. در حقیقت «عصمت از گرایش به ارباب قدرت و ثروت» نعمتی است که خداوند آن را به سوی بندگانش فرستاده ولی بندگان هم باید برای به چنگ آوردنش باید بکوشند و «اعتصام» بکنند.

    برای به دست آوردن «عصمت از گرایش به قدرت و ثروت» یکی از راه‌ها، انس با کلمات امیرالمؤمنین است. حتی زکی مبارک (که شیعه نبود) نیز می‌گفت: تأمل در کلمات نهج‌البلاغه به انسان سه چیز می‌دهد: مردانگی، شهامت و عظمت نفس. (https://eitaa.com/banahjolbalaghe/1751)(عبقریة الشریف الرضی ، زکی مبارک، محمد ، ج: 1 ، ص : 224)

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    13 − 13 =