زندگی زنی که در جریان یک اتفاق تلخ، گورخواب شد
  • 23 فروردین 1403
  • شناسه : 662
    بازدید 70
    5

    در 13 سالگی پدر و مادرم را در سانحه تصادف از دست دادم و به اجبار و زور عمویم ازدواج کردم ، 10سال با هم زندگی کردیم ، تمام طول این مدت فقط شکنجه و بدبختی و درد بوده ، دستان سیاهم یادگار سالها کارتن خوابی است ، یک سال ، دو سال ، چهار سال ، […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    در 13 سالگی پدر و مادرم را در سانحه تصادف از دست دادم و به اجبار و زور عمویم ازدواج کردم ، 10سال با هم زندگی کردیم ، تمام طول این مدت فقط شکنجه و بدبختی و درد بوده ، دستان سیاهم یادگار سالها کارتن خوابی است ، یک سال ، دو سال ، چهار سال ، بهترین سال های جوانی ام با کارتن خوابی گذشت ، جوانی ام با بدبختی رفت ، خوابیدن در همه جا را تجربه کردم ، از روی زمین و چمن پارک تا کنار جدول خیابان و چاله و حتی گور … درگیر مصرف بدی شده بودم که تهیه این حجم از مواد مرا عصبی کرده بود ، گشتن ته سطل زباله ها و پیدا کردن چند قوطی و مقوا و فروش آن نمی توانست جوابگوی اعتیاد سنگین من باشد ، روزهای بدی داشتم و نمی توانستم از کسی کمک بگیرم ، همسرم مرا به این روز انداخت ، ما با هم خوب نبودیم ، او مصرف کننده بود و مدام کتک می زد ، امنیت جانی نداشتم ، بارها به عمویم اعتراض کردم که گفت باید تحمل کنی ، خسته شده بودم و مدام به فکر خودکشی..​

    یک روز که دنبال ضایعات بودم برای تهیه مواد به نگاه مردم دقت کردم که چرا اینقدر بد به من نگاه می کنند ، حالم خیلی بد شد و دنیا روی سرم خراب شد ، نشستم کنار خیابان و گریه کردم ، بعد تصمیم گرفتم به کلانتری بیایم تا مرا به کمپ بفرستند ، می خواهم ترک کنم.

    نگاه کارشناسی

    زهرا بیات کارشناس ارشد روانشناسی

    مراجع زنی ۲۷ ساله است که در ، در 13 سالگی پدر و مادرش را از دست داده است ، اوضاع مالی خوبی نداشتند و شرایط حاکم در خانواده بسیار بد بوده است .

    پس از مرگ والدین با عمویش زندگی می کرده است که به اجبار عمویش درگیر ازدواج می شود و پس از ازدواج در محدودیت مطلق بوده است ، سبک زندگی خانواده اش خشک ، سرد و کنترل شده است ، مورد مهر و پذیرش نبوده است .

    ایشان فرصت ابراز وجود در زندگی نداشته است ، دارای سرزنش درونی زیادی است ، دچار فرسودگی ذهنی می باشد که همین مساله منجر به ضعف خودکنترلی در ایشان شده است ، درگیر رفتارهای تکانشی می باشد ، زندگی خوبی با همسرش نداشته است و مدام درگیر تنش ، درگیری و تعارض ها بوده است ، امنیت جانی نداشته است و همه اینها علتی برای اعتیاد فرد شده است .

    ترس از خشونت در خانواده فرد را به ازدواج مجبور کرده است و در این مورد در صورت مخالفت با ازدواج فرد مورد شدیدترین آسیب های جسمی و روحی قرار گرفته است و فرد پس از ازدواج اجباری با آسیب های شدید جسمانی و روانی مواجه شده است ، ازدواج اجباری معمولا سرانجام مطلوبی ندارد و افراد را به راه های ناخوشایندی می کشاند و در اکثر موارد این ازدواج ها به طلاق ، اعتیاد و … می انجامد .

    در این کیس یکی از عمده ترین دلایل ازدواج اجباری فقر بوده است ، عموی فرد به علت ناتوانی در تامین هزینه های زندگی و تعداد زیاد فرزندان وی را مجبور به ازدواج کرده است .

