یادداشت مهمان، احسان موحدیان: در قلب اوراسیا، جایی که استپ های بی پایان به کوه های سر به فلک کشیده می رسند، نبردی خاموش اما سرنوشت ساز در جریان است. این نبرد با تانک و موشک انجام نمی شود، بلکه با حروف و کلمات رخ می دهد. طرح ایجاد الفبای واحد برای کشورهای ترک زبان، که با شور و اشتیاق از سوی آنکارا دنبال می شود، بسیار فراتر از یک پروژه زبان شناختی است.
این طرح، بلندپروازانه ترین تلاش ترکیه برای تثبیت خود به عنوان مرکز ثقل دنیای ترک، بازتعریف هویت منطقه ای و ایجاد یک بلوک ژئوپلیتیکی منسجم در جنوب روسیه و شمال ایران و چین است. با این حال، این مسیر پر از موانع است و با مقاومت پیچیده ای به ویژه از سوی قرقیزستان مواجه شده که ریشه در تاریخ، حاکمیت ملی، واقعیت های اقتصادی و نگرانی از جایگزینی نفوذ روسی با نوع ترکی آن دارد. این مقاله به تحلیل عمیق این طرح، اهداف چندوجهی ترکیه، و ریشه های مقاومت در منطقه، با تمرکز ویژه بر مورد قرقیزستان می پردازد.
کالبدشناسی یک رویا؛ چیستی و چرایی الفبای واحد
ایده الفبای واحد، نوستالژی یک قرن گذشته نیست، بلکه پاسخی به یک شکاف تاریخی است. در دهه ۱۹۲۰، جمهوری های آذری زبان، فارسی زبان و ترک زبان شوروی که عمدتاً از خط فارسی و عربی استفاده می کردند، به خط لاتین روی آوردند. این تغییر، بخشی از پروژه مدرنیزاسیون بلشویکی، مقابله با نفوذ فرهنگی ایران و بیگانه سازی مردم با دین اسلام و زبان عربی بود. اما این رویکرد مبتنی بر فشار برای پذیرش حروف لاتین دیری نپایید و در اواخر دهه ۱۹۳۰، استالین دستور جایگزینی آن با الفبای سیریلیک را صادر کرد تا این مردمان را از همدیگر و از ترکیه کمالیستی که در ۱۹۲۸ به لاتین تغییر خط داده بود، جدا کند و در مدار روسی سازی قرار دهد. فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱ پنجره ای تاریخی برای بازتعریف هویت ساکنان آسیای مرکزی گشود.
طرح تدوین “الفبای ترکی مشترک” که توسط سازمان کشورهای ترک و به خصوص ترکیه پیگیری می شود، بر مبنای الفبای ترکی استاندارد امروزی ترکیه طراحی شده است. این الفبا شامل ۳۴ حرف است که ۲۹ حرف آن با الفبای ترکیه ای مشترک و ۵ حرف اضافی (مانند ŋ، ə، q، x، ū ) برای پوشش آواهای خاص زبان های ترکی آسیای مرکزی در نظر گرفته شده است. هدف اعلام شده، تسهیل ارتباطات، عدم نیاز به ترجمه متون و ایجاد یک فضای رسانه ای و فرهنگی مشترک میان حدود ۲۰۰ میلیون ترک زبان است. اما همانطور که تحلیل خواهد شد، این طرح پوسته ای برای اهداف بسیار بزرگتر است.
