به گزارش خبرنگار مهر، نخستین نشست از مجموعه گفتگوهای «میدان آزادی، خیابان ایران» با موضوع هنر و با حضور عبدالحمید قدیریان، نقاش، طراح صحنه و کارگردان به میزبانی خانه علوم انسانی ایران برگزار شد. این مجموعه نشساها به بررسی نسبت میان شهر، فرهنگ و رویداد اختصاص دارد
عبدالحمید قدیریان، نقاش، طراح صحنه و کارگردان، با اشاره به مسئله گسست و پارهپاره شدن جامعه اظهار داشت: این مسئله ربطی به ایران ندارد؛ متأسفانه ثمره نفوذ تفکر غرب است. یعنی همان مدرنیتهای است که آمده و در حال انجام کار خود است. هدف مدرنیته نیز همین است؛ جدا کردن مردم از هم و تبدیل آنها به ذرات کوچکی که بتوان آنها را به هر سویی سوق داد. این تفکر کلی و نگاه غرب است.
وی افزود: در ذات تفکر و فرهنگ ما چنین چیزی نیست، ولی همگی درگیر آن شدهایم. واقعیت این است که در تفکر، فرهنگ و دین ما مدام از اجتماع سخن گفته میشود. شما در نمازهایتان میبینید که جملات بهصورت جمع بسته میشود؛ نمیگویید «خدایا من را…»، بلکه میگویید «ما را…»؛ «اهدنا». فرهنگ ما، فرهنگ جمع است. چرا؟ چون غایتی که خدا برای ما طراحی کرده و ما آن را به اسم «ظهور» میشناسیم، در جمع اتفاق میافتد. یعنی خدا همه بشریت، همه اشیا و همه موجودات را رفعت میدهد و رشد میدهد و هر کسی را در جایگاه خودش قرار میدهد. بنابراین نگاه جمعی جزو ذات تفکر ماست.
امام خمینی دین را به عرصه اجتماع آورد
قدیریان با اشاره به نقش امام خمینی(ره) در احیای وجه اجتماعی دین بیان کرد: وقتی به انقلاب خودمان نگاه میکنیم، میبینیم واقعاً انسان به وجد میآید که در دورانی زندگی کرده که مرد خدایی مثل امام نفس کشیده است. ایشان دین را ارتقا داد؛ دینی که همیشه، در اوج خوبیاش، از فضل فردی سخن میگفت؛ اینکه آدمها بروند ریاضت بکشند، تقوا داشته باشند، ذکر بگویند و اعمال دینی را برای رشد فردی خود انجام دهند. ایشان این دین را به عرصه اجتماع آورد.
وی ادامه داد: شما میبینید که اولین اجتماعات، جدا از تظاهرات، اجتماعات عاشورایی سال ۵۷ بود. من آن دوران را به یاد دارم. ما قبلاً هم عاشورا را دیده بودیم و در آن زنجیر زده بودیم، ولی آن موقع انگار داشتیم عاشورا را از نو میدیدیم. معنای «اجتماع هدفمند» را میفهمیدیم. خدا امام را رحمت کند که این فرهنگ را باز کرد و ما در طول انقلاب همیشه از اجتماعات بهره بردهایم.
این هنرمند تصریح کرد: فقط یک نکته اینجا هست که اگر به آن فکر نکنیم و مواظبش نباشیم، اجتماع از مدار اصلی خود خارج میشود و آن این است که «اجتماع باید هدف داشته باشد». کاری که غرب در اجتماعاتش میکند، یا از قبل با تفکرش کرده، این است که هدف را از جوامع گرفته است. آزادیهایی هم که میدهد بر اساس همین است. میداند که همه به چه سمتی میروند.
وی افزود: اگر ما مراقب این موضوع باشیم، میبینیم که از اجتماعاتی که در نظام و کشور ما اتفاق افتاده، بسیار بهره بردهایم. طبیعتاً هنر نیز تأثیرگذار است. حضرت آقا میفرمایند هر چیزی که قرار باشد ماندنی شود، باید با زبان هنر گفته شود؛ به خاطر اینکه هنر با روح آدمها سروکار دارد و چون روح را تحت تأثیر قرار میدهد، در هر دو جهت، خیر و شر، کاربرد دارد. شما میبینید که دشمن هم از این عنصر و امکان بهخوبی استفاده میکند، چون آنها مدتهاست و حداقل از زمان رنسانس، قرنهاست که بهطور جدی روی این مسئله کار میکنند و تأثیرگذار هم هستند.
