به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «نظریه دولت اسلامی» نوشته عباس کعبی به تبیین و واکاوی حکمرانی در نگاه اسلام و قرآن پرداخته است. این کتاب در ۱۵۷ صفحه تلاش دارد تا با استناد به قرآن کریم و سیره اهلبیت (ع) و پیامبر گرامی اسلام، ابعاد مختلف این نظریه را به مخاطبان عرضه کند؛ اثری که نویسنده آن را بر پایه سخنرانیها و پژوهشهای خود به رشته تحریر در آورده است.
نظریه دولت اسلامی صرفاً نظریهای در حوزه فلسفه سیاست در کنار نظریههای دیگر نیست. ریشهها و پایههای مستحکم این دولت الگو را میتوان در فطرت و حقیقت حیات اجتماعی انسان برای تحقق کمال و نظمبخشی به زندگی بر پایه عدالت و رهبری انسان صالح، در تحقق قرب و خلافت الهی در آیات قرآن، سیره نبوی و حکومت علوی یافت. متأسفانه دولت بنیامیه و بنیعباس و به دنبال آن سلسله پادشاهان و حکومتهای جائر در میان مسلمانان، بستری انحرافی و خطرناک بر پایه ظلم و ستم، جبرگرایی و عوامفریبی ایجاد کردند.
این کتاب در دو بخش «تبیین تئوری دولت اسلامی» و «تبیین ولایت فقیه بر پایه فقه، حقوق، اخلاق و مدیریت» تنظیم شده است.
نویسنده از منظر قرآنی و با استناد به آیات، به دیدگاه اسلام در خصوص حکمرانی الهی، امت واحده و پیامبران به مثابه دولتهای انبیا اشاره دارد و دولت دینی را به دلیل تفاوت ماهوی، متفاوت از دولت غربی معرفی میکند. ارکان تشکیلدهنده حکومت اسلامی، چهارچوب فکری و نظری این گفتمان را شکل میدهند؛ موضوعی که بهتفکیک بیان شده و از این رهگذر، مسائل جامعه طبقهبندی شده و حل آنها در نسبت با این ارکان تشریح میگردد. یکی از این ارکان، حضور مردم در صحنه نظامسازی است؛ چراکه دولت اسلامی حضور مردم را تشریفاتی نمیداند و تمام خیرات و برکات اسلام در اثر عمل به تکلیف عاید مردم میشود. اساس شریعت، رشد و تعالی مردم است و در حکومت اسلامی این مردم هستند که از حقوق الهی برخوردار میشوند و حضور آنان در صحنه، نهتنها باعث رشد سیاسی، بلکه موجب پیشرفت اسلام میشود.

دولت از بدیهیات اسلام است و ریشههای آن از لحاظ فلسفی، برخلاف نظریههایی که بنیاد دولت را به گسترش خانواده، قهر و غلبه یا قرارداد اجتماعی ارجاع میدهند، ماهیتی اصیل، نبوی و الهی دارد. ازآن جهت که انسان در زندگی اجتماعی به قانون نیاز پیدا کرد و ساماندهی این زندگی ضروری شد، خداوند پیامبران و اصحاب کتاب را مبعوث کرد تا این امر را محقق سازند.
شبهاتی درباره حکومت اسلامی و استقرار آن پس از انقلاب اسلامی
نکته مهم دیگر آنکه دولت پیامبر (ص) که پس از هجرت ایشان از مکه به مدینه شکل گرفت، حدود جغرافیایی مشخصی داشت و ارکان آن بر پایه ایمان و عمل صالح، مسجد بهمثابه دارالحکومه و تدوین میثاق مدینه بهعنوان قانون اساسی، متفاوت از ارکان دولتهای معاصر بود. در این دولت، مسلمانان، اهل کتاب و حتی مشرکان بهمثابه امت واحده و یک ملت شناخته میشدند و تعهدات، حقوق و وظایف متقابل در دولت اسلامی برای آنان در نظر گرفته میشد؛ ازاینرو تاریخ حقوق، سیاست و دولت با تاریخ انبیا گره خورده است. دولت اسلامی ابزاری برای ساماندهی زندگی اجتماعی انسان بر پایه دین و تحقق اهداف الهی بود و به جای ساختارگراییِ رایج در دولتهای معاصر، عمدتاً وظیفهگرا عمل میکند. این دولت، وظایف را بر دوش کارگزاران متعهد میگذارد که در رأس آنها رهبران الهی قرار دارند و در غیاب این رهبران، نایبان آنان دولت اسلامی را اداره میکنند.