اهداف استراتژیک ترکیه؛ از عمق استراتژیک تا بازار مشترک
پیگیری این طرح از سوی آنکارا، در چارچوب پیشبرد دکترین “عمق استراتژیک” احمد داووداوغلو، وزیر خارجه اسبق و نخست وزیر پیشین ترکیه، قابل درک است. اهداف ترکیه را می توان در چهار لایه دسته بندی کرد:
۱. رهبری ژئوپلیتیکی و ایجاد بلوک تمدنی
ترکیه در دوره رهبری رجب طیب اردوغان میکوشد خود را نه صرفاً یک قدرت منطقهای، بلکه بازیگر محوری جهان ترک معرفی کند. از این منظر، طرح الفبای مشترک ترکی را میتوان یکی از زیرساختهای نمادین و عملی این راهبرد دانست. این پروژه در عمل، ایده همگرایی کشورهای ترکزبان را به همگرایی زبانی و نوشتاری پیوند میدهد. در صورت موفقیت، آنکارا میتواند به یکی از مراکز اصلی تولید و توزیع محتوای فرهنگی، آموزشی، علمی و رسانهای در این حوزه زبانی تبدیل شود و قدرت نرم خود را افزایش دهد. چنین ظرفیتی همچنین میتواند نفوذ فرهنگی ترکیه را در آسیای مرکزی تقویت کرده و در رقابت با نفوذ سنتی روسیه و نفوذ رو به گسترش چین، جایگاه آنکارا را ارتقا دهد.
۲. ادغام اقتصادی و ایجاد بازار مشترک
یکپارچگی زبانی، پیش درآمد ضروری برای ادغام اقتصادی عمیق تر است. ترکیه به دنبال ایجاد منطقه تجارت آزاد و نهایتاً بازار مشترک کشورهای ترک است. تصور کنید یک تاجر ازبک بتواند بدون مانع زبانی، قراردادی را به ترکی استانبولی با یک همتای ترک خود تنظیم کند و متون حقوقی و استانداردهای فنی با الفبایی یکسان نوشته شوند. این امر هزینه های تراکنش را به شدت کاهش می دهد و راه را برای سرمایه گذاری های کلان شرکت های ترکی در آسیای مرکزی هموار می کند. الفبای مشترک، روان کننده این چرخ دنده های اقتصادی است.
۳. مقابله با نفوذ روسیه و چین در سپهر اطلاعاتی
دهه ها سیطره الفبای سیریلیک، آسیای مرکزی را به لحاظ اطلاعاتی در مدار مسکو نگه داشته است. اینترنت، رسانه ها، و نظام آموزشی این کشورها عمدتاً روسی-سیریلیک است. تغییر به الفبای لاتین ترکی، این بند ناف اطلاعاتی را قطع می کند. از سوی دیگر، ترکیه نگران است که در صورت تداوم استفاده از سیریلیک و افزایش نقش چین، زبان های ترکی به حاشیه روند و جوانان این کشورها به سمت یادگیری روسی یا چینی با الفباهای مربوطه سوق داده شوند. ترویج الفبای لاتین ترکی، راهی برای ترکیه است تا سهم خود را از سواد دیجیتال و اقتصاد رو به رشد در میان نسل جوان آسیای مرکزی تضمین کند.
۴. پروژه ملت سازی مدرن و سکولار (با چاشنی پان ترکیسم)
به رغم گرایش های اسلام گرایانه دولت اردوغان، الفبای لاتین یادگار ترکیه سکولار کمالیستی است. ترویج آن، به طور ضمنی، یک مدل مدرنیته ترکی را تبلیغ می کند که ترکیبی از اسلام اخوانی، ملی گرایی ترکی و مدرنیته غربی است. این مدل می تواند به عنوان بدیلی برای مدل های “اسلام گرایی شیعی و غیراخوانی” از یک سو و “نفوذ روسی/چینی” از سوی دیگر مطرح شود. برای برخی محافل پان ترکیست، این الفبا گامی نمادین در مسیر وحدت سیاسی طولانی مدت است.
ریشه های مقاومت؛ چرا آسیای مرکزی مردد است؟
در برابر این اهداف بلندپروازانه، مقاومت قابل توجهی در کشورهای آسیای مرکزی وجود دارد. این مقاومت از جنس لجبازی سیاسی نیست، بلکه ریشه در محاسبات عقلانی حاکمیتی، تاریخی و اقتصادی دارد.