اجتماعات خیابانی تابع تفکر هستند
قدیریان در ادامه اظهار داشت: این بحث اجتماعی و خیابانی یکی از ارزشمندترین رفتارهای ماست، ولی یک امر «تبعی» است؛ یعنی تابع تفکر است. اگر ما راجع به آن تفکر صحبت نکنیم، دچار مشکل میشویم. الان مشکل عمدهای که در جامعهمان داریم و دشمن از آن شدیداً سوءاستفاده میکند، «بیمقصد بودن جامعه فرهنگی» است. مقصد ندارد. حرفهای قشنگ زده میشود، متفکرین و علمای ما نکات زیبایی میگویند، ولی هیچوقت راجع به «مقصد» صحبت نمیکنند.
وی افزود: برعکس دشمن که مدام درباره مقصد، ایدهآل و دورنما صحبت میکند؛ آنقدر آن را تکرار کرده که به نظر آشنا میآید و به نوعی آرزوی تو هم شده است و تو تلاش میکنی به آن سمت بروی، در صورتی که ما این کار را نمیکنیم.
این نقاش و طراح صحنه با اشاره به استفاده سیاستمداران غربی از مفاهیم دینی و آخرالزمانی گفت: اخیراً کار به جایی رسیده که دیگر فقط هنرمندان غرب نیستند که با لطایفالحیل حرف میزنند، بلکه سیاستمداران غرب هم به میدان آمدهاند. شما در همین بحثهای فلسطین و جنگ دوازدهروزه میبینید که سیاستمداران غربی میگویند «دوران، دوران آخرالزمان است و ما به طرف یک مقصد مشخص میرویم و بر اساس آن این رفتارها را انجام میدهیم و خدا با ماست.» یعنی دارند از فرهنگ، با نگاه به آینده، استفاده میکنند.
وی ادامه داد: برعکس ما که هر کسی راجع به ظهور و مهدویت حرف زد، سریع او را از چپ و راست میزنند. آنها کارشان به جایی رسیده که سیاستمدارانشان رسماً در تریبونهای رسمی این موضوع را مطرح میکنند و خیلی هم جدی دنبالش هستند و از آن بهره میبرند.
قدیریان با تأکید بر ضرورت پرداختن جدی به مسئله اجتماعات خیابانی تصریح کرد: لزوم بحث درباره اجتماعات خیابانی بسیار زیاد است. باید این موضوع شکافته شود تا دشمن نتواند از آن استفاده کند. این مقوله، یک مقوله تبعی و تابع تفکر است. اگر ما این را در بحثهای اجتماعی پررنگ نکنیم، هر کسی میتواند اجتماعی راه بیندازد و آن را به هر جهتی که میخواهد ببرد و داستان از دستمان خارج میشود. به همین دلیل، لزوم اصلی کار این است که این بحثها به سمتی برود که حدود و ثغور ماجرا مشخص شود تا بتوان راجع به آن بحث کرد.
انقلاب بر دو بال «حسینیت» و «مهدویت» استوار شد
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تجربه دوران پیش از انقلاب گفت: انقلابی که با این انرژی و محبت راجع به آن صحبت میکنیم، بر پایه دو اصل توسط امام تعریف شد؛ یکی «حسینیت» و دیگری «مهدویت». یادم است همان اوایل انقلاب، متفکران غربی که درباره انقلاب تحقیق میکردند، میگفتند «شیعه دو بال دارد؛ بال حسینیت و بال مهدویت». آنها تجویز کرده بودند که اگر این دو بال قطع شود، میتوان انقلاب را متوقف کرد و برای این کار اقدام کردند.
