5 چالش کلیدی اسرائیل پس از تازه ترین حمله موشکی حوثی‌های یمن
  • 29 شهریور 1403
  • شناسه : 16095
    بازدید 49
    6

    ست فرانتزمن SETH J. FRANTZMAN در جروزالم پست (راستِ میانه) در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۴ مقاله ای منتشر کرد که ترجمه آنرا در ادامه می خوانید: ایران امیدوار است که انزوای اسرائیل از طریق جنگ به آن اجازه دهد تا با روسیه، چین، ترکیه و کشورهای دیگر همکاری نزدیک‌تری داشته باشد. هدف آن‌ها این است که از اتحادیه […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    ست فرانتزمن SETH J. FRANTZMAN در جروزالم پست (راستِ میانه) در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۴ مقاله ای منتشر کرد که ترجمه آنرا در ادامه می خوانید:

    ایران امیدوار است که انزوای اسرائیل از طریق جنگ به آن اجازه دهد تا با روسیه، چین، ترکیه و کشورهای دیگر همکاری نزدیک‌تری داشته باشد. هدف آن‌ها این است که از اتحادیه عرب و همچنین دیگر کشورهای مسلمان علیه اسرائیل بهره‌برداری کنند. به این ترتیب، تشدید تنش‌های ایران در ۱۱ ماه گذشته به ایران این امکان را داده است که به دنبال منافع اقتصادی و دیپلماتیک خود باشد.

    حمله امروز (یکشنبه پانزده سپتامبر) حوثی‌های یمن به اسرائیل، نمونه ای دیگر از تهدیدهای تازه ای است که اسرائیل در این جنگ طولانی‌مدت که از ۷ اکتبر آغاز شده، با آن روبروست. در پی این حمله، حزب‌الله نیز در شمال به اسرائیل حمله کرد که نشان می‌دهد اسرائیل با تهدیدهای پرشماری در چندین جبهه روبرو است. اکنون ارزش آن را دارد که برخی از چالش‌های اسرائیل را بررسی کنیم.

    بازدارندگی دشمنان

    بزرگترین چالش اسرائیل امروز، یافتن راهی برای بازدارندگی نیروهای مختلف وابسته به ایران است. حماس در غزه، جهاد اسلامی فلسطین، حوثی‌ها، حزب‌الله، شبه نظامیان عراقی و دیگر گروه‌ها، همگی به اسرائیل حمله می‌کنند.

    هیچ‌یک از این گروه‌ها اکنون از حملات خود بازداشته نشده‌اند. پیش از ۷ اکتبر، تصور می‌شد که حماس بازداری شده است. علاوه بر این، حزب‌الله پس از ۲۰۰۶ تا حد زیادی از انجام حملات تازه علیه اسرائیل بازداشته شده بود. اکنون اما، بازدارندگی اسراییل به سرعت تضعیف شده است. زمانی بود که شبه نظامیان عراقی نگران انجام حملات پهپادی علیه اسرائیل بودند اما امروز از آن به عنوان افتخار یاد می‌کنند.

    حوثی‌ها، زمانی بر جنگ علیه عربستان سعودی تمرکز داشتند. با این حال، آن‌ها از چگونه رهاشدنِ ریاض توسط غرب در طول آن جنگ آموختند که می‌توانند به حملات گسترده‌تر روی آورند. آنها همچنین در اکتبر و نوامبر ۲۰۲۳ به سرعت آموختند که می‌توانند بندر ایلات و کشتی‌ها در دریای سرخ را هدف قرار دهند و با پاسخ‌های عمده ای روبرو نشوند.

    حزب‌الله نیز آموخته که می‌تواند موشک‌هایی را بر شمال اسرائیل فرود آورد و اسرائیلی‌ها را از خانه‌هایشان بیرون کند، و پاسخ‌های اسراییل هم عمدتاً متناسب و محتاط باشند. به همین دلیل، حزب‌الله دچار درد و آسیب زیادی نمی‌شود. آن‌ها در این جنگ بیش از ۴۰۰ نفر از نیروهایشان را از دست داده‌اند، اما این یک دگرگونی کارساز نیست. افراد را می‌توان جایگزین کرد.

    به‌طور کلی، محور مورد حمایت ایران بازداری نشده است. آن‌ها هستند که زمان و مکان حملات را انتخاب می‌کنند و احساس می‌کنند که تمام وقت جهان را برای آماده‌سازی حملات پیچیده‌تر در اختیار دارند.

    تغییر معادله و بازدارندگی دشمنان به وضوح مسئله‌ای حیاتی برای اسرائیل در این جنگ است. اسرائیل تاریخی طولانی در تکیه بر توانایی‌های برتر خود برای بازدارندگی دشمنان متعدد دارد، زیرا اغلب دشمنان اسرائیل را احاطه کرده بودند.