۱. حاکمیت ملی و هویت مستقل
مهم ترین مانع، ترس از جایگزینی یک “برادر بزرگ اقتدارگرا” (روسیه) با “برادر بزرگ اقتدارگرای” دیگر (ترکیه) است. نخبگان سیاسی آسیای مرکزی، به ویژه در قزاقستان و ازبکستان که خود را قدرت های نوظهور منطقه ای می بینند، هیچ تمایلی ندارند که حاکمیت فرهنگی خود را به آنکارا واگذار کنند. الفبای ترکیه ای که ترکیه پیشنهاد می کند، دقیقاً همان الفبای استانبولی با چند حرف اضافه است.
پذیرش آن می تواند این تلقی را ایجاد کند که زبان های کشورهای آسیای مرکزی صرفاً “لهجه ای” از ترکی استانبولی است. آنها به دنبال الفبایی هستند که بر اساس ویژگی های زبان خودشان طراحی شده باشد، نه نسخه ای دستکاری شده از الفبای کشوری دیگر. به عنوان مثال، برخی کارشناسان قزاقستانی تاکید می کنند که اصلاح الفبای قزاقی باید بر پایه ویژگیهای آوایی و نیازهای زبان قزاقی و با نظر متخصصان انجام شود، نه بر اساس تقلید صرف از الگوهای سایر کشورهای ترکزبان.
بختیار ارگاشف، تحلیلگر سیاسی ازبکستان، در گفتوگو با روزنامه وشرنی بیشکک درباره طرح اصلاح الفبا در ازبکستان اظهار داشت: این به معنای تمسخر آشکار عقل سلیم و مردم عادی است. گروه کوچکی از افراد ناشناس، چیزی را پیش میبرند که معلوم نیست چیست. تازه میگویند چون این طرح به الفبای ترکیه نزدیکتر است، پس ما هم باید به آن سمت حرکت کنیم. این دیگر دیوانگی است. ترکیه و الفبای ترکی چه ارتباطی به ما دارد؟ تاکنون دهها کتاب و کتاب درسی با همین شیوه نگارش حروف منتشر شده و همه چیز بر همین اساس تنظیم شده است.
آنتون بوداروف، وبلاگنویس اهل قزاقستان، نیز با لحنی تندتر، پروژههای سازمان کشورهای ترک (OTS) را سیاستی در راستای «ترکیسازی» کشورهای همپیمان توصیف کرده و آن را با سیاستهای استعماری مقایسه می کند.
وی می گوید: بهطور اتفاقی، استاندارد واحد الفبا شباهت بسیار زیادی به الفبای معمول ترکیه دارد. در مجموع، روند ترکیسازی آغاز شده است و احتمالاً همان اتفاقی رخ خواهد داد که در جمهوری آذربایجان افتاد؛ بهگونهای که طی ۵ تا ۱۰ سال، نیمی از جمعیت به زبان ترکی استانبولی صحبت خواهند کرد… این همان چیزی است که استعمار نامیده میشود؛ یعنی کشوری توسط افرادی اداره شود که هیچ پیوندی با آن کشور ندارند. این مرحله بعدی برای ازبکستان خواهد بود.
۲. کابوس هزینه های اقتصادی و لجستیکی
گذار از الفبای سیریلیک به لاتین، پروژه ای به شدت پرهزینه است. این هزینه ها شامل بازنویسی تمام کتب درسی مدارس و دانشگاه ها، تغییر تابلوها و اسناد اداری، به روزرسانی نرم افزارهای دولتی و بانکی، و از همه مهم تر، آموزش مجدد چندین نسل از معلمان و کارمندان است. قزاقستان که از حدود یک دهه قبل در حال اجرای این گذار بوده، چندین بار برنامه خود را به تعویق انداخته و هزینه های آن را میلیاردها دلار برآورد می کند.
در قرقیزستان، بسیاری از منتقدان معتقدند که در شرایط محدودیتهای بودجهای، اجرای چنین پروژهای اولویت اقتصادی ندارد. همچنین این پرسش مطرح است که آیا ترکیه حاضر است همه این هزینه ها را تقبل کند؟ پاسخ تاکنون منفی بوده است.