    هیچ علاقه ای به همسر نداشته است و دچار اختلالات روانی شده است و تمام این فشارها و ناراحتی ها باعث درگیر شدن به اعتیاد شده است ، این فرد از همسرش متنفر بوده و علی رغم احساسات بدی که به وی داشته است باید تن به خواسته های او می داده که بی رمق و بدون انگیزه به زندگی مشترک خود ادامه داده و متاسفانه معتاد شده است .

    سبب شناسی (بررسی علل و عوامل فردی ، خانوادگی و اجتماعی )

    عوامل فردی :

    – عدم اعتماد به نفس ( فاقد حس ارزشمندی )

    – ضعف در مهارت ارتباطی موثر ( حل مساله و کنترل هیجان )

    – تضاد و تناقض ( سرزنش درونی )

    – فرسودگی ذهنی ( کمبودهای عاطفی )

    – ضعف خودکنترلی

    عوامل خانوادگی :

    – فقدان والدین ( فوت )

    – خشونت خانوادگی

    – ازدواج اجباری

    – روابط سرد و خشک و کنترل کننده در خانواده

    – ضعف پیوند های عاطفی در خانواده

    – بی توجهی

    عوامل اجتماعی :

    – فاقد شبکه حمایتی دوستانه

    – فقر

    – فقر فرهنگی

    – مصاحبت با دوستان ناباب

    اقدامات و راهکارهای پیشگیرانه

    پیشگیری اولیه :

    – انجام ارزیابی های روانشناختی شامل بررسی مشکلات بین فردی

    – آموزش بیمار و خانواده در مورد علل احتمالی درمان و پیشگیری

    – آموزش مهارت های مقابله ای

    – آمزش مهارتهای زندگی ( حل مساله – مهارتهای بین فردی – خودآگاهی و ارتباط موثر )

    – آموزش و آگاهی در جهت کمک گرفتن از روانشناس و مددکار

    : پیشگیری ثانویه

     – اخذ تست افسردگی از بیمار

    – اصلاح باورهای غیر منطقی فرد

    – تشویق و ترغیب به شرکت در فعالیتهای مثبت جهت دور شدن از افکارنامناسب

     پیشگیری ثالثیه:

    – تقویت مهارتهای اجتماعی و ارتباط موثر با خانواده

    – اصلاح سبک زندگی فرد با مراجعه به مراکز مشاوره

    – ارائه و آموزش راهکارهایی برای بهبود روابط با همسر و فرزندان

    اقدامات انجام شده توسط مرکز مشاوره و یا دوایر مددکاری برای کیس ویژه :

    – همدلی با مراجع و ایجاد احساس درک شدگی در ایشان

    – تخلیه هیجانی و استفاده از تکنیک گوش دادن فعال

    – قرارداد رفتاری با مراجع جهت عدم تکرار رفتارهای پرخطر نظیر خودکشی در طول درمان و در صورت داشتن افکار بد اطلاع به مشاور

    – آموزش ابراز هیجانات

    – آموزش مهارت های مقابله ای هیجان مدار سالم

    – دعوت از خانواده همسر و عموی فرد و صحبت و همکاری با مشاور و حمایت از فرد

     یکی از معضلات اجتماعی که حق مشروع و گزینش همسر را از دختران سلب می نماید ازدواج ناخواسته است که بی تردید علل گوناگونی در بروز این ناهنجاری تاثیر دارد که می توان به علل فردی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی اشاره کرد .

    اما به هرحال باید آثار منفی آن را بر روابط خانوادگی مورد مطالعه قرار داد ، عنصر رضایت و توافق طرفین در ازدواج یکی ازعوامل استحکام نهاد خانواده و پایداری نکاحی است که در ازدواج های اجباری عمده خسارت مادی و معنوی متوجه دختران بوده است این در حالی است که در تمام ادیان الهی حق آزادی فرد در همسرگزینی مشروع و حق انتخاب شدن در فرایند ازدواج جزء حقوق مسلم دختران شمرده شده است ، که در این کیس بعد از ازدواج اجباری فرد دچار این مشکلات شده است :

    – فشار روانی و حتی جسمی شدید ( اعتیاد )

    – فشار جنسی ( روایط جنسی خشن – رفتارهای توام با خشونت )

    – تفکرات خودکشی در فرد

    – بیماری های روحی یا جسمی با منشاء روانی

    – زندگی بدون عشق و علاقه

    – بحث ها و مشاجرات بی پایان

     

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    18 − 16 =