به گزارش خبرآنلاین، هوش مصنوعی در سالهای اخیر از یک موضوع تخصصی دانشگاهی فراتر رفته و به یکی از مهمترین فناوریهای اثرگذار بر اقتصاد و زندگی روزمره تبدیل شده است. در ایران توجه به هوش مصنوعی در سالهای اخیر بیشتر شده، اما میان تولید دانش و استفاده عملی از آن فاصله قابل توجهی دیده میشود. ایران از نظر تولید علم و انتشار مقاله در جایگاه نسبتا خوبی قرار دارد، اما در تجاریسازی و کاربردیسازی هوش مصنوعی وضعیت بسیار ضعیفتری دارد. شمار شرکتهای فعال در این حوزه نیز در مقایسه با ظرفیت علمی کشور پایین است و بازار محصولات و خدمات هوش مصنوعی هنوز کوچک به نظر میرسد.
بر اساس گزارش ایسنا، این شکاف نشان میدهد که فقط داشتن نیروی متخصص یا مقاله علمی برای شکلگیری یک صنعت موفق کافی نیست. اگر شرکتهای فعال در این زمینه نتوانند رشد کنند، فناوری نیز از محیط دانشگاهی فراتر نمیرود و به نیازهای واقعی اقتصاد و جامعه پاسخ نمیدهد. به همین دلیل، بررسی موانع رشد شرکتهای هوش مصنوعی به یک موضوع ضروری تبدیل شده است.
حمید حیدری از گروه مطالعات علم و فناوریِ پژوهشکده مطالعات فناوری در پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، با همکاری دانشگاه تهران و پژوهشکده مطالعات فناوری پژوهشی را در این خصوص انجام داده است. در این پژوهش تلاش شده که نشان داده شود شرکتهای هوش مصنوعی در ایران با چه موانع و مسائل کسبوکاری روبهرو هستند و چرا رشد کمی و کیفی آنها به اندازه انتظار پیش نرفته است.
پژوهش با رویکردی تفسیری انجام شده است؛ یعنی محقق کوشیده از خلال تجربهها و دیدگاههای فعالان این حوزه، تصویر واقعیتری از مسئله به دست آورد. برای این کار، با ۲۸ نفر از مدیران کسبوکارهای هوش مصنوعی مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شده است؛ مصاحبه نیمهساختاریافته یعنی گفتوگو بر پایه چند پرسش اصلی پیش میرود، اما امکان بیان آزادانه تجربهها و توضیح بیشتر هم وجود دارد. همچنین مستندات و گزارشهای ۱۳۵ شرکت حوزه هوش مصنوعی بررسی شدهاند. در نهایت دادههای گردآوریشده، مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند تا نتایج لازم از دل آنها استخراج شوند.
بر این اساس، هفت محور اصلی شامل توانمندی مدیریتی بنگاه، محیط نهادی شرکتداری، نیروی انسانی، اقتصاد سیاسی، تامین مالی و هزینهها، صادرات و اعتباربخشی به عنوان زمینههای مهم موثر بر وضعیت شرکتهای هوش مصنوعی شناسایی شدند.
یافتههای پژوهش نشان میدهند برخی از مهمترین موانع رشد شرکتهای هوش مصنوعی در ایران، در بحثهای داخلی کمتر دیده شدهاند. یکی از این موارد، تاثیر اقتصاد سیاسی است. ارزان بودن انرژی و نیروی انسانی باعث شده بسیاری از کسبوکارها انگیزه کافی برای استفاده از هوش مصنوعی به منظور بالا بردن بهرهوری نداشته باشند. در چنین شرایطی، برخی مدیران به محصولات هوش مصنوعی مانند یک کالای لوکس نگاه میکنند، نه ابزاری برای کاهش هزینه و بهبود عملکرد. از سوی دیگر، موضوع توان مدیریتی شرکتها نیز جدی است و بسیاری از مدیران این بنگاهها تجربه کافی در اداره کسبوکار ندارند.
پژوهش همچنین نشان میدهد صادرات و اعتباربخشی محصولات هوش مصنوعی از دیگر گرههای مهم این حوزه است. شرکتهای ایرانی در بازار خارجی مزیت رقابتی چشمگیری ندارند، زیرا رقبای بینالمللی آنها معمولا شرکتهای بزرگ و قدرتمندی هستند که مجموعه متنوعی از محصولات را با قیمت رقابتی عرضه میکنند. در داخل کشور هم هنوز سازوکار روشن و فراگیری برای سنجش اعتبار و کیفیت محصولات هوش مصنوعی شکل نگرفته و در بسیاری موارد، این ارزیابی بر عهده کارفرما گذاشته میشود. البته چون بازار این محصولات هنوز خیلی گسترده نشده، این مسئله فعلا به مانعی فراگیر تبدیل نشده است، اما با بزرگتر شدن بازار میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
طبق اطلاعات تکمیلی این پژوهش، بخشی از مسئله به درون خود شرکتها برمیگردد و بخشی دیگر به محیطی مربوط است که این شرکتها در آن فعالیت میکنند. بسیاری از فعالان این حوزه از دل دانشگاهها بیرون آمدهاند و از نظر علمی و فنی توانمندند، اما مهارتهایی مانند بازاریابی، مدیریت منابع انسانی، تامین منابع مالی و اداره یک بنگاه اقتصادی را به اندازه کافی نیاموختهاند. در نتیجه، شرکتی که از نظر فنی ایده خوبی دارد، ممکن است در عمل نتواند مشتری جذب کند یا در بازار دوام بیاورد. این نکته اهمیت آموزش و توانمندسازی مدیریتی را نشان میدهد؛ موضوعی که به گفته محققان، تاکنون کمتر مورد توجه سیاستگذاران بوده است.
از سوی دیگر، شرایط بیرونی نیز فشار زیادی بر این شرکتها وارد میکند. محیط نهادی شرکتداری در ایران، بهویژه برای شرکتهای فناور، پیچیده و گاه متعارض توصیف شده است. مقررات مختلف، نبود سازوکارهای هماهنگ و دشواری ورود و ماندن در بازار، رشد این کسبوکارها را کند میکند. مسئله نیروی انسانی هم مهم است، چون هوش مصنوعی به متخصصان ماهر وابسته است و مهاجرت نیروهای انسانی میتواند به این شرکتها آسیب بزند.
همچنین محدودیت سرمایهگذاری، تحریمها، دشواری ورود به بازارهای خارجی و انحصار یا کمتحرکی برخی بازارهای داخلی باعث میشود تقاضای کافی برای محصولات هوش مصنوعی شکل نگیرد. به بیان ساده، وقتی صنایع احساس نکنند برای کاهش هزینه یا افزایش بهرهوری به این فناوری نیاز دارند، شرکتهای نوآور هم فرصت رشد پیدا نمیکنند.
۵۸۵۸









ثبت نظر