سعیدالله عظیماف، نماینده پارلمان ازبکستان، با اشاره به هزینههای چنین اصلاحاتی گفته است: گفته میشود اجرای این طرح نیازی به تأمین مالی از بودجه دولت ندارد. اما اگر آن را اجرا کنیم، دستکم باید از کلاس اول تمام کتابهای درسی را تغییر دهیم… در این صورت چه میزان بودجه باید اختصاص یابد؟
او همچنین به هزینههای تعویض تجهیزات چاپ، از جمله صفحهکلیدهای رایانه، جایگزینی تابلوها، نقشهها و اسناد رسمی، و نیز ضرورت چاپ مجدد حجم عظیمی از کتابها و سایر آثار منتشرشده اشاره کرد.
وی افزود: حامیان این طرح اغلب تصور میکنند که همه این هزینهها را ترکیه «ثروتمند» پرداخت خواهد کرد. اما من اخیراً به آمار فقر در این کشور برخوردم.
بر اساس ارزیابی کنفدراسیون اتحادیههای کارگری ترکیه، حدود ۲۵ میلیون نفر از شهروندان این کشور ــ یعنی نزدیک به ۲۸ درصد جمعیت ــ زیر خط «گرسنگی و فقر» زندگی میکنند. از این تعداد، بیش از ۱۰ میلیون نفر کارگرانی هستند که درآمدشان کفاف زندگی را نمیدهد و بیش از ۱۳ میلیون نفر نیز بازنشستهاند. بزرگسالان یک مسئله هستند، اما با چنین سطحی از فقر، حتی آسیبپذیرترین قشر یعنی کودکان نیز آسیب دیدهاند.
بر اساس آمار مرکز آمار ترکیه (TurkStat)، ۳۶٫۸ درصد کودکان ترکیه در فقر زندگی میکنند. بنا بر برآورد یونیسف، ۱۷۱ هزار کودک در ترکیه از سوءتغذیه رنج میبرند و ۲٫۵ میلیون کودک دیگر نیز به کمک مالی فوری نیاز دارند. همچنین بیش از ۷۰۰ هزار کودک برای تأمین معاش خانوادههای خود ناچار به کار هستند و امکان حضور منظم در مدرسه را ندارند. آیا واقعاً تصور میکنید ترکیه به جای رسیدگی به وضعیت کودکان خود، هزینه تعویض کتابهای درسی و اسناد رسمی کشورهای آسیای مرکزی را پرداخت خواهد کرد؟
او تصریح کرد: طبیعی است که دیپلماتهای ترکیه در نشستهای سازمان کشورهای ترک (OTS) آشکارا از فقر در کشورشان سخن نگویند. اما حتی بدون چنین اعترافی نیز میتوان تورم، افزایش بیکاری، کسری بودجه و رشد فعالیت مخالفان دولت را مشاهده کرد. در چنین شرایطی، برای ترکیه سودمند است که ابتکارهای مختلف بینالمللی را مطرح کند تا توجه شهروندان خود و شرکای خارجی را از مشکلات واقعی داخلی منحرف ساخته و تصویری از موفقیت و ثبات ارائه دهد. حتی ممکن است با حمایت برخی بازیگران خارجی، از جمله لندن، هزینه برخی کارزارهای سیاسی را نیز تأمین کند. اما تأمین مالی اصلاحات پرهزینه در کشورهای دیگر، در توان آنکارا نخواهد بود.
۳. نفوذ تودرتوی زبان و ادبیات روسی
زبان روسی در آسیای مرکزی صرفاً یک زبان خارجی نیست؛ بلکه زبان علم، فناوری، ادبیات کلاسیک و ارتباطات نخبگان است. چندین نسل از روشنفکران، نویسندگان و دانشمندان آسیای مرکزی، میراث فکری خود را به زبان روسی و با خط سیریلیک خلق کرده اند. تغییر خط، این میراث عظیم را به آرشیوی مرده و غیرقابل خوانش برای نسل آینده تبدیل می کند. برای نمونه، آثار چنگیز آیتماتوف، نویسنده برجسته قرقیز، که به زبانهای روسی و قرقیزی (با خط سیریلیک) منتشر شدهاند، برای نسلهایی که تنها با الفبای لاتین آموزش دیدهاند، به بازنشر یا آوانویسی و در برخی موارد ترجمه نیاز خواهند داشت. همین دغدغهها موجب شده است که بخشی از نخبگان فرهنگی، ادبی و دانشگاهی نسبت به پیامدهای فرهنگی تغییر خط ابراز نگرانی کنند.