قدیریان افزود: با حسینیت نتوانستند کاری کنند، چون جنگ شد و ما نیاز مبرم به این فرهنگ داشتیم و نمیتوانستیم از آن جدا شویم. خدا در صحنههای مختلف به واسطه همین فرهنگ حسینیت ما را رشد داد. کسی مثل سردار سلیمانی همینجوری سردار سلیمانی نشد؛ او در این فرهنگ زیست کرد، زندگی کرد و در خیمههای امام حسین(ع) آموزش دید.
وی ادامه داد: اما دشمن روی مهدویت خیلی کار کرد تا آن را از چرخه تفکر و فعلیت خارج کند. روی بال پرواز حسینیت نتوانستند کار کنند، چون شرایط اجازه نمیداد، ولی روی مهدویت خوب کار کردند. به بهانه گروههای انحرافی که از مهدویت حرف میزدند، مثل حجتیه، هر کسی که از حضرت حجت(عج) حرف میزد، سریع به او چپچپ نگاه میکردند که نکند حجتیهای باشد. سرکوب شدیدی کردند.
این هنرمند افزود: یک زمانی شاید این کار منطقی به نظر میرسید، چون گروههای انحرافی زیادی بودند و نفوذ اتفاق میافتاد. البته الان هم معلوم نیست، ولی قدیم شفافتر بود، چون سریع به مرحله عمل میرسیدند و لو میرفتند. اما از یک جایی به بعد، اصلاً کل مهدویت کنار گذاشته شد. شما الان هیچ چیزی راجع به مهدویت نمیشنوید.
مهدویت، بال نگاه به آینده و انگیزه حرکت
قدیریان اظهار داشت: این همان بال نگاه به آینده و بال انگیزه حرکت است؛ بالی که دشمن به دروغ برای خودش تعریف کرده و دارد آن را پیش میبرد. ببینید جریانهای یهودی ـ مسیحی و اوانجلیستها چقدر بر این مسئله متمرکز شدهاند. همین مسیحیان صهیونیست بر اساس بحث ظهور حرکت میکنند. ایده اصلیشان این است که رفتارهایی انجام دهند که ظهور زودتر اتفاق بیفتد؛ آنها از ظهور مسیح حرف میزنند، ولی بر اساس نگاه آخرالزمانی پیش میروند.
وی افزود: چون حذف مهدویت برای ما اتفاق افتاد، همان عنصری که الان داریم راجع به آن حرف میزنیم، یعنی «اجتماعات خیابانی»، که زمانی هر بار جمعیت به خیابان میآمد، با حضورش یک چک محکم به دشمن میزد، حالا چون مهدویت و آن تفکر و غایت کنار رفته و ما از آن حرف نمیزنیم، دارد به «پاشنه آشیل» انقلاب تبدیل میشود؛ فرقی هم نمیکند در آن کنسرت برگزار کنیم یا اجتماع سیاسی.
این کارگردان تصریح کرد: شما وقتی آن غایت و هدف را از اجتماع میگیرید، آن اجتماع به یک چیز خطرناک برای انقلاب تبدیل میشود. یعنی همین چیزی که ما میگوییم از اهداف امام بوده، به ضد خودش تبدیل میشود. چرا؟ چون آن اجتماع تابع تفکر حرکت به سوی ظهور، حسینیت و مهدویت بود. وقتی شما آن را از اجتماع بگیرید، با قدرت رسانهای و هنری دشمن، همان اجتماع تبدیل به ضد انقلاب میشود و مقابل آن میایستد. هدف را هم که از آن گرفتهاند، به هر مسیری که بخواهند آن را میکشانند.
تفکرمان درست باشد همه چیزمان درست می شود
قدیریان در ادامه بیان کرد: تصور من این است که این بحثها خیلی خوب است و احتمالاً کاربردهایی هم دارد، ولی نکته مهم این است که ما در این بحثها مطالبهگرانه از اهل تفکر بخواهیم که به میدان بیایند یا کنار بکشند. به قول حضرت آقا، جوانها بیایند. شاید شما به هر دلیلی توانش را ندارید، ضعف دارید یا سهمش را ندارید؛ پس کنار بروید و بگذارید جوانها بیایند.
