خبرگزاری مهر، گروه استانها: روز خبرنگار هر سال فرصتی برای بررسی وضعیت حرفهای و معیشتی خبرنگاران و چالشهای پیش روی رسانههاست؛ موضوعی که در گلستان، با توجه به ظرفیتهای گسترده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی استان، ضرورت تقویت رسانههای تخصصی و اثرگذار را دوچندان کرده است.
محمد آریاننیا، عضو شورای اطلاعرسانی دولت در استان گلستان، مدرس دانشگاه و فعال باسابقه رسانه، در گفتگو با خبرنگار مهر به مناسبت روز خبرنگار، ضمن بررسی مهمترین چالشهای حرفهای و اقتصادی رسانههای استان، از ضرورت تغییر نگاه به اقتصاد رسانه، تربیت خبرنگاران تخصصی، توسعه روزنامهنگاری دادهمحور و بازتعریف رابطه رسانه و دستگاههای اجرایی سخن گفت و پیشنهادهایی عملی برای ارتقای زیستبوم رسانهای گلستان ارائه کرد.
هر سال در روز خبرنگار از مشکلات معیشتی، بیمه و امنیت شغلی خبرنگاران صحبت میشود. از نگاه شما مسئله اصلی رسانههای گلستان چیست؟
همه این مشکلات واقعیاند، اما من فکر میکنم ریشه بخشی از آنها یک مرحله عقبتر است؛ ما در گلستان هنوز نتوانستهایم «اقتصاد رسانه» را به معنای واقعی آن شکل بدهیم. وقتی دخل یک رسانه عمدتاً به آگهی دولتی، رپرتاژ و چند مشتری محدود وابسته باشد، طبیعی است که اولین قربانی، امنیت شغلی خبرنگار باشد.
به نظرم باید از این تصور قدیمی عبور کنیم که تنها محصول یک رسانه «خبر» است. رسانه امروز میتواند چندین محصول قابل فروش داشته باشد؛ گزارشهای تخصصی صنعت و بازار استان تولید کند، برای بخش خصوصی بولتنهای تحلیلی و رصد رسانهای ارائه دهد، رویدادهای تخصصی برگزار کند، محتوای چندرسانهای تولید کند، سرویس داده و اینفوگرافیک داشته باشد و حتی محصولات رسانهای ویژه گردشگری و معرفی ظرفیتهای اقتصادی گلستان طراحی کند.
مثلاً چرا یک یا چند رسانه توانمند استان نتوانند هر سال «گزارش اقتصاد گلستان» منتشر کنند؟ گزارشی که وضعیت سرمایهگذاری، گردشگری، کشاورزی، صنعت، تجارت و شاخصهای توسعه استان را با داده و تحلیل بررسی کند و مخاطب آن مدیران و فعالان اقتصادی باشد. چنین محصولی هم میتواند درآمد ایجاد کند و هم برای رسانه مرجعیت بسازد.
حتی رسانههای کوچک لازم نیست تمام زیرساخت تولید را به تنهایی تأمین کنند. میتوان یک مرکز خدمات مشترک رسانهای در استان ایجاد کرد که امکاناتی مانند استودیو، تجهیزات تصویربرداری، تدوین، پادکست، اینفوگرافیک و برخی خدمات تخصصی را در اختیار رسانهها قرار دهد. این کار هم هزینه تولید را کاهش میدهد و هم سطح کیفی خروجی رسانههای استان را بالا میبرد.
اقتصاد رسانه با کمک مالی دائمی ساخته نمیشود؛ باید کمک کنیم رسانه «محصول قابل فروش» پیدا کند.
البته از آن طرف رسانه هم باید حرفهای باشد؛ نقد با تخریب، مطالبهگری با تسویهحساب و استقلال با بیمسئولیتی تفاوت دارد.
