آتش‌بس در لبنان؛ روایت ایران یا روایت آمریکا؟
  • 30 فروردین 1405
  • شناسه : 188996
    بازدید 0
    0

    آنچه تا اینجا واضح است و ثابت شده این است که ایران از دستاورد راهبردی «وحدت ساحات» که به برکت خون رهبر شهیدمان حاصل شده کوتاه نخواهد آمد.

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    به گزارش خبرگزاری مهر، سیّد کمیل باقرزاده فعال رسانه ای ساکن لبنان در فضای مجازی یادداشتی درباره آتش بس در لبنان نوشت.

    متن یادداشت به شرح ذیل است:

    بی‌شک تحقق واقعی «وحدت ساحات» و همراهی و هم‌افزایی عملی اجزای مختلف جبهه مقاومت را باید یکی از مهمترین دستاوردهای راهبردی جمهوری اسلامی در جنگ اخیر دانست؛ امری که در اولین پیام راهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای نیز به آن اشاره شده بود. لذا در روزهای گذشته شاهد پافشاری سطوح مختلف مردم و مسؤولان کشور، بر ضرورت حفاظت از این دستاورد اساسی و ابراز نگرانی دلسوزانه طیف‌هایی از مردم در خصوص تنها ماندن لبنان بودیم. همچنان‌که این مسأله علاوه بر جنبه عقیدتی و اخلاقی، یکی از پایه‌های اصلی امنیت ملی کشورمان نیز به حساب می‌آید.

    واقعیت این است که با فشار ایران در دور اول مذاکرات اسلام‌آباد، عملاً در روزهای گذشته آتش‌بس نیم‌بندی در لبنان شکل گرفته بود، به این معنی که بیروت و ضاحیه جنوبی آن، بعد از چهارشنبه سیاه دیگر مورد حمله رژیم صهیونیستی قرار نگرفت گرچه حملات دشمن در مناطق جنوب لبنان ادامه داشت و طبیعتاً حزب‌الله قهرمان نیز همچون گذشته پاسخ‌های کوبنده لازم را به دشمن می‌داد.

    علت نیم‌بند شدن آتش‌بس در لبنان را باید در تحرکات موذیانه جریان متمایل به آمریکا در دولت لبنان جستجو کرد که به شدت به دنبال جداسازی پرونده لبنان از مسیر ایران و مسار مذاکرات اسلام‌آباد بوده و هستند. زیرا توفیق ایران در برقرارسازی آتش‌بس در لبنان یک شکست و افتضاح بزرگ سیاسی برای این جریان محسوب خواهد شد و باعث تقویت بی‌سابقه پایگاه و جایگاه مردمی کشورمان در افکار عمومی و دل‌های لبنانی‌ها می‌شود. لذا این جریان که به ویژه در چند هفته اخیر دشمنی خود را با ایران بیش از همیشه علنی کرده و به اوج رسانده (تا جایی که سفیر کشورمان در لبنان را به عنوان عنصر نامطلوب قلمداد کرده و خواستار اخراج وی شدند) با کمک و تنفس مصنوعی آمریکا و اسرائیل به دنبال تسلط بر روند و خارج‌سازی زمام مبادره از دست ایران بودند و در این راستا این اقدامات را صورت دادند:

    اولاً دولت لبنان بلافاصله بعد از اعلام بندهای ده‌گانه شروط ایران برای آتش‌بس اعلام کرد که کسی (منظور: ایران) حق ندارد از طرف لبنان برای آتش‌بس مذاکره کند و دولت لبنان مصمم است خودش به صورت مستقیم مسائل فیمابین با اسرائیل را حل و فصل کند. ثانیاً رژیم صهیونیستی نیز که به دنبال جداسازی مسار لبنان از ایران بود، فرصت را مناسب دید و حالا با درخواستی که رئیس‌جمهور لبنان مبنی بر مذاکره مستقیم لبنان و اسرائیل از چند هفته قبل مطرح کرده بود موافقت کرد. ثالثاً آمریکا مذاکره مستقیم لبنان و اسرائیل را ترتیب داد و سفیر لبنان در آمریکا در یک بدعت بی‌سابقه با سفیر رژیم صهیونیستی در آمریکا ملاقات و مذاکره کرد. گرچه تنها چیزی که در بیانیه ذلیلانه پایان این مذاکره به آن اشاره نشد، لزوم آتش‌بس و عدم تجاوز رژیم به لبنان بود.

    تا اینجای کار، ایران توانسته بود جلوی حملات اسرائیل به بخش‌های مهمی از لبنان (بیروت و ضاحیه) را بگیرد، ولی مداخله ناروای جریان وابسته به آمریکا در دولت لبنان سبب شد آتش‌بس به سایر مناطق به ویژه جنوب لبنان توسعه نیابد. و البته افکار عمومی جریان همسوی مقاومت در لبنان کاملاً نسبت به این مسأله توجیه بود و ایران را مقصر نمی‌دانست، بلکه کارشکنی دولت لبنان را عامل عدم بهره‌مندی کشورشان از فرصتی می‌دانست که ایران برای ایجاد آتش‌بس کامل فراهم کرده بود.