وی تأکید کرد: اگر این «بحث تفکر» در جامعه ما حل نشود، به پاشنه آشیل جامعه ما تبدیل میشود؛ نه اقتصاد، نه جنگ با اسرائیل و نه چیز دیگری مهم نیست، چون اگر تفکرمان درست باشد، همه اینها را بهراحتی میتوانیم تحمل کنیم.
این هنرمند با اشاره به حوادث سال ۱۴۰۱ گفت: در فتنه ۱۴۰۱ مگر ما مشکل دیگری داشتیم؟ مگر اسرائیل آن وسط بود یا موشک اسرائیلی بود؟ نه، خودمان برای خودمان بمب درست کرده بودیم. چرا؟ چون جامعه را از فکر تهی کرده بودیم و هر کسی آمد و زهرش را در این جامعه ریخت و از آن بهرهبرداری کرد.
وی افزود: بنابراین اگر این نشستها به این نتیجه برسد که مطالبهگرانه از اهل تفکر بخواهیم که بیایند و این بحث را حل کنند، بسیار مهم است. یکی از علتهایی که آقایان راجع به ظهور حرف نمیزنند این است که اصلاً نمیدانند ظهور چیست. چرا؟ چون راجع به آن فکر و کار نکردهاند؛ نه صرفاً کار روایی، بلکه کار قرآنی.
قدرت جمهوری اسلامی در زنده کردن تفکر مهدویت قرآنی است
قدیریان اظهار داشت: اگر این کار انجام شود، قدرت جمهوری اسلامی در همین تفکر است. چیزی که جمهوری اسلامی را میتواند سرآمد کند و آن تمدن نوین اسلامی را شکل دهد، زنده کردن تفکر مهدویت درست و قرآنی است. نه اینکه فلان آقا بیاید وکیل و وصی امام زمان بشود و بگوید من میدانم و دیگران ساکت باشند. نه؛ قرآن باید بیاید و این بحث را باز کند. آن موقع شما اجتماعات خیابانی و هنر را ببینید که بیداد میکند.
وی با اشاره به واکنش برخی هنرمندان غربی به جنگ دوازدهروزه افزود: شما نگاه کنید در داستان جنگ دوازدهروزه، اجتماعاتی که در آمریکا و اروپا به نفع جمهوری اسلامی برگزار شد و ببینید چقدر هنرمندها به میدان آمدند؛ همان هنرمندهایی که ما تکفیرشان میکردیم. ما قصدمان تکفیر کسی نیست؛ ما جهتها را تکفیر میکنیم، نه آدمها را. میگوییم این جهت رو به خداست و دارد مقابل ابلیس میایستد.
این نقاش و طراح صحنه ادامه داد: میبینید که کنسرت گذاشته و «Hero Khamenei» را میخواند و ما کیف میکنیم و آنها وحشت میکنند. استرالیا میآید و رابطهاش را با ما قطع میکند و به ما تهمت میزند. این قدرت هنر است؛ قدرت هنر در اجتماع. ولی چه اجتماعی؟ اجتماعی که جهت دارد، نه اجتماعی رها.
وی تأکید کرد: نه اینکه فقط چون این آقا چهچه خوبی میزند، بیاید و تمام احساسات یک جمعیت را بگیرد و به هر سمتی که میخواهد ببرد. این خطرناک و یک رفتار ابلیسی است. رفتار الهی این است که جهت و مقصدت معلوم باشد و آدمهایی که در آن تفکر زیست میکنند، بیایند و هنر خلق کنند. آن موقع ببینید چه غوغایی میشود. اینکه حضرت آقا میفرمایند «اگر من این جایگاه را نداشتم، میرفتم سراغ بحثهای فرهنگی»، به خاطر همین قدرت هنر و رسانه است که میتواند بسیار روشنگر باشد.
تبیین وظیفه اهل علم است، نه هنرمند
قدیریان با بیان اینکه از منظر یک هنرمند، هر عنصر باید در جای درست خود قرار بگیرد، تصریح کرد: به عنوان هنرمند میگویم؛ اگر عناصر سر جای خود قرار نگیرند، توازن به هم میریزد. وقتی تبیین ما از پایه غلط و خارج از مدار باشد، هرچقدر از آن مدار اصلی تبیین خارج شویم، به معضل برمیخوریم.
