هدف میرزای نائینی در مشروطیت، مهار استبداد قاجار و حاکمیت قانون بود
  • 15 آگوست 2026
  • شناسه : 211880
    بازدید 7
    1

    میرزای نائینی هدف علمای دین از حمایت از مشروطه را مهار استبداد شاهان قاجار، حاکمیت قانون، تحقق عدالت و کوتاه کردن دست بیگانگان می‌دانست.

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    به گزارش خبرنگار مهر، آیت‌الله میرزا محمدحسین نائینی، مشهور به «میرزای نائینی»، از برجسته‌ترین فقها، مراجع تقلید و اصولیان نامدار شیعه در سده‌های سیزدهم و چهاردهم هجری قمری است. وی در سال ۱۲۴۰ خورشیدی (۱۲۷۶ یا ۱۲۷۷ هجری قمری) در شهر نایین و در خاندانی بااصالت و اهل علم به دنیا آمد. پدرش، شیخ‌الاسلام میرزا عبدالرحیم، از بزرگان خاندان منوچهری بود که سلسله‌وار در اصفهان منصب شیخ‌الاسلامی داشتند و خانه آنان همواره پناهگاه مستمندان و ملجأ نیازمندان محسوب می‌شد. میرزا محمدحسین تحصیلات ابتدایی و مقدماتی علوم دینی را در زادگاه خود و در محضر پدر گذراند و با درک زمینه‌های اولیه دانش اسلامی، آماده پیمودن مدارج عالی در حوزه‌های علمیه بزرگ آن عصر گردید.

    میرزای نائینی در سال ۱۲۹۳ هجری قمری، در ۱۷ سالگی، جهت ادامه تحصیل راهی حوزه علمیه اصفهان شد. اصفهان در آن روزگار یکی از مراکز مهم علمی و حوزوی بود و نائینی طی سال‌های حضور در این شهر، دروس سطح، خارج فقه، اصول، فلسفه و حکمت را از اساتید برجسته‌ای همچون ابوالمعالی کلباسی، شیخ محمدباقر ایوانکی و حکیم متأله جهانگیرخان قشقایی فراگرفت. این دوران نقشی تعیین‌کننده در پایه‌ریزی بنیه‌های جامع علمی او در علوم عقلی و نقلی ایفا کرد.

    پس از بهره‌مندی از مکتب علمی اصفهان، نائینی در سال ۱۳۰۳ هجری قمری راهی عتبات عالیات در عراق شد. او نخست به سامرا رفت؛ شهری که به برکت حضور مرجع بزرگ شیعه، آیت‌الله میرزا محمدحسن شیرازی (میرزای شیرازی بزرگ)، به یکی از پویاترین حوزه‌های علمی بدل شده بود. میرزای نائینی در سامرا نزد اساتید بزرگی چون سید محمد طباطبایی فشارکی و سید اسماعیل صدر شاگردی کرد و سپس وارد حلقه درس خاص میرزای شیرازی گردید. او به مدت نه سال از محضر میرزای شیرازی کسب فیض کرد و به دلیل هوش و فضیلت والایش، به یکی از یاران نزدیک و محرمان اسرار او تبدیل شد. در همین دوران بود که با ابعاد علمی و اجتماعی نهضت تحریم تنباکو به رهبری میرزای شیرازی نیز آشنا گردید.

    نائینی علاوه بر سامرا، با سفر به نجف اشرف از درس اخلاق و عرفان آخوند ملا حسینقلی همدانی بهره برد. پس از درگذشت میرزای شیرازی، او به همراه استادش سید اسماعیل صدر به کربلا رفت و دو سال در جوار حرم امام حسین (ع) به تحصیل و تحقیق ادامه داد. سپس در سال ۱۳۱۶ هجری قمری مجدداً راهی نجف اشرف شد و تا پایان عمر در آن سامان سکونت گزید. وی در نجف، ضمن تدریس، در جلسات علمی آخوند خراسانی (صاحب کفایه) شرکت می‌جست. البته به گواه مورخان و شاگردانی چون آقا بزرگ تهرانی، حضور نائینی در محفل آخوند خراسانی بیشتر برای ادای احترام و مشاوره علمی بود، زیرا او خود به درجه بالایی از اجتهاد و استغنای علمی رسیده بود.

    میرزای نائینی را در تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه با لقب «مجددالاصول» و «نوآور علم اصول» می‌شناسند. او با احاطه کامل بر ریاضیات، حکمت، فلسفه، عرفان و کلیات فقه، توانست منزلت علمی ویژه‌ای میان علمای نجف به دست آورد. نائینی مباحث پیچیده اصول فقه را با دقتی کم‌نظیر منظم، تنقیح و تهذیب کرد و با برطرف ساختن ابهامات آن، شیوه‌ای ساختارمند و نو در استنباط احکام ارائه داد. مشرب اصولی وی هم‌سنگ مکتب آخوند خراسانی و از پایه‌های اصلی فقه و اصول معاصر به شمار می‌رود، به طوری که اغلبیة مراجع و محققان پس از او، چه مستقیماً و چه غیرمستقیم، از افکار و قواعد اصولی نائینی بهره گرفته‌اند.