پس از شکلگیری انقلاب اسلامی و استقرار حکمرانی دینی در کشور، شبهاتی در خصوص نظریه دولت اسلامی مطرح شد؛ ازجمله این مسئله که برای تحقق رشد و پیشرفت پس از انقلاب، نباید ایده دولت اسلامی مطرح میشد. این اندیشهای است که غالب اصلاحطلبان آن را مطرح کرده و با استناد به دیدگاه آخوند خراسانی و آیتالله خویی، بر این باورند که ورود جامعه اسلامی به عرصه دولتسازی باعث کاهش محبوبیت اسلام و دین میشود. از این منظر، به عملکرد آیتالله سیستانی در عراق نیز اشاره میکنند و بیان میدارند که ایشان به دلیل عدم ورود مستقیم به حکومت، در عراق از محبوبیت بالایی برخوردارند. نویسنده در همین بخش، به پاسخ این شبهات پرداخته و تفسیر و توضیح هر یک از آنها را ارائه میدهد.
بخش دیگری از کتاب به تجربه تاریخی دولت پیامبر اکرم (ص) میپردازد و نگاهی تاریخی به تشکیل حکومت اسلامی در دوران حیات ایشان و پس از آن در دوران امامان معصوم (ع) دارد. مراحل تشکیل این دولت و کنش الهی پیامبر در باب زندگی سیاسی و اجتماعی مردم برای استقرار حکومتی بر اساس آموزههای اسلامی، بیان و تفسیر شده است. اقدامات حضرت در تشکیل حکومت و تشکیلات حکومتی پیامبر (ص) با نگاهی تاریخی روایت شده است؛ روایتی که از آن دوران تا بیداری اسلامی در تاریخ معاصر، انقلاب اسلامی، نظریه تمدن نوین اسلامی و در نهایت ولایت جهانی حضرت مهدی (عج) امتداد مییابد.
ولایت فقیه و فرضیات مطرح شده در این موضوع
از آنجا که بخش مهمی از ارکان حکومت اسلامی در غیاب امام زمان (عج) بر عهده ولیفقیه است، بخش دوم کتاب بهتفصیل درباره ولایت فقیه سخن میگوید. نویسنده در این بخش به معانی و مفاهیم قدیم و جدید ولایت فقیه و معادل آن در حکومتهای دیگر پرداخته و مفروضات و برداشتهای موجود در این زمینه را طرح و پاسخ آنها را ارائه میدهد.
در پایان، کتاب به دیدگاه امام شهید درباره ولیفقیه استناد میکند. ایشان میفرمایند: «مراد از ولیفقیه جامعالشرایط این است که دین حنیف اسلام که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد، دین حکومت و اداره امور جامعه است؛ لذا همه طبقات جامعه اسلامی ناگزیر از داشتن ولیامر، حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان حفظ نماید، از نظام اسلامی پاسداری کند، عدالت را برقرار سازد، از ظلم و تعدی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید و وسایل پیشرفت و شکوفایی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تأمین کند.» ایشان در ادامه میافزایند که این امور در مرحله اجرا ممکن است با مطامع، منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد؛ اما حاکم مسلمانان پس از آنکه وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی بر عهده گرفت، باید در هر موردی که لازم بداند تصمیمات مقتضی بر اساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولیفقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امت مقدم و حاکم است؛ و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه فقیه است.










ثبت نظر