یکی از پیشنهادهای مشخص من این است که روابط عمومی دستگاههای اجرایی از «خبرمحوری» به سمت «دادهمحوری و پاسخگویی» حرکت کنند. اگر من بخواهم عملکرد یک روابط عمومی را ارزیابی کنم، تعداد خبرهای منتشرشده درباره مدیرکل برایم شاخص چندان مهمی نیست. میپرسم چند درصد سؤالات خبرنگاران پاسخ داده شده؟ متوسط زمان پاسخگویی چقدر بوده؟ چند مجموعه داده عمومی در اختیار رسانهها قرار گرفته؟ چقدر دسترسی رسانه به مدیران و کارشناسان تخصصی فراهم شده است؟
حتی میتوان برای روابط عمومی دستگاههای استان «شاخص پاسخگویی رسانهای» تعریف کرد و سالانه آن را ارزیابی کرد. این کار میتواند رقابت روابط عمومیها را از مسابقه انتشار خبر به مسابقه پاسخگویی تبدیل کند.
از سوی دیگر، هرچه فرایندهایی مانند توزیع آگهیهای دولتی شفافتر و قابل ارزیابیتر باشند، هم رسانهها احساس عدالت بیشتری خواهند داشت و هم مدیران دولتی از شائبه روابط سلیقهای دورتر میشوند.
با گسترش شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی، آینده خبرنگاری در گلستان را چگونه میبینید؟
من اتفاقاً فکر میکنم هوش مصنوعی بیش از آنکه خبرنگاری را تهدید کند، «خبرنگاری ضعیف» را تهدید میکند. اگر کار خبرنگار فقط بازنویسی یک خبر یا تبدیل صحبت یک مدیر به متن باشد، امروز ابزارهای هوش مصنوعی این کار را در چند ثانیه انجام میدهند.
بنابراین ارزش خبرنگار آینده در چیز دیگری است؛ توانایی کشف مسئله، دسترسی به منبع، تحلیل داده، راستیآزمایی، پرسیدن سؤال درست، روایتگری و ایجاد ارتباط میان چند پدیده.
به همین دلیل آموزش خبرنگاران هم باید تغییر کند. دورههای تکراری خبرنویسی دیگر کافی نیست. خبرنگار امروز باید با روزنامهنگاری دادهمحور، ابزارهای هوش مصنوعی، روشهای راستیآزمایی و OSINT، تحلیل شبکههای اجتماعی، تولید ویدئو، سئو و حتی مبانی اقتصاد رسانه آشنا باشد.
من پیشنهاد میکنم در گلستان یک برنامه آموزشی مستمر و پروژهمحور طراحی شود؛ به این معنا که خبرنگار فقط در کلاس ننشیند، بلکه مثلاً در یک دوره روزنامهنگاری ، در پایان موظف باشد یک گزارش واقعی درباره یکی از مسائل استان تولید کند. خروجی آموزش باید وارد رسانه شود، نه اینکه صرفاً یک گواهینامه به آرشیو مدارک افراد اضافه کند.
اگر قرار باشد روز خبرنگار امسال نقطه آغاز یک تغییر واقعی باشد، پیشنهاد شما چیست؟
پیشنهاد من خیلی مشخص است؛ هفدهم مرداد را پایان برنامههای مربوط به خبرنگاران ندانیم، بلکه شروع یک برنامه تا هفدهم مرداد سال آینده بدانیم.
برای این یک سال میتوان چند هدف روشن و قابل سنجش تعریف کرد؛ تهیه اطلس واقعی خبرنگاران و رسانههای گلستان، بررسی وضعیت بیمه و امنیت شغلی خبرنگاران، راهاندازی برنامه مستمر آموزش رسانهای، ایجاد بانک داده مورد نیاز رسانهها و طراحی چند مدل درآمدی جدید برای رسانههای استان.
حتی در جشنوارهها و برنامههای تقدیر از خبرنگاران نیز باید معیارها را تغییر دهیم. به جای اینکه صرفاً تعداد آثار یا خبرهای منتشرشده ملاک باشد، میتوان جایزه بهترین گزارش تحقیقی درباره توسعه گلستان، بهترین گزارش دادهمحور، بهترین گزارش محیطزیستی یا بهترین پیگیری رسانهای منجر به حل یک مسئله عمومی را تعریف کرد.