    توطئه آمریکایی‌ها برای جداسازی پرونده لبنان از ایران و دادن آزادی عمل به رژیم صهیونیستی برای استمرار جنایات و تجاوزها در لبنان البته باعث کوتاه آمدن مسؤولان کشورمان از مطالبه اول ما نشد. ایران آتش‌بس کامل سرتاسری در لبنان را اولاً شرط اساسی موافقت با از سرگیری مذاکرات اسلام‌آباد اعلام کرد و ثانیاً باز شدن تنگه هرمز در طول دوره آتش‌بس را نیز منوط به این مسأله کرد؛ یعنی قصه لبنان را دو قبضه کرد و نشان داد که عملاً آمریکا با همه فشارها نمی‌تواند هیچ امیدی به جدایی پرونده لبنان از مسیر ایران داشته باشد. لذا سرانجام فشارهای آمریکا بر اسرائیل برای متوقف کردن تجاوزات در لبنان به امید حل چالش بزرگ تنگه هرمز و ادامه مذاکرات با ایران آغاز شد.

    با فشار ایران و مشروط کردن دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد به آتش‌بس کامل در لبنان، اسرائیل از آمریکا مهلتی چند روزه خواست تا بتواند جای پای خود را در جنوب لبنان محکم کرده و به ویژه بتواند شهر بنت‌جبیل را که در فاصله تقریباً پنج کیلومتری از شمال فلسطین اشغالی قرار دارد و به واسطه سخنرانی مشهور «أوهن من بیت العنکبوت» سید حسن نصرالله در سال ۲۰۰۰ در این شهر از اهمیت نمادین برخوردار است و عقده تاریخی صهیونیست‌ها محسوب می‌شود را اشغال کند.

    اما علی‌رغم همه تلاش‌ها و به میدان آوردن نیروهای نخبه چند لشکر ارتش صهیونیستی، با مقاومت اسطوره‌ای و عاشورایی رزمندگان حزب‌الله نتوانست توفیقی به دست آورد. لذا آمریکا که از طرف ایران به شدت تحت فشار بود، دیگر بیشتر مهلت نداد و بر خلاف میل اسرائیل آتش‌بس را اعلام کرد که موجی از نارضایتی را در داخل رژیم صهیونی موجب شد.

    البته ترامپ برای خروج آبرومندانه از این صحنه و فاکتور کردن این آتش‌بس به نفع خودش و اسرائیل و جریان وابسته و مزدور لبنان دو کار کرد: اول اعلام کرد که رئیس‌جمهور لبنان و نتانیاهو با هم گفتگوی تلفنی خواهند کرد و در خصوص آتش‌بس به جمع‌بندی میرسند. این اعلام با واکنش منفی شدید افکار عمومی لبنان مواجه شد و عملاً چنین تماسی برقرار نشد. سپس ترامپ اعلام کرد که آتش‌بس بنا به درخواست دولت لبنان انجام شده و به زودی نتانیاهو و جوزف عون را به کاخ سفید دعوت می‌کند تا با یکدیگر گفتگو کنند!

    یعنی در نهایت دوست و دشمن در لبنان متوجه شدند که آتش‌بس ده روزه در این کشور (که احتمال تمدید نیز دارد) به برکت دو عامل اصلی یعنی فشار جمهوری اسلامی ایران بر آمریکا و مقاومت رزمندگان حزب‌الله در میدان به دست آمده و ارتباطی با مسار مذاکرات ادعایی لبنان و اسرائیل در آمریکا ندارد. نشان به آن نشان که حسن فضل‌الله نماینده عضو فراکسیون مقاومت در پارلمان لبنان اعلام کرد که سفیر ایران در بیروت ساعت ۴ صبح روز پنجشنبه (یعنی ساعت‌ها قبل از اعلام آتش‌بس توسط ترامپ) به ما ابلاغ کرده که فشارهای ایران بر آمریکا جواب داده و نهایتاً آمریکا به اجبار پذیرفته که اسرائیل را وادار به پذیرش آتش‌بس سرتاسری در لبنان کند.

    باز شدن موقت و مشروط تنگه هرمز توسط ایران ساعت‌ها پس از آغاز آتش‌بس و تنها بعد از اطمینان‌خاطر ما از استقرار اوضاع در لبنان نیز دلالتی دیگر بر گره‌خوردگی مسار ایران و لبنان دارد که در توییت وزیر امور خارجه کشورمان بر آن تأکید شد و موج دوباره‌ای از خوشحالی جمهور مقاومت و تشکر ایشان از ایران به‌خاطر منوط کردن تنگه به لبنان را برانگیخت.

    آنچه تا اینجا واضح است و ثابت شده این است که ایران از دستاورد راهبردی «وحدت ساحات» که به برکت خون رهبر شهیدمان حاصل شده کوتاه نخواهد آمد. لذا توصیه ما به همه دلسوزان جبهه مقاومت همان توصیه رهبر عزیزمان است که فرمودند در مقابل رسانه‌های دشمن باید از پنجره عقل و قلب خود مراقبت کرده و با روایت رسانه‌ای دشمن با سوء ظنّ فراوان برخورد کنیم.

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    پنج + 6 =