وی افزود: فوت یک خانم، ناگهان شری به پا میکند که دامنش تمام کشور را میگیرد. مگر این اتفاق در همه دنیا نمیافتد؟ مگر آدمها نمیمیرند یا حتی کشته نمیشوند؟ در تمام دنیا آدمها یکدیگر را میکشند، ولی وقتی یک چیز از مسیرش خارج میشود، همهچیز خطرناک میشود.
این هنرمند ادامه داد: مسیر چیست؟ من متأسفانه مجبورم یقه اهل علم را بگیرم. تبیین کار اهل علم است، نه کار مردم یا من هنرمند. من هنرمند باید تبیین را بشنوم، در آن زیست کنم و بعد اثر هنری تولید کنم. آنکه تفکر تولید میکند، باید تبیین ارائه دهد.
این انقلاب را خدا رقم زد و برای آن غایتی دارد
قدیریان در ادامه با تأکید بر نگاه توحیدی به انقلاب اسلامی اظهار داشت: ما انقلابی داشتیم که این انقلاب را ما نکردیم. خدا امام را رحمت کند، ایشان هم یک وسیله بود. این انقلاب را خدا کرد؛ نه به خاطر امام خمینی، نه به خاطر ما، بلکه چون خدا برنامهای در این سیستم دارد و به طرف یک غایت حرکت میکند.
وی افزود: مگر ما خدا را عاقل فرض نمیکنیم؟ برای خودمان عقل و غایت قائلیم و برای هر کارمان دلیل میخواهیم، ولی فکر میکنیم خدا همینجوری صبح بلند شده و اتفاقی را رقم زده است؟ اینطور که نیست. خدا عاقل است و غایتی را طراحی و برنامهریزی کرده است. ۱۲۴ هزار پیامبر را برای آن به کار گرفته، هزاران شهید در طول تاریخ به واسطه آن به درجات بالا رسیدهاند و هزاران عالم تربیت کرده است. از آنسو، هزاران نفری را که قرار است جلوی حق بایستند نیز تربیت کرده است؛ یعنی همه این کارها را خودش کرده و در حال مدیریت یک صحنه است.
وی ادامه داد: در این مدیریت به نقطهای رسیده که انقلاب لاجرم باید اتفاق میافتاد. امام هم بارها و بهطور دقیق بر همین نکته تأکید داشت که «این انقلاب مال من نیست، به من ربطی ندارد، این انقلاب مال امام زمان(عج) است، صاحب دارد و باید به صاحبش بدهیم.» ایشان همه اینها را تبیین هم کرد.
وقتی درباره خدا حرف نزنیم، خدامحوری از ذهن جامعه حذف میشود
قدیریان با انتقاد از فاصله گرفتن بخشی از فضای فکری جامعه از این نگاه گفت: علمای ما به خاطر کوتاهیشان و فاصلهای که با امام دارند، حرف ایشان را نمیفهمند. شما ببینید الان فاصله حضرت آقا با آدمهای دیگر چقدر زیاد است. آنها این مقوله را درک نمیکنند که خدا برنامه دارد.
وی افزود: به همین دلیل در هیچ حادثهای شما بحثی راجع به خدا نمیکنید و چون راجع به خدا بحث نمیشود، جامعه خدا را فراموش میکند. این طبیعی است؛ وقتی شما راجع به چیزی حرف نزنید، انگار وجود ندارد. خدا در حد این است که نمازمان را بخوانیم و گهگاه صدایش کنیم یا اگر بدهکار بودیم از او طلب پول کنیم، اما در روابط اجتماعی و جهانی اصلاً با او کاری نداریم. خودمان تصمیم میگیریم، میجنگیم، دیپلماسی میکنیم و در نتیجه «خدامحوری» از ذهن جامعه پاک میشود.
وی خاطرنشان کرد: پیش از اتفاقات سال ۱۴۰۱، من یک نمایشگاه در نیاوران به نام «۴۰۱» زدم. در اوج آن فتنهها، آنجا مطرح کردم «جنگ با اسرائیل». چرا کسی گوش نمیدهد؟ مدام میگفتم به خدا جنگ با اسرائیل نزدیک است، بیایید خودمان را تجهیز کنیم، راجع به آن حرف بزنیم و بحث کنیم. الان که جنگ شده، باز هم نمیخواهند باور کنند که ما در جنگ با اسرائیل هستیم.