این تغییر یک پیام روشن دارد؛ به جای تشویق «تولید بیشتر خبر»، باید «اثرگذاری بیشتر رسانه» را تشویق کنیم.
من معتقدم بزرگترین احترام به خبرنگار این نیست که یک روز در سال برایش مراسم برگزار کنیم؛ این است که کمک کنیم ۳۶۵ روز سال بتواند حرفهای، مستقل و با امنیت شغلی کار کند.
اگر توسعه گلستان برای ما یک مسئله جدی است، باید رسانه را نیز بخشی از زیرساخت توسعه بدانیم. همانطور که برای راه، صنعت، کشاورزی و گردشگری برنامه توسعه مینویسیم، برای رسانه استان نیز باید برنامه داشته باشیم.
شما معتقدید گلستان ظرفیت رسانهای بالایی دارد. این ظرفیت دقیقاً کجاست و چگونه میتوان از آن استفاده کرد؟
مشکل گلستان کمبود سوژه نیست؛ اتفاقاً ما روی یک معدن بزرگ سوژه نشستهایم، اما هنوز بخش قابل توجهی از انرژی رسانهای استان صرف انتشار خبر جلسات، اظهارنظرها و اتفاقات روزمره میشود.
گلستان مجموعهای از ظرفیتها و مسائل دارد که بعضی از آنها در مقیاس ملی اهمیت دارند؛ از کشاورزی و امنیت غذایی، جنگلهای هیرکانی و خلیج گرگان گرفته تا آشوراده، گردشگری، تنوع قومی و فرهنگی، ترکمنصحرا، مرز اینچهبرون، تجارت با آسیای میانه و البته مسئله تاریخی توسعه نامتوازن در نقاط مختلف استان.
پیشنهاد من حرکت جدی به سمت «خبرنگاری تخصصی» است. چرا نباید در گلستان خبرنگاری داشته باشیم که در موضوع جنگلهای هیرکانی به یک مرجع ملی تبدیل شود؟ یا خبرنگاری که سالها تجارت مرزی و اینچهبرون را دنبال کند و رسانههای ملی برای تحلیل این حوزه سراغ او بیایند؟
ما باید از خبرنگار همهکاره به سمت خبرنگار صاحب «بیت تخصصی» برویم. یک نفر محیطزیست را عمیق دنبال کند، دیگری اقتصاد و سرمایهگذاری، دیگری مدیریت شهری، گردشگری، کشاورزی یا مسائل اجتماعی را. اگر این اتفاق بیفتد، ظرف چند سال میتوانیم تعدادی خبرنگار مرجع در سطح کشور داشته باشیم.
پیشنهاد مشخص دیگر من ایجاد یک «بانک داده گلستان» برای استفاده رسانههاست؛ مجموعهای که اطلاعات قابل انتشار درباره بودجهها، پروژههای عمرانی، سرمایهگذاری، اشتغال، کشاورزی، گردشگری، پروژههای نیمهتمام و شاخصهای توسعه شهرستانها را منظم و قابل دسترس کند.
این همان فاصله میان خبرنگاری مبتنی بر اظهارنظر و خبرنگاری مبتنی بر داده است.
رابطه دولت و رسانهها را در گلستان چگونه میبینید؟ آیا دولت میتواند در بهبود این وضعیت نقشی داشته باشد؟
حتماً، اما نقش دولت نباید وابسته کردن رسانه باشد. اتفاقاً یکی از نشانههای دولت قوی، تحمل و کمک به شکلگیری رسانه حرفهای و مستقل است.
فکر میکنم رابطه میان مدیران، روابط عمومیها و رسانهها نیاز به بازتعریف دارد. هنوز گاهی این تصور وجود دارد که خبرنگار خوب خبرنگاری است که خبر جلسه، افتتاح و عملکرد مدیر را منتشر کند و وقتی سؤال جدی مطرح میکند، رابطه تغییر میکند. این نگاه باید کنار گذاشته شود.
مدیر توانمند نباید از خبرنگار پرسشگر بترسد. رسانه میتواند مسئلهای را پیش از آنکه تبدیل به بحران شود به مدیر نشان دهد.










ثبت نظر