سعید قاسمی نویسنده فیلمنامه کوتاه «خونبس» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شکلگیری ایده اولیه این اثر گفت: به پیشنهاد یکی از فیلمسازان شناختهشده، در صفحات حوادث روزنامهها به دنبال سوژههایی بودم که ظرفیت تبدیل شدن به یک درام پرکشش را داشته باشند. در این میان با سنتی به نام خونبس آشنا شدم؛ رسمی که برایم بسیار تأملبرانگیز بود. پس از مطالعه بیشتر، با گزارشها و روایتهای متعددی، بهویژه از دهههای اخیر ایران، مواجه شدم و همین موضوع جرقه نگارش این فیلمنامه را زد.
وی افزود: خونبس سنتی است که در گذشته در میان برخی اقوام و عشایر ایران، از جمله عرب، لر، کرد و فارس با هدف پایان دادن به چرخه خونخواهی و انتقام رواج داشته است. بر اساس این رسم، نزدیکترین دختر خانواده قاتل به عقد یکی از مردان خانواده مقتول درمیآمد تا از طریق ایجاد پیوند خانوادگی، به نزاع پایان داده شود. در بسیاری از موارد این ازدواجها بدون رضایت دختر و بهصورت اجباری انجام میشد، هرچند گاه تلاش میشد رضایت ظاهری او نیز جلب شود.
قاسمی عنوان کرد: با گسترش نظام حقوقی و تحولات اجتماعی، بهویژه پس از انقلاب، اجرای این سنت به میزان قابل توجهی کاهش یافته است، اما همچنان گزارشهایی از تداوم آن در برخی مناطق دورافتاده وجود دارد. روایتهای تلخی از زنانی ثبت شده است که پس از این ازدواجها با تحقیر، طردشدن و بدرفتاری مواجه شدهاند، زیرا همچنان عضوی از خانواده قاتل تلقی میشدند. برخی از آنان تلاش کردند به خانواده خود بازگردند، اما با مخالفت خانواده یا قبیله روبهرو شدند و ناچار به ادامه همان زندگی شدند. در مواردی نیز فشارهای خانوادگی و نگرانی از شعلهور شدن دوباره اختلافها، آنان را برخلاف میلشان به بازگشت وادار کرده است.
ازدواج اجباری چطور سوژه یک فیلمنامه شد؟
وی درباره دلیل انتخاب موضوع «خونخواهی» و «ازدواج اجباری» برای این اثر گفت: خونخواهی، ازدواج اجباری، سنتگرایی و پایبندی بیچونوچرا به رسوم گذشته، مهمترین مضامین فیلمنامه «خونبس» را شکل میدهند. مطالعه روایتهای واقعی زنانی که قربانی این سنت شده بودند، آنچنان تأثیرگذار و دراماتیک بود که شخصیت رستا بهتدریج در ذهنم شکل گرفت. در مواجهه با مفهوم خونبس، تنها با مسئله خونخواهی یا ازدواج اجباری روبهرو نیستیم، بلکه با لایههای عمیقتری همچون انتخاب، اخلاق، فشار جمعی و تقابل سنت با حق انتخاب فردی مواجه میشویم. همین ابعاد چندلایه، انگیزه اصلی من برای نگارش این فیلمنامه بود.
این نویسنده درباره شکلگیری شخصیت «رستا» نیز گفت: از ابتدا قصد داشتم شخصیت اصلی را در برابر دشوارترین انتخاب زندگیاش قرار دهم. برای رسیدن به این هدف، علاوه بر مطالعه روایتهای واقعی زنان درگیر با سنت خونبس، مقالات و پژوهشهای مختلفی را بررسی کردم و تحقیقات میدانی، از جمله گفتگو با افرادی از اقوام مختلف مانند لر، کرد و عشایر، انجام دادم. تلاش کردهام شخصیتها چندلایه، باورپذیر و پویا باشند. از آنجا که «خونبس» اثری شخصیتمحور است، روند تدریجی تحول رستا برایم اهمیت زیادی داشت تا تصمیم نهایی او برای مخاطب هم منطقی و هم از نظر احساسی قابل درک باشد.

قاسمی درباره پرهیز از کلیشهسازی در بازنمایی فرهنگ بومی نیز بیان کرد: سینمای ایران بارها به سراغ فضاهای بومی و سنتی رفته است؛ فضاهایی که همچنان برای جشنوارهها و مخاطبان بینالمللی جذابیت دارند. با این حال، تلاش کردم از این الگوی تکرارشونده فاصله بگیرم. جهان «خونبس» اگرچه از فرهنگهای گوناگون ایرانی الهام گرفته، اما به قوم یا جغرافیای مشخصی محدود نمیشود. این رویکرد تنها در طراحی لباس خلاصه نشده، بلکه معماری، فضای خانهها، آئینها، رفتار شخصیتها و جزئیات محیط نیز از فرهنگهای مختلف الهام گرفتهاند.
