یادداشت مهمان، احسان موحدیان: همگرایی در آسیای مرکزی مدتی است به یک موضوع کلیدی در دستور کار رهبران این منطقه تبدیل شده است. رهبران پنج کشور آسیای مرکزی از یک فضای ژئواکونومیک متحد صحبت میکنند، اما مسائل مربوط به رهبری، حاکمیت و سازوکارهای واقعی اتحاد همچنان حل نشده باقی مانده است.
کنفرانس بینالمللی «سی ۶: منطقه متحد، آینده مشترک – تقویت گفتگوی استراتژیک» اخیراً در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان برگزار شد. در جریان برگزاری این کنفرانس به صراحت بیان شد که باکو برای دسترسی به بازارهای چین به یک آسیای مرکزی متحد و یکپارچه نیاز دارد. در اجلاسهای C۵+۱ که در یک سال اخیر، با مشارکت این پنج کشور و اتحادیه اروپا، چین، روسیه، ایالات متحده و ژاپن، برگزار شده مسائل مربوط به وحدت و همگرایی پنج کشور آسیای مرکزی در دستور کار قرار گرفته است.
واضح است که همه کشورهای ذکر شده در بالا، یک آسیای مرکزی متحد را ابزاری برای دستیابی به اهداف راهبردی یا تاکتیکی خود میدانند. با وجود همه اینها، اتحاد برای خود کشورهای آسیای مرکزی نیز مفید بوده و در سطح رسمی نیز این مساله مورد بحث قرار میگیرد. با این حال، برای تحقق سریع این هدف مسائل زیادی وجود دارد که باید فوراً به آنها پرداخته شود.
از نیت تا عمل
وضعیت منطقه آسیای مرکزی را تا سال ۲۰۲۵ می توان به شرح زیر خلاصه کرد: دو کشور آسیای مرکزی عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سه کشور عضو سازمان پیمان امنیت جمعی و چهار کشور عضو سازمان همکاری شانگهای هستند. با این حال، دو کشور عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا یا سازمان پیمان امنیت جمعی نیستند: ازبکستان و ترکمنستان. با این حال، ترکمنستان عضو هیچ یک از این دو سازمان نیست. چهار کشور آسیای مرکزی نیز عضو کامل سازمان کشورهای مستقل مشترکالمنافع هستند، در حالی که ترکمنستان عضو وابسته است.
در یک دهه اخیر مشخص شده که امید به همگرایی کشورهای آسیای مرکزی با این سطح از واگرایی فعلا ممکن نیست. در سال ۲۰۲۳، صدر جباروف، رئیس جمهور قرقیزستان، در مورد ضرورت همگرایی کشورهای آسیای مرکزی گفت: برای کشورهای آسیای مرکزی، تشکیل منطقهای به عنوان یک فضای ژئواکونومیک واحد، که در آن همه اشکال همکاری و تعامل اقتصادی با موفقیت برقرار شده، یک مزیت بزرگ خواهد بود.
یک سال بعد، قاسم جومارت توکایف، رئیس جمهور قزاقستان، با ادبیاتی مشابه بر همین امر تأکید کرد. او در مقاله خود با عنوان «رنسانس آسیای مرکزی: به سوی توسعه و رفاه پایدار» اظهار داشت: امروزه، در چارچوب کاسته شدن از علاقه به جهانی شدن، همکاری درون منطقهای بین کشورهای آسیای مرکزی هم برای حفظ خود به عنوان یک منطقه تمدنی منحصر به فرد و هم برای تثبیت منطقه به عنوان یک ارگانیسم منسجم، اهمیت فزایندهای پیدا میکند. اصل وحدتبخشی به این منطقه باید مکمل حضور پنج کشوری باشد که دارای اشتراکات تاریخی و فرهنگی هستند.
همچنین یادآوری اهداف این همگرایی که توسط شوکت میرضیایف، رئیس جمهور ازبکستان، در سند سیاست گذاری این کشور با عنوان «آسیای مرکزی در آستانه عصر جدید» در سال گذشته تدوین شده، خالی از لطف نیست. این اهداف عبارتند از:
تقویت سازوکارهای تعامل منطقهای؛ ایجاد پتانسیل مشترک برای مقابله با چالشها و تهدیدها؛ گسترش تجارت درون منطقهای؛ تقویت روابط بشردوستانه و هماهنگی سیاست خارجی.
