موافقان این طرح معتقدند اخذ مالیات بازدارنده از سوداگریهای کاذب برای ممانعت از دلالیهای ضد تولید، به عنوان یک سیاست اصلاحگرانه، شناخته میشود و در نهایت نیز به سیاست ثابت اقتصادی منتهی میشود. درواقع هدف اصلی از اجرای چنین قانونی کنترل و پیشگیری از پیشرفت دلال بازی عنوان میشود.
برخی کارشناسان اقتصادی میگویند گرچه این طرح به دنبال هدف گرفتن افرادی است که حتما لازم است مالیات بیشتری پرداخت کرده و تحت کنترل قرار گیرند، اما درواقعیت بیش از هر شخصی، افرادی که از اقشار متوسط و آسیب پذیرتر جامعه هستند را تحت الشعاع قرار میدهد. اگرچه تا زمان تصویب این طرح زمان زیادی باقی مانده است، اما مالیات بر عایدی سرمایه فقط هنگامی قابل اخذ است که افراد، دارایی خود را به فروش رسانده باشند و سودی کسب کنند.
با توجه به این شرایط پرسشهایی مطرح است از جمله این که مالیات بر عایدی سرمایه چه نقاط قوت و ضعفی دارد و آیا اخذ این تکنیک بهترین راهکار برای ایجاد توازن در سیستم مالیاتی کشور است؟ مهدی پازوکی، اقتصاددان و تحلیلگر امور اقتصادی در گفتگو با فرارو به این پرسشها پاسخ داده است:
چرا در کشور معافیتهای مالیاتی داریم؟
ما باید از تکنولوژی اطلاعات استفاده کنیم و جلوی فرار مالیاتی را بگیریم. در ایران فرار مالیاتی در سطح دهشتناکی قرار دارد. بخشی از افراد در مشاغل مختلف مدام از مالیات فرار میکنند. هم اکنون مالیاتی که یک طلافروش پرداخت میکند کمتر از استاد دانشگاه است و این مسئله ایراد دارد.
وی افزود: «اگر میخواهیم سرمایه گذاری را در یک منطقه تشویق کنیم، نباید عبارت معافیت مالیاتی را به کار ببریم مثال میتوانیم بگوییم برای ۵ سال افرادی که در یک منطقه محروم سرمایه گذاری کنند با نرخ مالیاتی صفر رو به رو میشوند. درواقع باید عبارت «معافیت مالیاتی» را از فرهنگ لغت کشور حذف کنیم. در حال حاضر ایران تبدیل به بهشت افرادی شده که به دنبال فرار کردن از مالیات هستند.
راههای فرار مالیاتی را ببندید!
این اقتصاددان در ادامه گفت: «در حال حاضر قشر متوسط نمیتواند تغییر زیادی در خانه و ملک و … خود دهد، تا پیش از این، اگر یک استاد دانشگاه، ۱۰۰ میلیون تومان ذخیره میکرد، میتوانست خانه ۲۰ سال ساخت خود را به خانه ۱۰ سال ساخت تبدیل کند، اما در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد. طبقه متوسط حتی امکان تعویض وسایل خانه خود را ندارند و مدام باید اقدام به تعمیر وسایل قدیمی کنند.
به همین دلایل است که تاکید دارم برخی بنیادها و نهادهای ثروتمند که از معافیت مالیاتی برخوردارند باید مالیات دهند. برخی تعاونیها در حال اشاعه رانت هستند و مالیاتی هم نمیدهند. فردی که امروز ماشین خریده و با توجه به نرخ تورم و ارزش پول ملی، سود چندانی هم نکرده، نباید مالیات مضاعف بدهد. این نوع مالیات بندی، روند سرمایه گذاری در کشور را دچار اختلال و سردی میکند.»
وی افزود: «این استدلال که بگوییم هدف از مالیاتهای سنگین برای خرید و فروشهای کوتاه مدت این است که جلوی دلال بازی را بگیریم نیز، استدلال درستی به نظر نمیرسد. مگر نه این که همین حالا هم هنگام خرید و فروش ملک، مالیات پرداخت میکنیم؟ ضمن این که همیشه راههای فرار مالیاتی وجود دارد. اگر به دنبال اجرای طرح عدالت مالیاتی هستیم، قطعا با این روشها به این عدالت نمیرسیم.








ثبت نظر