۴. نگرانی از ایجاد شکاف دیجیتالی و اجتماعی
گذار به الفبای جدید میتواند در دوره انتقال، شکافی موقت در دسترسی به اطلاعات و خدمات میان نسلهای مختلف ایجاد کند. افرادی که سالها با خط سیریلیک آموزش دیدهاند، ممکن است در استفاده از اسناد، رسانهها، سامانههای اداری و خدمات دیجیتال با دشواری بیشتری روبهرو شوند؛ ازاینرو بسیاری از کشورها دورهای طولانی را برای استفاده همزمان از هر دو خط در نظر میگیرند. چنین فرایندی، در صورت مدیریت نامناسب، میتواند نارضایتیهای اجتماعی و شکافهای نسلی را تشدید کند.
از سوی دیگر، اگرچه حروف الفباهای لاتین مورد استفاده در زبانهای ترکی در استاندارد Unicode پشتیبانی میشوند، استفاده از برخی نویسههای ویژه در سامانههای قدیمی، پایگاههای داده و برخی نرمافزارهای بینالمللی ممکن است به چالشهای فنی و نیاز به بهروزرسانی زیرساختهای دیجیتال بینجامد.
کانون مقاومت؛ تحلیل موردی قرقیزستان
در میان کشورهای آسیای مرکزی، قرقیزستان به دلایل خاص خود، به کانون مقاومت در برابر این طرح تبدیل شده است. مقاومتی که فراتر از مسائل اقتصادی و به لایه های عمیق هویتی، سیاسی و تاریخی گره خورده است.
۱. دموکراسی شکننده و صدای بلند ناسیونالیسم مدنی
قرقیزستان در مقایسه با بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی، از فضای سیاسی و اجتماعی نسبتاً بازتری برخوردار بوده و به همین دلیل، بحث درباره تغییر الفبا تنها در سطح دولت باقی نمانده و در دانشگاهها، رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز به موضوعی مورد مناقشه تبدیل شده است.
بخشی از جریانهای ملیگرا، زبانشناسان و فعالان فرهنگی قرقیز نسبت به پذیرش الفبای مشترک ترکی انتقاد دارند. آنان استدلال میکنند که زبان قرقیزی، بهعنوان یکی از زبانهای شاخه قبچاق خانواده زبانهای ترکی، دارای ویژگیهای آوایی خاصی است که باید در هر نظام نوشتاری بهطور کامل بازتاب یابد. از دید این منتقدان، هرگونه استانداردسازی نباید به معنای تبعیت از الگوی زبانی ترکیه تلقی شود و الفبای مورد استفاده باید بر اساس نیازهای زبان قرقیزی و با مشارکت زبانشناسان این کشور طراحی شود.
به عنوان نمونه، قانیبک ایمان علیف، نماینده سابق پارلمان، پژوهشگر فرهنگی و وزیر آموزش و علوم قرقیزستان، اگرچه مخالف همکاری با جهان ترک نیست، اما بارها هشدار داده است که هویت زبانی قرقیزستان نباید در قالب الگوهای وارداتی تعریف شود و هر اصلاح الفبایی باید منافع ملی قرقیزستان را در اولویت قرار دهد.