امامعلی رحمان، رهبر تاجیکستان، و سردار بردی محمداف، رهبر ترکمنستان (البته دومی با برخی ملاحظات) نیز درباره ادغام و همگرایی این پنج کشور بحث کردند. صرف نظر از این، واضح است که مدلی که پس از سال ۱۹۹۱ با مدیریت روسیه ظهور کرد، با توجه به تحولات جهانی و نحوه بازیگری چین، آمریکا، اروپا و غیره احتمالا دیگر پاسخگوی چالشهای استراتژیک جدید منطقه نیست
وحدت با غلبه بر اضداد
مطمئناً اهدافی که روسای جمهور کشورهای آسیای مرکزی بیان کردهاند، کاملاً جذاب و از همه مهمتر، قابل دستیابی به نظر میرسند. با این حال، یک سوال بسیار ساده بیپاسخ مانده است: اتحاد بر چه اساسی باید بنا شود؟ زیرا اهدافی که توکایف، جباروف، میرضیایف و دیگران مطرح کردهاند، هدف نیستند، بلکه وسیلهای برای دستیابی به اهداف هستند.
در سه دهه پس از استقلال این جمهوریهای شوروی سابق، نه اشتراک زبانی و تلاش برای ایجاد یک گروه زبانی واحد، (به استثنای تاجیکستان فارسی زبان)، و نه اسلام به عنوان یک دین واحد در همه این کشورها، نتوانستهاند به عنوان یک نیروی متحدکننده عمل کنند. در مورد همکاری های تجاری و اقتصادی، اتحاد بر این مبنا نیز غیرممکن بوده است. زیرا هر ۵ کشور آسیای مرکزی یکدیگر را رقیب و نه شریک دانسته و هنوز نتوانستهاند یک بلوک اقتصادی – تجاری همگن را تشکیل دهند.
اختلافات سیاسی بین این پنج کشور نیز غیرقابل کتمان است. برخی از کشورهای آسیای مرکزی خود را رهبر و الهام بخش سایر کشورها دانسته و با همسایگان خود بیگانه هستند. علاوه بر این، همه کشورهای آسیای مرکزی، در بیشتر موارد، بدون توجه به منافع مشترک، برنامههای خاص خود را دنبال میکنند. همچنین باید در نظر داشت که برای تحقق هرگونه همگرایی در منطقه ناگزیر باید به دو سوال پاسخ داد. اول اینکه چه کسی مسئول پیگیری این هدف خواهد بود؟ دوم اینکه برای تحقق همگرایی چه مقدار قدرت، نفوذ و حاکمیت باید به نهادهای فراملی داده شود؟
هیچ یک از رهبران آسیای مرکزی آماده پاسخ به این سوالات نیستند و در این زمینه سردرگمی جدی وجود دارد.
همین سردرگمی سرمایههای سرگردان را در آسیای مرکزی افزایش داده است. کوبات رحیموف، کارشناس قرقیز معتقد است اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی می توانند با اصلاح و به روزرسانی دستورکارهای خود تا حدی به کاهش این سردرگمی کمک کنند. با این حال، این ایده مخالفان زیادی نیز دارد. زیرا، مدتهاست که هر کاری که در منطقه انجام میشود برای برخی مفید و برای برخی دیگر با ضررهای قابل توجهی همراه بوده است.