این نقاش و طراح صحنه افزود: میگویند «دفاع دوازدهروزه» یا «دفاع مقدس». کدام دفاع؟ ما در جنگیم. بله، عراق داستانش فرق میکرد. اینجا جنگ است؛ جنگ با اوج ابلیس. چرا این را نادیده میگیریم؟ چون از آن مدار خارج شدهایم. برای همین من میگویم اگر تبیین را درست نکنید، چه میشود؟ شما الان خدا را حذف کردهاید، بعد میخواهید به جامعه چه بگویید؟
شادی فطری با شادیای که غرب تعریف میکند متفاوت است
قدیریان در پاسخ به بحثی درباره نیاز جامعه به شادی و حیات جمعی اظهار داشت: شما «شادی» را مطرح میکنید؛ شادی چیست؟ آیا بزن و برقص است؟ شادی فطری با شادیای که غرب تعریف میکند، زمین تا آسمان فرق دارد.
وی با اشاره به تجربه پیادهروی اربعین گفت: ما در اربعین ۹۳ این را تجربه کردیم. در اوج تهدیدات داعش که گفته بود سر میبریم و تکهتکه میکنیم، مردم کرور کرور میرفتند. نگاه میکردی، میدیدی همه خوشحالاند. پایش تاول زده و خسته است، اما با لبخند دراز میکشد. با لبخند به دیگری محبت میکند و غذا میدهد. همه شادند و وقتی برمیگردند، میگویند کاش دوباره سال بعد بشود و برویم اربعین. این شادی، شادی انسانی است که از درون انسان میجوشد. ما این را در دوران انقلاب و جنگ هم تجربه کردیم.
این هنرمند در تبیین عنصر اصلی چنین شادیای گفت: عنصر اصلی این شادی چیست؟ اینکه شما در محضر خدا هستی. انسان وقتی در محضر یک بزرگ قرار میگیرد، همهچیز برایش سهلتر میشود و راحتتر کار انجام میدهد و شکایت هم نمیکند. وقتی شما آن بزرگ را دور میکنی، این آدم یله میشود.
وی افزود: الان در سالگرد خانه سینما، فردی بلند شده و میگوید «ما شاد نیستیم، ما غمگینیم.» برای چه غمگینی؟ دنیا دارد از اینکه ایران جلوی اسرائیل ایستاده، کیف میکند و به عنوان یک قهرمان به آن نگاه میکند. از همان آمریکایی که خیلی از هنرمندان ما میپرستندش، تشویق میآید. چرا حال این شخص بد است؟ چون معیارش، معیاری نیست که این فضا را بپسندد؛ او در عالم دیگری سیر میکند.
مهدویت یک موضوع نیست، یک اتمسفر و فضای تنفسی است
قدیریان تأکید کرد: شما نمیتوانید همه جامعه را در یک کانال قرار دهید. باید یک اتمسفری از مهدویت ایجاد کنید. من میگویم مهدویت یک موضوع نیست؛ یک جریان و یک فضای تنفسی است. همان کاری که آمریکا سالها در هنرش انجام داده است.
وی با اشاره به سینمای وسترن آمریکا بیان کرد: فیلمهای وسترن ۶۰ یا ۷۰ سال پیش آمریکا را نگاه کنید؛ یک نفر به روستایی که توسط یک قلدر به هم ریخته، میآید، با او میجنگد، زخمی میشود، تیمار میشود و در نهایت قلدر را شکست میدهد. بعد به او میگویند کلانتر شهر شو، اما او میگوید «نه، من باید بروم» و سوار اسبش میشود و بدون هیچ چشمداشتی میرود. فرهنگ غرب سالهاست در فیلمهایش «منجیپروری» میکند.