سایت استانرادار نیز چندی قبل به صراحت در این مورد نوشت: بحث درباره اصلاحات زبانی در سازمان کشورهای ترک، تشکیل گروههای کاری و مشورتهای کارشناسی، در عمل کارایی لازم را ندارند و نمیتوانند منافع قرقیزستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی را تضمین کنند. این مسئله موجب نارضایتی و سردرگمی در جامعه شده است. همچنین زمان آن رسیده است که توان واقعی آنکارا و ظرفیتهای واقعی همکاریهای سودمند بهطور واقعبینانه ارزیابی شود. بسیاری از پروژههای ایدئولوژیک ـ سیاسی که صرفاً در خدمت تبلیغات سیاسی برای اردوغان رئیسجمهور ترکیه هستند و منافع شرکای این کشور را در نظر نمیگیرند، باید متوقف شوند.
۲. معمای دو الفبایی: وضعیت ویژه زبان روسی
بزرگترین ویژگی متمایزکننده قرقیزستان نسبت به بسیاری از جمهوریهای آسیای مرکزی، جایگاه حقوقی زبان روسی است. بر اساس قانون اساسی این کشور، قرقیزی زبان دولتی و روسی زبان رسمی است. ازاینرو، هرگونه تغییر الفبای زبان قرقیزی میتواند نظامی دوخطی ایجاد کند که در آن قرقیزی با لاتین و روسی همچنان با سیریلیک نوشته شود. چنین وضعیتی، اگرچه از نظر حقوقی امکانپذیر است، اما هزینههای آموزشی، اداری و فنی قابل توجهی به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر، هرگونه تلاش برای تغییر الفبای زبان روسی به لاتین، احتمالاً با مخالفت شدید روسیه مواجه خواهد شد؛ زیرا مسکو حفظ جایگاه زبان روسی و الفبای سیریلیک را بخشی از نفوذ فرهنگی و هویتی خود در فضای پساشوروی میداند. همین ملاحظات حقوقی، سیاسی و ژئوپلیتیکی، مسئله اصلاح خط را برای قرقیزستان به موضوعی پیچیدهتر از سایر کشورهای آسیای مرکزی تبدیل کرده است.
۳. وابستگی استراتژیک و ترس از خشم مسکو
قرقیزستان یکی از فقیرترین کشورهای آسیای مرکزی است و همچنان از نظر اقتصادی و امنیتی پیوندهای عمیقی با روسیه دارد. حوالههای ارزی صدها هزار مهاجر کاری قرقیز در روسیه، یکی از منابع مهم درآمد ارزی این کشور به شمار میرود. همچنین، عضویت قرقیزستان در سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) و استقرار پایگاه هوایی روسیه در کانت، همکاری امنیتی دو کشور را تقویت کرده است. در چنین شرایطی، دولتهای قرقیزستان تاکنون از اتخاذ تصمیماتی که بتواند روابط با مسکو را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد، پرهیز کردهاند.
برخی تحلیلگران روس، طرح الفبای مشترک ترکی را بخشی از روند کاهش نفوذ فرهنگی و زبانی روسیه در آسیای مرکزی تفسیر میکنند و آن را در چارچوب رقابت ژئوپلیتیکی با غرب و ترکیه مورد ارزیابی قرار میدهند. از این منظر، هرگونه فاصله گرفتن قرقیزستان از الفبای سیریلیک میتواند در مسکو با حساسیت سیاسی روبهرو شود.
۴. بحران هویت ملی و میراث آیتماتوف
بحث هویت فرهنگی در قرقیزستان تا حد زیادی با میراث ادبی چنگیز آیتماتوف پیوند خورده است. آیتماتوف که آثار خود را به زبانهای روسی و قرقیزی منتشر میکرد، از سوی بسیاری از پژوهشگران نماد پیوند میان فرهنگ قرقیز، سنت ادبی روسی و ادبیات جهانی دانسته میشود. از این رو، بخشی از روشنفکران و منتقدان فرهنگی قرقیز نسبت به طرح الفبای مشترک ترکی با دیده تردید مینگرند.