ایدههای قابل اجرا با مشارکت ایران
در نهایت بدون یک ایده وحدتبخش و حل همه تضادهای موجود در منطقه، تحقق هرگونه همگرایی منطقهای در آسیای مرکزی دشوار به نظر میرسد. شاید توجه به ایدههای زیر در این زمینه رهگشا باشد. ایده هایی که ایران میتواند در اجرای بسیاری از آنها مشارکت کرده و منافع زیادی کسب کند:
۱. حوزه اقتصادی
الف) ایجاد بازار مشترک منطقهای
• کاهش تدریجی تعرفههای گمرکی و موانع غیرتعرفهای
• تسهیل تردد کالا، خدمات و سرمایه
• هماهنگی مقررات بانکی و مالی
ب) توسعه زیرساختهای منطقهای
• اتصال شبکههای ریلی، جادهای و انرژی
• ایجاد کریدورهای ترانزیتی مشترک میان شرق و غرب و شمال و جنوب با استفاده از ظرفیت کشورهایی مانند ایران
• سرمایهگذاری مشترک در پروژههای بزرگ انرژی (برق، گاز، آب)
ج) هماهنگی سیاستهای توسعهای
• همگرایی در سیاستهای مالیاتی و گمرکی
• ایجاد صندوق توسعه منطقهای
• کاهش رقابت منفی برای جذب سرمایه خارجی
۲. حوزه سیاسی
الف) نهادسازی منطقهای
• تشکیل شورای دائمی سران کشورهای آسیای مرکزی
• ایجاد دبیرخانه ثابت برای پیگیری تصمیمات
• تدوین منشور همکاری منطقهای
ب) حل اختلافات مرزی
• تکمیل روند تعیین و تثبیت مرزها
• ایجاد سازوکار حلوفصل اختلافات از طریق گفتوگو
ج) هماهنگی در سیاست خارجی
• اتخاذ مواضع مشترک در برابر قدرتهای بزرگ
• هماهنگی برای افزایش قدرت چانهزنی منطقهای در سازمانهای بینالمللی
۳. حوزه فرهنگی و اجتماعی
الف) تقویت هویت منطقهای مشترک
• تأکید بر میراث تاریخی مشترک (مانند جاده ابریشم و پیوند با عناصر هویتی ایرانی)
• برگزاری جشنوارههای فرهنگی و منطقهای در پیوند با کشورهایی مانند ایران
ب) همکاری آموزشی و علمی
• ایجاد دانشگاههای مشترک منطقهای
• تبادل دانشجو و استاد
• هماهنگی در بهرسمیت شناختن مدارک تحصیلی
ج) تسهیل رفتوآمد شهروندان
• لغو یا سادهسازی صدور روادید میان کشورهای منطقه
• توسعه گردشگری درونمنطقهای
۴. حوزه امنیتی
الف) همکاری در مبارزه با تهدیدات مشترک
• مقابله هماهنگ با افراطگرایی و تروریسم
• مبارزه با قاچاق مواد مخدر و جرایم سازمانیافته
ب) مدیریت مشترک منابع آبی
• ایجاد رژیم حقوقی مشترک برای بهرهبرداری از آبهای فرامرزی
• جلوگیری از تنشهای مرتبط با سدسازی و مصرف آب
ج) ایجاد سازوکار مشورت امنیتی منظم
• نشستهای دورهای وزرای دفاع و کشور
• تبادل اطلاعات امنیتی
پیششرطهای کلیدی موفقیت عبارتند از:
• اراده سیاسی رهبران و پرهیز از رقابتهای ژئوپلیتیکی مخرب
• توازن در روابط خارجی بدون وابستگی بیش از حد به قدرتهای بزرگ
• اعتمادسازی تدریجی از طریق پروژههای کوچک اما عملیاتی
• تقویت جامعه مدنی و بخش خصوصی برای حمایت اجتماعی از همگرایی
همگرایی در آسیای مرکزی باید عملگرایانه، تدریجی و مبتنی بر منافع مشترک اقتصادی باشد. تجربه نشان داده که همکاری اقتصادی میتواند موتور محرک همگرایی سیاسی و امنیتی باشد. اگر رهبران منطقه بتوانند منافع کوتاهمدت ملی را با منافع بلندمدت منطقهای تلفیق کنند، آسیای مرکزی میتواند به یک بلوک باثبات و اثرگذار در معادلات اوراسیا تبدیل شود و این مساله تعامل کشورهایی مانند ایران را با هر پنج کشور این منطقه تسهیل خواهد کرد.










ثبت نظر