حضور زنان دستفروش در خیابانهای شهر از اواخر دهه ۸۰ شروع شد. قبل از آن در بازارهای محلی برخی از شهرستانها، زنان محصولات خود را برای فروش میآوردند؛ این اتفاق در بازارهای شهرهای شمالی بیش از همه باب بود، اما دیدن زنان دستفروش در خیابان، کوچه و مترو برای خیلی از مردم عادی به نظر نمیرسید.
البته مسئولان امر بارها تصمیم گرفتند با طرح و نقشههای مختلف با این مساله مقابله کنند اما در نهایت این زنان دستفروش بودند که بازی را به نفع خود تغییر دادند. حتی ایجاد غرفههای فروش در ایستگاههای مترو هم نتواست پاسخگوی نیاز آنها باشد.
زمانی مردم فقط به دیدن مردان دستفروش با سن و سال بالا که سیگار و چسب و فندک میفروختند عادت داشتند اما حالا دختران جوان هم به جرگه دستفروشان پیوستهاند. از فروش کتاب در پمپ بنزین گرفته تا دستفروشی در کنار خیابان و مترو.
مشکلات معیشتی در صدر دلایل دستفروشی زنان
او میافزاید: از یک سو میتوان به این پدیده به عنوان بالا رفتن فرهنگ جامعه برای عدم تبعیض بین زنان و مردان نگاه کرد و از سوی دیگر وقتی هنوز حتی در مساله دستفروشی هم برخورد قانونی با زنان بیشتر از مردان صورت میگیرد و این افراد بیشتر آزار میبینند نشان از این دارد که ما هنوز هم گرفتار همان تبعیضهای همیشگی میان زنان و مردان هستیم.
این جامعهشناس میگوید: دستفروشی جزو مشاغل کاذب به شمار میرود اما وقتی جامعهای با این شدت از تورم و فقر دست به گریبان است نمیتوانیم انتظار داشته باشیم مردم معیشت خود را به خاطر قوانین تعطیل کنند. هرچه باشد به قول بسیاری از دستفروشها این کار بهتر از بالا رفتن از دیوار مردم است.
نسل در خانه مانده حالا دستفروش شده است
این جامعهشناس توضیح میدهد: نادیده گرفتن واقعیتهای جامعه باعث میشود مردم بیش از پیش آسیب ببینند. وقتی مسئولان فقر موجود در جامعه را باور ندارند، وقتی به آمارهای ساختگی دل خوش میکنند، دیگر نمیتوان انتظار داشت که مشکلات حل و فصل شوند و به این ترتیب برخلاف آنچه همیشه سعی شده به خانواده ایرانی القا شود و آن ماندن زن در خانه و پرداختن به وظیفه همسرداری و فرزندآوری است، زنان مجبورند برای تامین معاش، دوشادوش مردان کار کنند.
تناقض فاحش در قوانین و زیرساختها
براتی با اشاره به تصویب قانون جوانی جمعیت میگوید: از یک طرف قانون جوانی جمعیت به تصویب میرسد، زنان برای فرزندآوری تشویق میشوند و مشوقهایی هم در نظر گرفته میشود، اما مساله اینجاست که زیرساختهای مناسب برای اجرایی شدن این قوانین وجود ندارد. شما تا رفاه نسبی در جامعه ایجاد نکنید نمیتوانید انتظار داشته باشید اکثریت جامعه به فرزندآوری فکر کنند.
او در پایان توضیح میدهد: از طرفی قانون جوانی جمعیت تصویب میکنیم و از طرف دیگر میبینیم که به دلیل شرایط حاکم بر جامعه، هر روز شمار زیادی از جوانان که پتانسیل فرزندآوری دارند از کشور مهاجرت میکنند. وقتی دختران جوان برای تامین مخارج دانشگاه خود مجبورند در مترو دستفروشی کنند، وقتی زنان برای کمک به معیشت خانواده مجبورند پابهپای همسر خود در خارج از خانه کار کنند، رسیدن به رویای جوانی جمعیت با تصویب قانون و صدور ابلاغیه رویایی دستنیافتنی به نظر میرسد.








ثبت نظر