    مقام برجسته علمی میرزای نائینی موجب شد تا حوزه درس او در نجف اشرف به یکی از پربارترین مراجع پرورش فضلای بزرگ بدل شود. وی شاگردان نامداری تربیت کرد که هر یک از ارکان علمی و مرجعیت در جهان تشیع گردیدند. از جمله برجسته‌ترین شاگردان او می‌توان به آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی، آیت‌الله سید محسن طباطبایی حکیم، علامه سید محمدحسین طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان)، آیت‌الله سید محمد حجت کوه‌کمری، آیت‌الله سید محمدهادی میلانی، آیت‌الله سید محمود حسینی شاهرودی، آیت‌الله سید جمال‌الدین گلپایگانی، شیخ محمدعلی کاظمی خراسانی، شیخ محمدتقی آملی و میرزا هاشم آملی اشاره کرد.

    در کنار ابعاد متعدّد علمی، ویژگی‌های اخلاقی و معنوی میرزای نائینی نیز زبانزد بود. او شخصیتی خاشع، اهل تهجد و شب‌زنده‌داری بود. راویان آورده‌اند که وی هنگام مناجات و نماز شب، اشک بر محاسنش جاری می‌شد و دعای ابوحمزه ثمالی را در قنوت نماز شب می‌خواند و هنگام ایستادن به نماز، آثار خضوع و خشیت در چهره‌اش آشکار می‌گشت. او شرط شرکت در دروس خود را مداومت بر شب‌زنده‌داری و نماز شب قرار داده بود و همواره شاگردانش را به اعتدال، خوش‌رویی، جدیت در نگارش تقریرات و پرهیز از تندروی سفارش می‌کرد.

    علاوه بر جنبه‌های حوزوی، نام میرزای نائینی با اندیشه سیاسی و حضور فعال در نهضت‌های اجتماعی و مبارزاتی گره خورده است. در جریان نهضت مشروطیت ایران، او در کنار آخوند خراسانی از رهبران فکری و پشتیبانان اصلی مشروطه خواهان بود. نائینی هدف علمای دین از حمایت از مشروطه را مهار استبداد شاهان، حاکمیت قانون، تحقق عدالت و کوتاه کردن دست بیگانگان می‌دانست. او برای پاسخ به شبهات مخالفان مشروطه و تبین نظری نظام سیاسی اسلام، کتاب شاهکار خود یعنی «تنبیه الأمة و تنزیه الملة» (معروف به حکومت در اسلام) را به نگارش درآورد.

    میرزای نائینی در کتاب «تنبیه الأمة»، مفاهیمی همچون آزادی، عدالت، تفکیک قوا و نظارت بر حاکم را مفاهیمی غربی یا وارداتی نمی‌دانست، بلکه بر این باور بود که اصل این مفاهیم برگرفته از آموزه‌های اصیل اسلامی، سیره پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین علی (ع) است. به عقیده او، در عصر غیبت که حکومت معصوم در دسترس نیست، حکومت مشروطه و مبتنی بر قانون اساسی و مجلس شورای ملی، به دلیل محدود کردن اختیارات حاکم جائر و جلوگیری از ظلم مطلق، بر حکومت استبدادی ترجیح دارد و به آرمان‌های اسلامی نزدیک‌تر است.

    نقش مبارزاتی میرزای نائینی پس از دوران مشروطه نیز ادامه یافت. با وقوع جنگ جهانی اول و اشغال عراق توسط نیروهای بریتانیا، نائینی به همراه دیگر علمای نجف و کربلا به مخالفت آشکار با استعمار انگلیس پرداخت و از قیام مردم عراق (ثورة العشرین) پشتیبانی کرد. این پایداری و مخالفت با مداخلات بیگانگان منجر به فشار حکومت وقت و تبعید/مهاجرت جمعی از مراجع و علماء، از جمله میرزای نائینی و آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، به ایران گردید. آنان مدتی در شهرهای مشهد و قم اقامت گزیدند و به تدریس و هدایت حوزه پرداختند تا آنکه با تغییر شرایط سیاسی عراق، با عزتی دوباره به حوزه علمیه نجف بازگشتند.

    آیت‌الله میرزا محمدحسین نائینی پس از عمری مجاهدت علمی، تربیت ده‌ها فقیه و متفکر، و تلاش در راه آزادی و استقلال جوامع اسلامی، سرانجام در ۲۶ جمادی‌الثانی سال ۱۳۵۵ هجری قمری (شهریور ۱۳۱۵ خورشیدی) در نجف اشرف دار فانی را وداع گفت و پیکر مطهرش در جوار حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) به خاک سپرده شد. میراث علمی و فکری او، به ویژه نوآوری‌هایش در اصول فقه و نظریه‌پردازی دینی درباره حکومت و قانون، همچنان از پرنفوذترین و اثرگذارترین سرچشمه‌های تفکر فقهی و سیاسی در جهان تشیع به شمار می‌رود.

    ثبت نظر

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    دو × 4 =