از «تغییر نظام» تا «امتیازات اقتصادی»؛ عقب‌نشینی ترامپ در برابر ایران
  • 27 خرداد 1405
  • شناسه : 196471
    بازدید 7
    1

    مجموعه اظهارات اخیر ترامپ را می‌توان روایت تلاش برای مدیریت پیامدهای شکستی دانست که آثار آن نه تنها در منطقه بلکه در سیاست داخلی و جایگاه جهانی آمریکا نیز قابل مشاهده خواهد بود.

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با مجموعه‌ای از اهداف بلندپروازانه آغاز شد. دونالد ترامپ و متحدانش در تل‌آویو امیدوار بودند با حملات نظامی گسترده، معادلات منطقه را به سود خود تغییر دهند، توان بازدارندگی ایران را درهم بشکنند و تهران را وادار به پذیرش شرایطی کنند که سال‌ها در پی تحمیل آن بودند. حتی در مقاطعی از تغییر نظام ایران و تسلیم بی قید و شرط تهران سخن گفتند. اما اکنون و پس از پایان جنگ و آغاز روند توافق میان تهران و واشنگتن، سخنان رئیس‌جمهور آمریکا تصویری کاملا متفاوت از واقعیت میدان ارائه می‌کند؛ تصویری که بیش از هر چیز از عقب‌نشینی تدریجی کاخ سفید از بسیاری از مواضع و اهداف اولیه خود حکایت دارد، مسئله ای که متاثر از شکست راهبردی در برابر ایران است.

    ترامپ در نشست خبری امروز خود تلاش کرد شکست در میدان را با ادعای پیروزی در رسانه جایگزین کند و توافق با ایران را یک پیروزی بزرگ برای آمریکا معرفی کند، اما در لابه‌لای همین سخنان، اعتراف‌هایی وجود داشت که نشان می‌دهد واشنگتن نه تنها به اهداف اعلامی خود دست نیافته، بلکه برای جلوگیری از پیامدهای سنگین‌تر جنگ ناچار به پذیرش واقعیت‌های جدید شده است.

    عقب‌نشینی از پروژه تغییر نظام سیاسی ایران

    شاید مهم‌ترین بخش سخنان ترامپ مربوط به موضوعی باشد که در طول جنگ بارها از سوی مقامات، رسانه‌ها و محافل غربی مطرح می‌شد؛ یعنی تغییر نظام سیاسی ایران.

    رئیس‌جمهور آمریکا در اظهاراتی قابل تامل گفت: «من هیچ وقت مدعی تغییر حکومت در ایران نبوده‌ام.»

    این در حالی است که از نخستین روزهای جنگ، بسیاری از تحلیلگران غربی و حتی مقام‌های آمریکایی از فروپاشی قریب‌الوقوع نظام سیاسی ایران سخن می‌گفتند. رسانه‌های نزدیک به کاخ سفید نیز بارها این گزاره را تکرار کردند که فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند به تغییر ساختار سیاسی ایران منجر شود. ترامپ نیز با تکرار عبارت هایی مانند کمک در راه است عملا پروژه تغییر نظام را دنبال می کرد.

    اکنون اما ترامپ نه تنها از این ادعا فاصله گرفته، بلکه صرفا به این جمله بسنده می‌کند که «به نحوی می‌توان گفت تغییر حکومت انجام شده است»؛ عبارتی که بیشتر شبیه تلاش برای حفظ ظاهر پس از ناکامی یک پروژه بزرگ به نظر می‌رسد. این تغییر لحن نشان می‌دهد یکی از اصلی‌ترین اهداف جنگ نه تنها محقق نشده، بلکه واشنگتن ناچار شده از بیان صریح آن نیز عقب‌نشینی کند.

    اعتراف به قدرت ایران در تنگه هرمز

    یکی دیگر از بخش‌های قابل توجه سخنان ترامپ، اعتراف ضمنی به نقش تعیین‌کننده ایران در معادلات انرژی جهان بود. او گفت: «اگر به توافق نمی‌رسیدیم، تنگه هرمز بازگشایی نمی‌شد.»

    این جمله از چند جهت اهمیت دارد. نخست آنکه ترامپ عملا تأیید می‌کند ادامه جنگ می‌توانست جریان انرژی جهان را با بحران جدی مواجه کند. دوم آنکه برخلاف ادعاهای اولیه مبنی بر ناتوانی ایران در تأثیرگذاری بر معادلات منطقه‌ای، رئیس‌جمهور آمریکا اکنون اذعان می‌کند که پایان بحران در تنگه هرمز بدون توافق با تهران امکان‌پذیر نبوده است. در واقع، آنچه ترامپ به عنوان دستاورد معرفی می‌کند، از زاویه‌ای دیگر اعتراف به این واقعیت است که آمریکا نتوانسته از طریق قدرت نظامی، امنیت کشتیرانی و انرژی را تضمین کند و در نهایت به مسیر مذاکره بازگشته است.