    تاکتیک‌ها و پاسخ‌های متناسب

    اسرائیل از زمان آغاز جنگ در ۷ اکتبر بر غزه تمرکز کرده است. این امر منجر به رویکرد پاسخ‌های متناسب در دیگر جبهه‌ها شده است. اکنون پرسش این است که آیا این تاکتیک، کارآیی دارد؟ اسرائیل عمدتا در چندین جبهه یک جنگ تاکتیکی را پیش می‌برد.

    این بدان معناست که در غزه، ارتش اسرائیل بر شکست تاکتیکی واحدهای مختلف حماس، مانند تیپ رفح، متمرکز است. اما پرسش بزرگ‌تری درباره استراتژی وجود دارد. نبود راهبرد در جبهه‌های متعدد به این معناست که هر جبهه علیه نیروهای نیابتی ایران به یک پاسخ تاکتیکی و عمدتاً متناسب محدود شده است.

    برای مثال، ارتش اسرائیل در کرانه باختری یک جنگ تاکتیکی علیه تروریسم را پیش می‌برد. این عملیات با این هدف طراحی نشده که راهبرد اسراییل در کرانه باختری را تغییر دهد، بلکه هدف آن افزایش سرعت عملیات برای مقابله با تهدید فزاینده تروریسم است.

    هدف نهایی و راهبرد کدام است؟ عمدتاً این است که افراد مسلح را هدف قرار دهند، که به شکل دیگری از تاکتیک «چیدن چمن» یا «زدن به خال» تبدیل می‌شود. آیا این باعث شکست تروریست‌ها می‌شود یا منجر به دور دیگری از مبارزه با آن‌ها؟ این یک پرسش کلیدی است.

    پرسش های مشابهی در مورد جبهه‌های دیگر نیز وجود دارد. حزب‌الله هر روز حملاتی انجام می‌دهد و با حملات هوایی و بمباران‌های توپخانه‌ای بیشتری پاسخ می گیرد. با این حال، حزب‌الله احساس می‌کند که می‌تواند حملات را انجام دهد و با واکنش شدیدی مواجه نشود. حزب‌الله به روشنی اینگونه فکر می‌کند که در اینجا معادله ای وجود دارد.

    دفاع هوایی یک استراتژی برای مقابله با این تهدیدها نیست. دفاع هوایی یک ابزار است

    حزب‌الله تا چند مایل به داخل اسرائیل حمله می‌کند و انتظار دارد اسرائیل نیز در لبنان همین کار را انجام دهد.

    اگر اسرائیل حملات عمیق‌تری انجام دهد، حزب‌الله نیز همین کار را می‌کند. حزب‌الله در حال جنگی فرسایشی است. آیا این به سود حزب‌الله است یا اسرائیل؟ این هم یک پرسش کلیدی است.

    دفاع هوایی، یک استراتژی نیست

    سامانه‌های دفاع هوایی اسرائیل با چالش‌های فزاینده‌ای در چندین جبهه مواجه شده‌اند. این جنگ آن‌ها را به شکلی بی‌سابقه به آزمون گرفته است. حماس، برای مثال، جنگ را با پرتاب هزاران موشک به سمت اسرائیل آغاز کرد، به این امید که دفاع هوایی اسرائیل را مختل کند. تهدید موشکی حماس اکنون تا حد زیادی شکست خورده اما این گروه همچنان هر روز یا هر دو روز یک موشک پرتاب می‌کند. این موضوع همچنان می‌تواند اشکلون و شهرهای دیگر را تهدید کند.

    حوثی‌ها نیز با وجود کارکرد خوب سامانه‌های دفاع هوایی اسرائیل، توانسته‌اند اسرائیل را تهدید کنند. اسرائیل دارای سامانه‌های دفاع هوایی چند لایه است، مانند گنبد آهنین، فلاخن داوود، پیکان ۲ و پیکان ۳. این سامانه‌ها موفقیت‌آمیز بوده‌اند و در این جنگ به شکلی بی‌سابقه به کار گرفته شده‌اند.

    با این حال، دشمن به‌طور مداوم توانایی‌های خود را تغییر می‌دهد. آن‌ها از پهپادها، موشک‌های کروز و موشک‌های بالستیک استفاده می‌کنند. دشمن راه‌های مختلفی برای تهدید اسرائیل پیدا می‌کند و همچنین از جهت‌های مختلف سعی در حمله دارد.

    در نهایت، دفاع هوایی یک استراتژی برای مقابله با این تهدیدها نیست. دفاع هوایی یک ابزار است. رسانه‌های اسرائیل، امروز ۱۵ سپتامبر، مباحث زیادی را صرف بحث در مورد تهدید موشکی و سامانه‌های دفاع هوایی اسرائیل کردند و اینکه موشک حوثی ها چه زمانی شناسایی یا رهگیری شد.

