منوچهر فیروزی یکی از نمایندگان انجمن آموزشگاه های آزاد هنری استان تهران در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اهداف و انگیزه های تشکیل این تشکل صنفی بیان کرد: سالها پیش، زمانی که با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، انجمن آموزشگاههای آزاد هنری استان تهران تشکیل شد، هدف کاملاً روشن بود؛ قرار بود این انجمن، به عنوان تنها تشکل صنفی آموزشگاههای آزاد هنری، بازوی مشورتی و اجرایی وزارتخانه در حوزه آموزش هنر باشد. قرار بود در تمام جلسات، تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای مرتبط با آموزشگاههای آزاد هنری، نماینده این انجمن حضور داشته باشد تا از حقوق هزاران آموزشگاه، مدیر، استاد و هنرجو دفاع کند. اما متاسفانه بخش عمدهای از این وعدهها محقق نشد.
وی افزود: در سالهای گذشته، بارها شاهد تصمیماتی بودهایم که بدون کوچکترین مشورت با انجمن اتخاذ و ابلاغ شده است؛ تصمیماتی که آثار و تبعات آن مستقیماً متوجه آموزشگاههای آزاد هنری بوده است. نمونه روشن آن، طراحی و ابلاغ تابلوهای سردر آموزشگاهها بود؛ طرحی که بدون نظرخواهی از فعالان این حوزه تدوین شد و با واقعیتهای فعالیت آموزشگاههای هنری، هویت بصری این مراکز و سلیقه جامعه هنری هیچ تناسبی نداشت. نمونه دیگر هم تعیین شهریه آموزشگاههاست؛ موضوعی که مستقیماً با ادامه حیات اقتصادی آموزشگاهها ارتباط دارد، اما باز هم بدون مشارکت و نظر تخصصی انجمن تعیین شد.
عضو انجمن آموزشگاه های آزاد هنری استان تهران با تاکید بر اینکه نباید نماینده صنف را از فرآیند تصمیم گیری کنار گذاشت، توضیح داد: قرار بود این انجمن از حمایتهای قانونی، مالی و اجرایی برخوردار باشد تا بتواند وظایف خود را انجام دهد. اما نه تنها چنین حمایتی صورت نگرفت، بلکه به مرور شاهد تشکیل انجمنهای متعدد موازی در حوزههای مختلف هنری بودیم که عملاً بخشی از وظایف و مسئولیتهای مشترک را به صورت موازی دنبال میکنند و نتیجه آن چیزی جز پراکندگی، تداخل وظایف و تضعیف مطالبهگری واحد نبوده است.
فیروزی تصریح کرد: در ۲ سال گذشته، انجمن آموزشگاههای آزاد هنری استان تهران با وجود همه محدودیتها، تمام توان خود را صرف پیگیری ۲ مطالبه اساسی اصلاح وضعیت مالیاتی آموزشگاههای آزاد هنری و دوم، جلوگیری از ورود غیرمجاز مراکز وابسته به سازمان آموزش فنی و حرفهای به حوزه آموزش هنر کرده است. موضع انجمن هم در این خصوص روشن و شفاف است؛ متولی قانونی آموزش هنر در کشور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و صدور مجوز، نظارت و سیاستگذاری این حوزه باید در همین ساختار انجام شود. گسترش فعالیت مراکزی که خارج از این چارچوب وارد عرصه آموزش هنر میشوند، نه تنها موجب بینظمی در نظام آموزش هنری کشور میشود، بلکه حقوق آموزشگاههایی را که سالها بر اساس قوانین وزارت فرهنگ و ارشاد فعالیت کردهاند، تضییع میکند. با این حال، جای شگفتی است که به جای برخورد با این روند، شاهد برگزاری جلسات رسمی با این مراکز و اعطای نوعی اعتبار و رسمیت به فعالیت آنان هستیم. این رویکرد، پرسشهای جدی و نگرانیهای عمیقی را برای فعالان این حوزه ایجاد کرده است.
وی دربخش دیگری از صحبت های خود گفت: تلخترین بخش ماجرا، نه عملکرد دستگاههای اجرایی، بلکه بیتفاوتی بخشی از خود مدیران آموزشگاههای آزاد هنری است. انجمنی که امروز از حقوق این صنف دفاع میکند، هیچ پشتوانهای جز اعضای خود ندارد. نه بودجه مستقلی دارد، نه حمایت مالی مؤثری دریافت میکند و نه از اختیارات اجرایی وعده داده شده برخوردار است. با این وجود، بسیاری از مدیران آموزشگاهها یا هرگز عضو انجمن نشدهاند یا حتی حاضر نشدهاند عضویت خود را تمدید کنند. نتیجه این کم توجهی، در آخرین مجمع عمومی انجمن به روشنی دیده شد؛ از میان حدود ۲ هزار آموزشگاه دارای مجوز در استان تهران، تنها حدود ۱۰ نفر در مجمع حضور داشتند که از همین تعداد نیز ۸ نفر برای عضویت در هیئتمدیره نامزد شده بودند. این آمار، بیش از هر چیز، زنگ خطری برای آینده این صنف است.
عضو انجمن آموزشگاه های آزاد هنری استان تهران در پایان یادآور شد: نمیتوان هر روز از مشکلات، مالیات، شهریه، مقررات، مجوزها و رقابتهای ناعادلانه گلایه کرد، اما زمانی که نوبت به حمایت از تنها تشکل صنفی این حوزه میرسد، سکوت اختیار کرد یا از کنار آن بیتفاوت گذشت چرا که هیچ انجمنی بدون اعضای خود قدرت ندارد. هیچ تشکل صنفی بدون مشارکت صنف، توان مطالبهگری نخواهد داشت.










ثبت نظر