    از تهدید نظامی تا نگرانی از فاجعه اقتصادی

    ترامپ در بخش دیگری از سخنانش دلیل ورود به توافق را جلوگیری از یک «فاجعه اقتصادی» عنوان کرد. وی گفت: «من این توافق را انجام دادم، زیرا نمی‌خواستم شاهد یک فاجعه اقتصادی باشم.» این سخن در تضاد آشکار با مواضع اولیه دولت آمریکا قرار دارد. در آغاز جنگ، کاخ سفید مدعی بود که فشارهای نظامی و اقتصادی هزینه‌ای قابل توجه برای آمریکا نخواهد داشت و ایران در مدت کوتاهی مجبور به عقب‌نشینی خواهد شد.

    اکنون اما رئیس‌جمهور آمریکا اعتراف می‌کند که ادامه جنگ می‌توانست اقتصاد آمریکا و جهان را با بحران جدی مواجه سازد. چنین اظهاراتی نشان می‌دهد برخلاف محاسبات اولیه، هزینه‌های جنگ برای واشنگتن به مراتب بیشتر از پیش‌بینی‌ها بوده است.

    باید پول ایران را پس بدهیمشاید کم‌سابقه‌ترین بخش سخنان ترامپ مربوط به دارایی‌های مسدود شده ایران باشد. او تصریح کرد: «ما مقدار زیادی از پول ایران را گرفته‌ایم. این پول متعلق به ما نیست، متعلق به آنهاست و اگر آن را پس ندهیم، دیگر هیچ‌کس حاضر نخواهد شد روی دلار سرمایه‌گذاری کند.» این اظهارات را می‌توان یکی از مهم‌ترین عقب‌نشینی‌های سیاسی واشنگتن در سال‌های اخیر دانست. آمریکا طی دهه‌های گذشته همواره از دارایی‌های مسدود شده کشورهای مختلف به عنوان ابزار فشار استفاده کرده است، اما اکنون رئیس‌جمهور این کشور به صراحت از ضرورت بازگرداندن دارایی‌های ایران سخن می‌گوید. این موضع نشان می‌دهد حتی از نگاه خود ترامپ، ادامه سیاست مصادره و بلوکه کردن اموال ایران می‌تواند به اعتبار مالی آمریکا و جایگاه دلار آسیب وارد کند.

    تغییر لحن در قبال ایران

    ترامپ در بخش دیگری از سخنانش گفت: «رهبران جدید ایران باهوش‌تر هستند.» این جمله نیز در تضاد با ادبیات تهاجمی و تحقیرآمیزی قرار دارد که مقام‌های آمریکایی در طول جنگ علیه ایران به کار می‌بردند. در واقع، رئیس‌جمهور آمریکا که پیش‌تر از موضع تهدید و فشار سخن می‌گفت، اکنون تلاش می‌کند فضایی برای تعامل و توافق ایجاد کند؛ تغییری که بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه‌ای از پذیرش واقعیت‌های جدید پس از جنگ می‌دانند.

    همچنین شاید مهم‌ترین اعتراف ترامپ زمانی بود که گفت: «اگر به بمباران ایران ادامه می‌دادیم، کشتی‌ها دیگر نمی‌توانستند تردد کنند» و همچنین هشدار داد که ذخایر نفت آمریکا در حال کاهش است. این اظهارات نشان می‌دهد واشنگتن برخلاف تصور اولیه خود با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شده بود. جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، در نهایت محدودیت‌های این قدرت را آشکار کرد. به همین دلیل نیز ترامپ ناچار شد از توافق به عنوان راهی برای جلوگیری از تشدید بحران دفاع کند.

    نتیجه

    با وجود همه این عقب‌نشینی‌ها، ترامپ همچنان اصرار دارد توافق با ایران را یک پیروزی بزرگ معرفی کند. او مدعی شد که آمریکا به «هر آنچه می‌خواست و حتی بیشتر از آن» دست یافته است. اما بررسی دقیق سخنان او تصویر دیگری ارائه می‌دهد. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا از ضرورت توافق برای بازگشایی تنگه هرمز، جلوگیری از بحران اقتصادی، بازگرداندن دارایی‌های ایران و کنار گذاشتن ادعای تغییر حکومت سخن می‌گوید، دشوار است این وضعیت را با اهداف اولیه جنگ منطبق دانست. واقعیت آن است که جنگ ۴۰ روزه با وعده‌های بزرگی آغاز شد؛ از تغییر معادلات منطقه گرفته تا تضعیف راهبردی ایران. اما پایان جنگ نشان داد این اهداف تحقق نیافته‌اند و واشنگتن ناچار شده برای مهار پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی بحران، به سمت توافق حرکت کند.

    به همین دلیل، مجموعه اظهارات اخیر ترامپ را می‌توان روایت تلاش برای مدیریت پیامدهای شکستی دانست که آثار آن نه تنها در منطقه، بلکه در سیاست داخلی و جایگاه جهانی آمریکا نیز قابل مشاهده خواهد بود. جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، در نهایت رئیس‌جمهور این کشور را به جایی رساند که از بازگرداندن پول ایران، ضرورت توافق و خطر ادامه جنگ سخن بگوید؛ تحولاتی که برای بسیاری از ناظران، معنایی جز عقب‌نشینی تدریجی از اهداف اولیه جنگ ندارد.

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    4 × 3 =