این کارگردان ادامه داد: برای همین وقتی به افغانستان حمله میکند، میگوید من دارم آنها را از دست فلان حزب کمونیست نجات میدهم و همه همراهی میکنند، چون فکر میکنند آنها منجی هستند و برای نجات آمدهاند. وقتی ما این فرهنگ را از جامعه دور میکنیم، هر کاری هم بکنیم، یک چیز بیربط از آب درمیآید. من میگویم باید به این فضا دعوت کنیم؛ یک اتمسفر در جامعه ایجاد کنیم و از فردا همین کار را بکنیم، خدا برکت میدهد. کار را ما نمیکنیم، خدا میکند.
جامعه بیهدف به روزمرگی گرفتار میشود
قدیریان ادامه داد: شما اتمسفر مهدویت قرآنی را راه بیندازید؛ یک جریانی که آدمها صبح که بلند میشوند، احساس کنند دارند کاری انجام میدهند. الان زندگی ما روزمرگی است و هدفی نداریم، مگر اینکه دشمن لطف کند و ضربهای به ما بزند تا کمی بیدار شویم، یک راهپیمایی برویم، «مرگ بر فلان» بگوییم، کمی بترسیم و بعد خوشحال شویم که ما آنها را زدیم.
وی تأکید کرد: در صورتی که اگر شما جریان ایجاد کنید، جامعه همیشه زنده و پویاست و راکد نمیماند. در این صورت تعریف شادی هم فرق میکند. آیا مردم یمن الان گوشهای نشستهاند و بغض کردهاند؟ اجتماعات یمن را نگاه کنید.
غرب برای جابهجا کردن مفاهیم حق و باطل کار فرهنگی کرده است
این هنرمند در ادامه با اشاره به فیلم «نوح» گفت: سال ۲۰۱۴ فیلم «نوح» اکران شد. من به عنوان طراح صحنه، به صحنه و لباسها نگاه میکردم و میدیدم نوح در حالی که راه میرود، در پسزمینه لولههای پالایشگاه دیده میشود، یا کاپشن و کولهپشتی آخرین مدل آمریکایی به تن دارد و مواردی از این دست. همان موقع مقالهای نوشتم و گفتم به نظر میآید وارد یک فضای جدید تفکری میشویم که غرب میخواهد بر ما اعمال کند.
قدیریان افزود: من از فیلم نتیجه میگیرم که برای اینکه بتواند باطل خود را حق جلوه دهد، همهچیز را جابهجا و از قاعده خارج میکند تا بتواند فطریات ما را هم زیر سؤال ببرد. مثل همین داستان کودکان غزه؛ طرف بچه مسلمان است، اما هیچ حسی راجع به غزه ندارد. آدم تعجب میکند که چه کسی تو را اینقدر جابهجا کرده است؟ این یک تفکر است که مفاهیم را جابهجا میکند تا جای حق و باطل را عوض کند.
وی تصریح کرد: الان میبینید که دقیقاً این اتفاق افتاده است. ترامپ میگوید «چرا به من جایزه صلح نوبل نمیدهید؟» یا نتانیاهو ترامپ را صلحطلب معرفی میکند. آدم نمیفهمد اینها نقش بازی میکنند یا ما خواب میبینیم. مگر میشود مفاهیم اینقدر به هم بریزد؟
این نقاش و طراح صحنه هشدار داد: در چنین شرایطی، اگر شما بیایید و مردم را به شادی در خیابان دعوت کنید، آن را تبدیل به فتنه میکنند؛ حرکتی خلاف سیستم حق. این اتفاقی است که غرب سالهاست روی آن کار فرهنگی کرده است.
قدیریان در پایان با اشاره به مفهوم فساد در قرآن گفت: در قرآن وقتی از نابودی بنیاسرائیل صحبت میشود، علتش «فساد» ذکر میشود. ما اوایل فکر میکردیم منظور مثلاً خانههای فساد است، اما اتفاق غزه که افتاد، دیدیم اینها تمام دنیا را فاسد کردهاند. همان هفته اول، نتانیاهو به تمام رؤسای عرب نامه نوشت که اگر صدایتان دربیاید، عوضتان میکنم. این یعنی فساد عمومی؛ یعنی از همه آنها سند فساد دارد. اروپاییها هم همینطور. طرفدار محیطزیست، خبرنگار یا فمینیست است، اما در برابر این همه کشتار سکوت میکند.










ثبت نظر