وی درباره نگاه جهانی این اثر نیز گفت: در نگارش فیلمنامه تلاش کردم روابط و شخصیتها به گونهای طراحی شوند که ضمن ریشه داشتن در فرهنگ ایرانی، برای مخاطبان جهانی نیز قابل فهم و تأثیرگذار باشند. هدفم نه تمرکز صرف بر مخاطب داخلی بوده و نه جلب نظر مخاطب خارجی، بلکه تلاش کردهام فرهنگ و سنتهای ایرانی را صادقانه و هنرمندانه روایت کنم به گونهای که مخاطبان در هر نقطه جهان بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
روایتی جهانشمول از یک سنت
قاسمی ادامه داد: به باور من، سینما هنری است که مرزها را درمینوردد و امکان به اشتراک گذاشتن جهان ذهنی و داستانهای انسانی را فراهم میکند. در «خونبس» کوشیدهام ضمن حفظ اصالت ایرانی، روایتی انسانی و جهانشمول خلق کنم. برای من مهم است که تصمیم دشوار رستا نهتنها برای مخاطب ایرانی، بلکه برای تماشاگرانی با پیشینههای فرهنگی متفاوت نیز قابل درک و همذاتپنداری باشد.
وی درباره حضور بینالمللی این فیلمنامه نیز اظهار کرد: فیلمنامه «خونبس» تاکنون در چندین جشنواره و مسابقه معتبر بینالمللی فیلمنامهنویسی حضور داشته و موفق شده است به جشنوارههای اسکار-کالیفای و بفتا-کالیفای راه یابد، نامزد دریافت جایزه شود و ۲ جایزه بهترین فیلمنامه کوتاه را کسب کند. همچنین در چند جشنواره دیگر نیز بهعنوان اثر منتخب یا نامزد نهایی معرفی شده است.
این نویسنده درباره بازخوردهای جهانی این اثر گفت: «خونبس» در عرصه بینالمللی نیز با استقبال قابل توجهی مواجه شده است. این فیلمنامه چندین بار در قالب دورخوانی (Table Read) برای مخاطبان بینالمللی اجرا شده و بازخوردهای بسیار مثبتی دریافت کرده است. به اعتقاد من، نخستین عامل جذابیت این اثر برای مخاطبان خارجی، آشنایی با سنت خونبس است؛ رسمی که برای بسیاری از آنان ناشناخته اما کنجکاویبرانگیز است.
مواجهه یک زن با ساختاری غلط
وی افزود: شخصیت رستا و انتخاب دشوار او نیز همواره مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. بسیاری پس از مطالعه فیلمنامه درباره سرنوشت این شخصیت و نحوه مواجهه او با این موقعیت پرسش میکنند. همچنین یکی از نکاتی که داوران و مخاطبان بینالمللی بارها به آن اشاره کردهاند، ساختار داستان است. از نگاه آنها، رستا تنها در برابر یک فرد قرار ندارد، بلکه با ساختاری روبهرو است که راه گریزی برای او باقی نمیگذارد. این مسئله یکی از دغدغههای اصلی من در نگارش فیلمنامه بوده است؛ مواجهه انسان با سنتها و ساختارهایی که بدون نگاه انتقادی از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند.
قاسمی در پایان اظهار کرد: پایان تلخ و تکاندهنده فیلمنامه نیز از بخشهایی بوده که همواره مورد توجه مخاطبان خارجی قرار گرفته است. بسیاری از خوانندگان و شرکتکنندگان در دورخوانیها، پایان داستان را تأثیرگذار، غافلگیرکننده و ماندگار توصیف کردهاند. در سالهای اخیر نیز بارها درباره سنت خونبس، میزان رواج آن در ایران و چگونگی شکلگیری ایده این اثر از من پرسش شده است. این گفتگوها را فرصتی برای معرفی بخشی از فرهنگ، تاریخ و پیچیدگیهای جامعه ایران میدانم. به باور من، آنچه «خونبس» را برای داوران و مخاطبان بینالمللی جذاب کرده، تنها موضوع آن نیست، بلکه ترکیب یک روایت پرتنش، شخصیتهایی درگیر با انتخابهای دشوار، توجه به جزئیات و نگاهی است که میکوشد فرهنگ ایرانی را بدون کلیشه و در قالب روایتی انسانی و جهانشمول به تصویر بکشد.










ثبت نظر