آنان معتقدند که تغییر خط نباید به گسست از میراث ادبی و فرهنگی شکلگرفته در دوره معاصر بینجامد و سیریلیک را نه صرفاً یک ابزار نوشتاری، بلکه بخشی از تاریخ فرهنگی و هویت مدرن قرقیزستان میدانند. در مقابل، حامیان تغییر خط استدلال میکنند که اصلاح الفبا لزوماً به معنای گسست از این میراث نیست و آثار نویسندگانی چون آیتماتوف همچنان میتوانند از طریق بازنشر، آوانویسی و ترجمه در دسترس نسلهای آینده قرار گیرند.
نتیجه گیری: ایران نباید منفعل بماند
طرح الفبای واحد ترکیه، در ذات خود یک ایده جاه طلبانه برای تقویت پیوندهای فرهنگی و تسهیل همگرایی در جهان ترک به رهبری ترکیه است. با این حال، روش و زمینه ای که ترکیه برای پیشبرد آن انتخاب کرده، آن را به منبعی برای سوء ظن و مقاومت تبدیل کرده است. ترویج رویکردی بالا به پایین و مبتنی بر الگوی الفبای استانبولی، به جای یک فرایند پایین به بالا و زبان شناسانه مبتنی بر ویژگی های بومی هر زبان، این تلقی را ایجاد کرده که هدف، استعماری نو و یکسان سازی زبانی تحت لوای آنکاراست، نه ایجاد یک بستر ارتباطی بی طرف.
مقاومت در قرقیزستان نمادین ترین و پیچیده ترین شکل این چالش است. این کشور با میراث دوگانه ترکی-روسی، دموکراسی شکننده و وابستگی استراتژیک به مسکو، نمی تواند و نمی خواهد هزینه ژئوپلیتیکی و هویتی این گذار را بپردازد. قزاقستان و ازبکستان نیز به عنوان قدرت های نوظهوردر آسیای مرکزی، حاضر به واگذاری حاکمیت زبانی خود نیستند.
در این میان، ایران توجه کافی به احیای میراث زبانی و تمدنی خود در کشورهای منطقه قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی نداشته است. کشورهای این منطقه تا یک قرن پیش با استفاده از الفبایی بسیار نزدیک به الفبای زبان فارسی سخن می گفتند و می نوشتند. تغییر اجباری حروف الفبا از فارسی-عربی به لاتین و سپس سیریلیک در آسیای مرکزی و قفقاز به معنای پاکسازی حافظه میلیون ها انسان بود.
هدف این بود که نسل جدید نتواند کتابهای پدربزرگ های خود را بخواند، سنگ نوشته های مساجد را نفهمد و مهمتر از همه، به ریشه های تمدنی ایرانی و اسلامی خود دسترسی نداشته باشد. این بزرگترین نسل کشی فرهنگی تاریخ معاصر بود که ایران را از کشوری با پیوستگی تمدنی عمیق، به یک همسایه غریبه برای مردمان ساکن در شمال این کشور مبدل کرد.
بی توجهی ایران به این میراث، به ترکیه اجازه داده تا با خلأ بزرگ «هویت ازدست رفته» به نفع خود بازی کند. ترکیه با پیشنهاد الفبای لاتین، خود را به عنوان تنها پناهگاه دنیای مدرن برای ترک زبانان معرفی میکند. اما الفبای لاتین نیز به همان اندازه آنها را از گذشته شان دور میکند.
ایران می تواند با تکیه بر الفبای فارسی-عربی، خود را نه به عنوان رقیب ترکی، بلکه به عنوان وارث حقیقی یک تمدن مشترک و چندصدایی معرفی کند که اقوام و گروه های جمعیتی مختلف همگی در آن سهیم بوده اند. تبدیل گنجینه نسخ خطی مرتبط با این منطقه به منابع دیجیتال، روایت سازی درمورد «خط مادری» و «مقاومت در برابر یکسان سازی فرهنگی غیراصیل»، استفاده از صنایع خلاق و سرگرمی و تقویت تعاملات دانشگاهی می تواند جایگاه ایران را در این زمینه در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی تقویت کند.










ثبت نظر