    این‌ها سوالاتی فنی هستند اما هیچ سامانه دفاعی به‌طور کامل قادر به دفاع در برابر همه چیز در همه زمان‌ها نیست.

    به این ترتیب، دفاع‌ها واقعاً یک راهبرد نیستند. آن‌ها فقط به ارتش زمان و چند گزینه می‌دهند. اسرائیل باید در نظر بگیرد که باید تهدیدها را طوری مدیریت کند که انگار سامانه دفاع هوایی وجود ندارد. سپس، ممکن است یک راهبرد را برای گام های بعدی در نظر بگیرد.

    جنگ طولانی در غزه و تهدید چند جبهه‌ای

    جنگ در غزه یازده ماه است که ادامه دارد. احتمالاً حماس با حمله‌اش در ۷ اکتبر به دنبال کشاندن اسرائیل به یک جنگ طولانی‌مدت در غزه بوده است. همچنین احتمالاً حماس و حامیان آن در خارج کشور، مانند قطر، ترکیه، ایران، روسیه و چین، قصد داشتند با استفاده از ۷ اکتبر، حضور حماس را در کرانه باختری تقویت کنند.

    هرچه جنگ در غزه بدون شکست قطعی حماس ادامه یابد، اسرائیل از سایر تهدیدها منحرف‌تر می‌شود.

    اگر جنگ در غزه به پایان برسد و حماس شکست بخورد، اسرائیل می‌تواند بر جبهه‌های دیگر تمرکز کند. با این حال، جنگ در غزه اسرائیل را به یک جنگ طولانی کشانده و آن را مجبور کرده که منابع و توانایی‌های خود را در غزه مصرف کند. این توانایی ها شامل مهمات و استقرار نظامیان است. رهبران اسرائیل از نظر تاریخی جنگ‌های طولانی مانند این را به سود اسرائیل نمی‌دیدند. آن‌ها سناریوی جنگی مانند سال ۱۹۶۷ را ترجیح می‌دادند که در آن دشمنان سریعاً شکست می‌خورند و اسرائیلی‌ها به زندگی روزمره خود بازمی‌گشتند. جنگ غزه اکنون به نوعی مسائل دیگر جبهه‌ها را در سایه قرار داده است.

    پیمان ابراهیم و تشدید تنش‌های ایران

    تشدید تنش‌های ایران علیه اسرائیل از ۷ اکتبر به‌منظور انزوای اسرائیل طراحی شده است. این امر مانع از آن شد که اسرائیل بتواند دیگر برنامه‌های خود، مانند ابتکارات اقتصادی و دیپلماتیک، را پیش ببرد.

    این جنگ تلاشی بود برای وارونه کردن موفقیت‌ پیمان ابراهیم است. ایران می‌خواهد مرزهای اسرائیل را با جنگ‌های سطح پایین به جوش بیاورد و اسرائیل را وادار کند تا در اطراف مرزهای خود با جنگ‌های کوچک بی‌پایان روبرو باشد. در حالی که اسرائیل مشغول این کار است، ایران در حال پیشروی در منطقه است.

    ایران امیدوار است که انزوای اسرائیل از طریق جنگ به آن کشور اجازه دهد تا با روسیه، چین، ترکیه و کشورهای دیگر همکاری نزدیک‌تری داشته باشد. هدف آن‌ها این است که از اتحادیه عرب و همچنین دیگر کشورهای مسلمان علیه اسرائیل بهره‌برداری کنند. به این ترتیب، تشدید تنش‌های ایران در ۱۱ ماه گذشته به ایران این امکان را داده است که به دنبال منافع اقتصادی و دیپلماتیک خود باشد.

    ایران همچنین امیدوار است که جامعه بین‌الملل در مورد جبهه‌های دیگر به حمایت از اسرائیل نپردازد.

    برای مثال، ایران از یمن و لبنان برای حمله به اسرائیل استفاده کرده است. واکنش بین‌المللی این است که اکثر کشورها خواستار کاهش تنش‌ها هستند. آن‌ها از حزب‌الله یا حوثی‌ها نمی‌خواهند که حملات خود را متوقف کنند.

    این وضعیت اسرائیل را در موقعیت ناخوشایندی قرار می‌دهد که به آن گفته می‌شود تشدید نکند در حالی که اسرائیل قربانی است. در عین حال، ایران به نظر می‌رسد که بدون هیچ انتقادی از سوی جامعه بین‌الملل از این وضعیت بهره‌برداری کرده و منطقه را به یک جنگ بزرگ کشانده است.

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    دو × دو =