«دختری که خواب را نوشید»؛ روایت یک زخم از دریچه خیال و رویا
  • 26 سپتامبر 2026
  • شناسه : 226670
    بازدید 7
    ♥1

    مشهد- «دختری که خواب را نوشید» اثری که با زبانی کودکانه و خیال‌انگیز، روایتگر سرنوشت دختران مدرسه شجره طیبه میناب است و می‌کوشد واقعیتی تلخ را از زاویه‌ای متفاوت با مخاطب در میان بگذارد.

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    خبرگزاری مهر- گروه استان‌ها، مرجانه حسین زاده؛ «نمایش «دختری که خواب را نوشید» به نویسندگی سید جواد رحیم‌زاده،کارگردانی محمد جهانپا و تهیه‌کنندگی مرتضی اسدی مرام، روایتی کودکانه از جنایت آمریکا و شهادت دختران مدرسه شجره طیبه میناب، این روزها در مشهد به روی صحنه است، اثری که شب‌ها با استقبال بسیار خوب خانواده‌ها همراه است چراکه می‌کوشد واقعیتی تلخ را از زاویه‌ای متفاوت با مخاطب در میان بگذارد.

    مهم‌ترین ویژگی‌ «دختری که خواب را نوشید» نجابت در روایت آن است

    در همین رابطه محمد جهانپا کارگردان این اثر در خصوص چگونگی انتخاب این نمایشنامه در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار کرد: در ابتدا ساخت این اثر به من سفارش داده نشد بلکه شکل گیری «دختری که خواب را نوشید» از یک زخم ناسور آمد. از روزی که خبر تلخ حمله به مدرسه میناب را شنیدم، دیگر نتوانستم به چیز دیگری فکر کنم.

    کارگردان دختری که خواب را نوشید افزود: طرح اولیه را با آقای سیدجواد رحیم زاده در میان گذاشتم و او با حساسیت و ظرافتی که دارد، این ایده را به کلمه تبدیل کرد. بنابراین اگر بخواهم دقیق بگویم «دختری که خوب را نوشید» پیش از آنکه متنی برای اجرا باشد، یک نیاز درونی است.

    وی گفت: دغدغه ام فقط روایت یک حادثه نبود، بلکه دغدغه ام فراموش شدن بود. می ترسیدم نام آن کودکان، مثل هزار اتفاق دیگر، در هیاهوی روزمره گم شود. تئاتر برای من فضایی است که می‌توان در آن بدون شعار و بدون لکنت، حرفت را بزنی.

    جهانپا افزود: میخواستم با زبان کودکان، با خواب ها، بازی ها و خیال های ساده شان، از آن‌ها بگویم. می‌خواستم «سلما» و هم‌کلاسی‌هایش فقط یک عدد در آمار نباشند. حتی یک پروژه بزرگ از شاهنامه را کنار گذاشتم تا این حرف درست و به‌موقع گفته شود.

    این کارگردان با اشاره به ویژگی‌های شاخص این تئاتر، گفت: به گمانم مهم‌ترین ویژگی‌ این اثر نجابت در روایت آن است. ما مستقیم به سمت درد نرفتیم. از پشت شیشه خیال، از زاویه نگاه دخترانه، از میان رویاهای رنگارنگ به آن واقعیت تلخ رسیدیم. تماشاگر تا لحظات آخر شاید فکر کند با یک قصه کودکانه روبه‌روست، اما ناگهان متوجه می‌شود که این قصه، قصه ماست.

    وی ادامه داد: این فاصله شاعرانه، هم به بچه‌ها اجازه می‌دهد در سالن بنشینند و بدون هیچ ترس یا اضطرابی تماشا کنند، هم به بزرگ‌ترها فرصت می‌دهد که در سکوت، بغضشان را ببلعند. این برای من یعنی احترام به مخاطب و احترام به سوگ.

    «دختری که خواب را نوشید»؛ روایت یک زخم از دریچه خیال و رویا

    ضرورت به صحنه رفتن این اثر در بسیاری دیگر از کشورها

    امیراحسان امیرپور، بازیگر دختری که خواب را نوشید نیز در گفتگو با خبرنگار مهر، «سوژه» این اثر را وجه تمایز این تئاتر دانست و اظهار کرد: من در این تئاتر، نقش پدر یکی از دختران مدرسه میناب را ایفا می‌کنم که آسمانی شد.

    بازیگر تئاتر افزود: این نمایش مختص جغرافیای خاصی نیست و جهان شمول است یعنی همه مردم دنیا می دانند و باید بدانند که جنایتی از این بزرگتر و فجیع تر در دنیا وجود ندارد.

    وی گفت: این نمایش در صورت امکان باید در اکثر کشورها روی صحنه برود و یا به صورت زیرنویس به شکل فیلم تاتر در معرض تماشای مردم جهان قرار بگیرد تا باطن جنایتکاران جهان برای همگان آشکار شود.

    دیدن یک واقعیت تلخ از زاویه ای متفاوت

    نازیلا نوروزی، بازیگر دختری که خواب را نوشید که در این اثر نقش یک معلم را ایفا می‌کند نیز، در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: به نظرم مهم‌ترین ویژگی «دختری که خواب را نوشید» این است که تلاش می‌کند یک واقعیت تلخ و تراژیک را از زاویه‌ای متفاوت و خیال‌انگیز روایت کند. ما با بچه‌های میناب و جهان آن‌ها مواجهیم، اما قرار نیست همه‌چیز را صرفاً در قالب واقعیت و تلخی روی صحنه ببینیم.

    «دختری که خواب را نوشید»؛ روایت یک زخم از دریچه خیال و رویا

    بازیگر دختری که خواب را نوشید افزود: سعی کردیم به دنیای خیال و رویا هم اجازه‌ حضور بدهیم؛ انگار در دل یک واقعیت سخت، هنوز جایی برای رویا دیدن وجود دارد. همین ترکیبِ واقعیت، تراژدی و فانتزی، به نظرم ویژگی اصلی این اثر است و باعث می‌شود مخاطب فقط با یک روایت تلخ مواجه نباشد، بلکه بتواند جهان شخصیت‌ها را از درون رویاهایشان هم تجربه کند.

    وی با اشاره به نقش خود در این نمایش گفت: نقش من در این اثر یک معلم است که در کنار گروه تلاش کردم بخشی از جهان و فضای این نمایش را روی صحنه شکل بدهم. برای من، حضور در این کار فقط اجرای یک نقش نبود بیشتر تلاش برای پیدا کردن جایگاه یک آدم در جهانی بود که مرز بین واقعیت و خیال در آن خیلی پررنگ است. به همین دلیل، ارتباط با فضای کلی اثر و جهان شخصیت‌ها برایم اهمیت زیادی داشت.

    وی افزود: بزرگ‌ترین چالش در این نقش برایم پیدا کردن تعادل میان واقعیت و فانتزی بود. وقتی موضوع اثر ریشه در یک واقعیت تلخ دارد، بازیگر خیلی راحت ممکن است به سمت اجرای کاملاً رئالیستی و احساسی برود؛ اما این نمایش از ما می‌خواست در عین حفظ آن ریشه‌ واقعی، وارد یک فضای رویاگونه هم بشویم. اینکه احساسات و تلخی‌های شخصیت‌ها را منتقل کنیم، بدون اینکه فضای شاعرانه و فانتزی اثر از بین برود، برای من چالش مهمی بود. در واقع باید یاد می‌گرفتیم همزمان در جهان واقعی و جهان خواب این نمایش زندگی کنیم.

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    چهار × چهار =